همه چیز درباره تاریخ تأسیس اولین مدرسه ملی در آباده
• انتشار در ۱۰م اردیبهشت ۱۳۸۶
اطلاعات راجع به تاریخچه آموزش و پرورش آباده توسط آقای محمدحسین نمازی دبیربازنشسته ادبیات به روایت مستقیم از آقای عبدالرحیم رضانیا (به قول آقای نمازی تاریخ زنده آباده) نقل شده است.
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ آموزش و پرورش شهرستان آباده
تا قبل از سال ۱۲۸۵ شمسی آموزش و پرورش در شهرستان آباده به صورت مکتبخانهها بوده. چندین مکتبخانه وجود داشته که در آنها معمولاً قرآن تدریس میشده است و در بعضی علاوه بر قرآن کتب سعدی و حافظ و مولانا نیز تدریس میشده است. چون شاگرد و معلم هر دو علاقهمند بودند به شکلی خاص اداره میشد و واقعاً تدریس معلم و تحصیل شاگرد بر اساس علاقه مفرط آنها بوده است.
در قدیم تعداد مکتبخانهها زیاد بوده. از بین آنها مکتبخانههای مرحوم عباس ادیبزاده، مرحوم حاج ملا احمد، شیخ محمدجان نادری و حاج ملا حسین حمزهپور مهمتر بودند. دو مکتب خانه هم مخصوص خواهران وجود داشته که یکی را خانم طیبه چوبینه اداره میکرده و دومی توسط خواهری که ظاهراً صغری خانم نامیده میشده اداره میشده است. صغری خانم خدمتکار منزل امام جمعه بوده ضمناً به دختران امام جمعه و تعدادی دیگر قرآن میآموخته است. سابقه مکتبخانهای که توسط خانم چوبینه اداره میشده است برمیگردد به ۱۳۰سال پیش.
در سال ۱۲۸۵ شمسی (احتمالاً در فصل بهار) آقای میزا حبیب آموزگار استهباناتی از مسیر آباده عازم تهران بوده که در نزدیکی آباده گرفتار راهزنان میشود و تمامی اموال او به سرقت میرود. میرزا حبیب با لباسی مختصر و عبائی که به خود پیچیده بوده وارد آباده میشود. در دوران قدیم آباده فاقد مسافرخانه و هتل بوده ولی افرادی نامی وجود داشتند که به قول معروف در خونه باز بودند. اگر غریبی وارد شهر میشد یا به خانه این افراد میرفت یا در حسینیه و یا مسجد بیتوته میکرد. چون فرد غریبی بوده مورد توجه مردم قرار میگیرد. احتمالاً یا پرس و جو میکند یا او را راهنمائی میکنند بهر حال با مردی به نام حاج علیخان ملاقات میکند. حاج علیخان مردی نیکوکار، مهماننواز (درخونه باز) یاور مردم و قابل اطمینان. مردی بوده که به آبادانی شهر علاقه وافر داشته. مثلاً بیشتر قنواتی که در آباده احداث شده توسط ایشان انجام گرفته و به نام فرزندان اوست.
(حاج علیخان پدر مرحوم دکتر قربان است که علاوه بر ایشان دارای فرزندان دیگر هم بوده است) زمانی که میرزا حبیب به خانه حاج علیخان وارد میشود ایشان متوجه میشود که میزا حبیب فرد باسوادی است که هم به زبان عربی مسلط است و هم به زبان فارسی. لذا از ایشان درخواست میکند که یکسال در آباده بماند تا به کمک هم مدرسهای تاسیس کنند.
لازم به ذکر است که آقای میرزا حبیب فرزندی دارد به نام جمشید آموزگار که در زمان سلطنت پهلوی دوم، وزیر امور خارجه بوده و مدتی هم پست نخست وزیری داشته است. فردی با سواد است و اکنون در قید حیات میباشد. شایع بود که به جای کوفی عنان کاندید دبیر کلی سازمان ملل متحد میباشند که فرد دیگری انتخاب شد. جمشید آموزگار یک دوره وزیر فرهنگ و یکی دو دوره هم مدیر کل فرهنگ فارس بوده است.
حاج علیخان به هر ترتیب بوده آقای میرزا حبیب آموزگار را راضی میکند و در آباده نگه میدارد و مدرسه ای تأسیس میکند به نام تربیت.
اولین شاگردان مدرسه فرزندان حاج علیخان بودند و فرزندان حکیم و فرزندان حاجی واعظ زاده و احتمالاً چند نفر دیگر. در این مدرسه آقای میرزا حبیب عربی تدریس می کرده و شخصی به نام میرزا حسن، فارسی و میرزا هدایت الله سپهر که از شیراز دعوت شده بود انگلیسی.
آقای میرزا حبیب آموزگار یک سال و اندی در آباده میماند و پس از آن آباده را ترک میکند. با رفتن میرزا حبیب مدرسه تعطیل میشود.
چندی نمیگذرد که حاج ملا عبدالله واعظ زاده روحانی اهل مسجد و منبر بعد از اقامه نماز عشا در راه برگشت از مسجد با جوانی طلبه برخورد میکند که از ایشان نشانی مسجد را جهت بیتوته شبانه میپرسد. حاجی ملا عبدالله طلبه جوان را به خانه میبرد. در ضمن گفتگو معلوم میشود نام طلبه محمدباقر موحد است، اهل مازندران و در اصفهان تحصیل میکند و در حال حاضر جهت انجام کاری از اصفهان خارج شده است.
حاج ملا عبدالله واعظ زاده دارای سه پسر بود به نامهای علی اصغر؛ علی اکبر و میرزا علی. فرد اخیرالذکر پدر کریم واعظ زاده است. علی اصغر واعظ زاده زمانی که با آقای موحد صحبت میکند متوجه میشود که ایشان هم به زبان عربی وارد است هم به زبان فرانسه؛ لذا به پدرش پیشنهاد میکند در حال حاضر که آقای آموزگار آباده را ترک کرده است به کمک آقای موحد مدرسهای تأسیس شود.
با اصرار علی اصغر واعظ زاده مدرسهای به نام اسلامیه و مدیریت حاج ملا عبدالله واعظ زاده باز میشود.
معلمان مدرسه اسلامیه عبارت بودند از: حاج ملا عبدالله واعظزاده؛ میرزا علی آقای واعظزاده، آقای موحد، غلامرضا ادیبزاده و محمدحسین ریاضی. محل مدرسه منزل آقای منبتی در حوالی میدان ولیعصر کنونی در قلعه میر پنج.
در این هنگام به دلیل جنگ دوم جهانی قشون SPR (قشون جنوب) در محل رونقیه آباده مستقر میشود. همراه قشون افسری بوده است به نام میرزا علیخان که حسابدار قشون بوده. میرزا علیخان پس از دیدن مدرسه به فکر گسترش و تکمیل آن میافتد و با کمک حاج ملا عبدالله واعظزاده مدرسه را از خانه آقای منبتی به رونقیه منتقل میکنند. ضمناً نام مدرسه از اسلامیه به همت تغییر مییابد.
این مدرسه (همت) توسط محمدباقر موحد، سیدحسین ضیاءالعلوم، غلامرضا ادیبزاده، میرزا علی آقای واعظ زاده و مدیریت حاج ملا عبدالله واعظزاده اداره میشده.
شاگردان مدرسه همت: آقای عبدالرحیم رضانیا که در قید حیاتند، محمدحسن رضانیا، هدایت الله فروهر، غلامعباس آرام، ذبیحالله قربان و امانتالله روشنزائر. لازم به ذکر است که آقایان آرام و روشن زائر در قید حیاتند.
باید بدانیم که آقای فروهر پس از تحصیل در آلمان در رشته صنایع و معادن و فلزات به ایران برمیگردد و آقای آرام با راهنمایی یکی از افسران SPR (قشون جنوب) به هندوستان مسافرت میکند و پس از فراغت از تحصیل به ایران برمیگردد و به استخدام وزارت امور خارجه در میآید و یک دوره هم وزیر امور میشوند. چنانچه ایشان زنده باشند در خارج از ایران ساکنند.
آقای ذبیحالله قربان پس از تحصیل در علم طب به ایران باز میگردد.
دکتر ذبیحالله قربان به عنوان پدر علم پزشکی فارس و دانشگاه شیراز معروف هستند.
آقای امانتالله روشنزائر از دانشگاه پاریس در رشته فیزیک در مقطع دکترا فارغالتحصیل میشود و پس از مراجعت به ایران به عنوان استاد دانشکده علوم تهران مشغول به کار میشود. ایشان از مهره های اصلی دانشکده علوم بودند و هنوز در قید حیات هستند.
در زمانی که مدرسه همت در رونقیه مستقر میشود، حاجی مخبرالسلطنه هدایت به سمت استاندار فارس منصوب میگردد. هنگام مسافرت ایشان به شیراز از مسیر آباده، دانش آموزان مدرسه همت به پیشواز میروند و سرودی میخوانند و به پرسشهای استاندار جدید فارس جواب میگویند. آقای هدایت از اطلاعات و دانش آنان آگاه میشود و اظهار شادی مینماید. از حاجی واعظزاده درباره مواد درسی دانش آموزان سؤال میکند. حاجی واعظزاده دروسی را اعلام میدارد و از زبان فرانسه به عنوان زبان دوم یاد میکند. آقای هدایت میگوید بهتر است بجای فرانسه عربی تدریس شود.
مدارسی که نام بردیم نه تنها در آباده بلکه در سراسر استان فارس حتی در تمام ایران با بودجه مردم اداره میشده است و اصلاً بودجه دولتی نداشته است. در این زمان تعداد دانش آموزان زیاد میشود و آموزگاران نیز احتیاج به کمک داشتند و آقای واعظ زاده و چند نفر دیگر توانایی نداشتند که مخارج مدرسه را تأمین کنند لذا کم کم افت پیدا میکند.
آقای علیاصغر واعظزاده که علاقه فراوان به فرهنگ داشت چندین بار به شیراز مسافرت میکند تا شاید بتواند در آباده مدرسه دولتی تأسیس کند که کوششهای ایشان به جایی نمیرسد ناچار مردم آباده را جمع میکند و پیشنهاد مینماید ۲۰% به مبلغ مالیاتی که میپردازند اضافه کنند تا دوباره مدرسه راهاندازی شود. پس از توافق مردم مدرسه بعد از ۶ ماه تعطیلی باز میشود.
آقای واعظ به کوشش خود درباره تأسیس مدرسه دولتی در آباده ادامه میدهد و مکرر به شیراز مسافرت مینماید تا اینکه در سال ۱۲۹۴ شمسی مجوز اولین مدرسه دولتی در فارس را برای آباده اخذ مینماید.
این مدرسه بنام مدرسه چهار کلاسه سعدی در کوچه حاج علیخان پشت حمام رضانیا ابتدای خیابان رسالت با مدیریت حاجی واعظ زاده شروع به کار مینماید.
معلمان مدرسه چهار کلاسه سعدی: آقای سید ضیاءالعلوم، آقای غلامرضا ادیبزاده، آقای علیاکبر واعظ زاده، آقای میرزا مهدی امام ملقب به شیخ الاسلام، محمدباقر موحد، محمدرضا ریاضی، محمدعلی ریاحی و خدمتگزاری داشته است بنام حسین جان یا حسین جون که با نام خانوادگی رضانیا.
بعدها که مدارس استان فارس را شماره گذاری میکنند این مدرسه بنام شماره ۱۲ فارس نامگذاری میشود. مدرسه به پشت تیمچه صرافیان منتقل میشود با تابلویی به این مضمون، مدرسه چهار کلاسه پسران سعدی.
دیری نمیگذرد دومین مدرسه دولتی به همت حسین خان سورمقی در تبلیغات آقای علیاصغر واعظ زاده در سورمق تأسیس میشود با مدیریت آقای محمد باقر موحد.
در سال ۱۲۹۰شمسی یعنی چهار سال قبل از تأسیس اولین مدرسه دولتی در آباده دو باب مدرسه ملی در آباده وجود داشته است (غیرانتفاعی کنونی) که کلیه مخارج مدرسه از حقوق معلم و… از وجوه پرداختی دانش آموزان اداره میشده است. یکی پسرانه به مدیریت محمدحسین آگاه و یکی دخترانه دو کلاسه به مدیریت خانم طلعت آگاه که این مدرسه دخترانه در سال ۱۳۱۴شمسی منحل میشود.
اولین مدرسه دولتی دخترانه در سال ۱۳۰۷شمسی در محل پشت کلاه فرنگی فعلی بهنام مدرسه دولتی زنهاریه به مدیریت بانو روحا فروزان تأسیس میشود که بعداً بهنام مدرسه دوشیزگان تغییر نام میدهد.
معلمان مدرسه دولتی دخترانه: خانم ملک سلطانی، غزت خانم قصائی، منیژه خانم وفا، قدسیه خانم حمیدی، قدرت خانم حمیدی، ایران خانم آگاه، و طلعت آگاه. ظاهراً خانم قدسیه حمیدی هنوز در قید حیاتند و در تهران زندگی مینمایند.
درسال ۱۲۹۸شمسی اداره اوقاف و معارف و صنایع مستظرفه در آباده تأسیس میشود. که اولین رئیس آن علیاصغر واعظزاده بود. پس از یکی دو سال بدلیل اینکه آقای علیاصغر واعظ زاده سکته میکند ناچار موقتاً دکتر سید ابوطالب دانا را بهعنوان نماینده آموزش و پرورش معرفی میکنند . بدلیل عدم کارائی کافی ایشان، مردم از آقای علیاکبر واعظزاده تقاضا میکنند جهت تصدی پست ریاست فرهنگ به آباده مسافرت نمایند. ایشان مدت ۶ سال رئیس فرهنگ آباده بود. در زمان ریاست ایشان مدارسی در صغاد، ایزدخواست، سوریان، اقلید تأسیس میشود.
بالاخره درسال ۱۳۰۵شمسی آقای اسماعیل نجومی بعنوان کاندیدای مجلس ششم معرفی میشود. آقای علیاکبر واعظ زاده که با آقای واعظزاده داشته است پس از ملاقاتی که با وزیر فرهنگ آن زمان داشته است حکم انفصال آقای واعظرا گرفته و بجای ایشان میرزا مهدی امام ملقب به شیخ الاسلام پسر بزرگ امام جمعه به ریاست فرهنگ آباده منصوب میشود. از این زمان دو دودستگیها به اوج میرسد و بین کرجهایها و رضاخانیها درگیریهایی شروع میشود.
منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::
دیدگاه کاربران (نخستین پاسخ را بنویسید)
» دیدگاههای این مطلب را با RSS پیگیری کنید.