علی (ع) و شبهای خاموش نخلستان

• انتشار در ۸م مهر ۱۳۸۶

رنج بزرگ یک انسان این است که عظمت او ، و شخصیت او در قالب فکر های کوتاه ، در برابر نگاه های پست و پلید ، و احساس او در روح های بسیار آلوده و اندک و تنگ قرار  گیرد.قلم :: وبلاگ خبری آباده ::
چنین روحی در چنان حالی همیشه  هراسناک است که این نگاه ها این فهم ها و این روح ها او را ببینند ، بفهمند و بشناسند.
بقول یکی از نویسندگان : روزها شیر نمی نالد .
در برابر نگاه روباهان ، در برار نگاه گرگها …  ودر برابر نگاه جانوران ، شیر نمی نالد. سکوت و وقار و عظمت خویش را بر سر شکنجه آمیزترین درد ها حفظ می کند.
اما، تنها در شب ها است که شیر می گرید. نیمه شب به طرف نخلستان میرود ، آنجا هیچکس نیست ، مردم راحت آرمیده اند ، هیچ دردی آن ها را در شب بیدار نگاه نداشته است ، و این مرد تنها … که روی این زمین خود را تنها می یابد با این زمین و این آسمان بیگانه است . و فقط رسالت و وظیفه اش او را با این جامعه و این شهر پیوند داده ، پیوند همه روزه.
ولی وقتی که به خودش برمی گردد ، میبیند که تنها است. به نخلستان  می رود و هراسان که کسی او را در آن حال نبیند زیرا که ، شیر در شب می گرید و تنهایی.و باز برای اینکه ناله او به گوش هیچ فهم پلیدی و هیچ نگاه آلوده ای نیالاید ، سر در حلقوم  چاه فرو می کند ، و می گرید.
این گریه برای چیست…؟
افسوس که گریه او یک معما برای همه است ، زیرا حتی شیعیان او نمی دانند علی (ع) چرا می گرید ؟
از اینکه خلافتش  غصب شده ؟
از اینکه فدک از دست رفته ؟
از اینکه فلانی روی کار آمده ؟ از اینکه او از مقامش … ؟ از اینکه … ؟ از اینکه … ؟
یک روح تنها در دنیایی که با آن بیگانه است ، در یک جامعه ای که در آن زندگی می کند ، اما در سطح آن  جامعه و سطح اسلام قبایلی یارانش نتوانسته خودش را پایین بیاورد و با آن بند و بست ها ، و با آن کشمکش ها ، و با آن خود خواهی ها ، و با آن سطح درکی که یاران پیغمبر (ص)  از اسلام داشته اند نتوانسته خودش را منطبق کند ، تنها مانده است و ، می نالد.
علی (ع) همانطور که فلاسفه می گویند ، می نالد بخاطر اینکه انسان است ، و بخاطر این که تنها است .
علی (ع) در طول تاریخ ، تنها انسانی است که در ابعاد مختلف  و حتی متناقض که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است.
هم مثل یک کارگر ساده ، که با دستش ، پنجه اش و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان ، بدون ابزار قنات می کند ، و هم مانند یک حکیم و یک نابغه می اندیشد ، و هم مانند یک عاشق و یک عارف بزرگ عشق می ورزد .هم مانند یک قهرمان شمشیر میزند ، و هم مانند یک سیاستمدار رهبری میکند ، و هم نمونه بارزی از زهد و تقوی و عرفان و پرستش و اخلاص مطلق است ، و هم مانند یک معلم اخلاق ، مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یک جامعه است .
چنین انسانی و در چنین سطحی ، معلوم است که در دنیا تنها است.
از این دردناکتر ، اینکه علی (ع) در میان پیروان عاشقش نیز تنها است !!
در میان امتش که همه ی عشق و احساس و همه ی فرهنگ و تاریخش را به علی (ع) سپرده است ، تنها است . از هیچ ستایش و تجلیلی در باره ی  او خودداری  نمی کنند ، اما نمیشناسندش و نمی دانند که کیست ؟ دردش چیست ؟ حرفش چیست؟  رنجش چیست ؟ و سکوتش چراست ؟
درد علی (ع) دو گونه است:
یک درد دردیست که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند ، و درد دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده ، و به ناله در آورده است .
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما ، این درد علی نیست .
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است تنهایی است ، که ما آن را نمی شناسیم !!
باید این درد را بشناسیم ، نه آن درد را .
که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی کند .
و ما ، درد علی را احساس نمیکنیم .
آری نیاز زمان و جامعه ما معرفت علی(ع) و ایمان به مکتب اوست که بدانیم مردی را که این همه می ستاییم و این همه دلها برایش می تپد و عشق ها نثارش می گردد ، کیست . . . ؟ زیرا محتب بی معرفت ارزش ندارد ، بت پرستی است ، علی اللهی ها که بیشتر از همه او را بزرگ می شمارند و از او تجلیل می کنند و دوستش می دارند و حتی پیامبران را فرستاده او می دانند. چرا احساساتشان و ولایتشان یک پول نمی ارزد ؟ زیرا این گونه مدح ها و محبت ها در میان همه ملت ها نسبت به معبودشان ، پیغمبرشان ، قهرمانانشان و مقدساتشان هست و هیچ ارزشی ندارد . محبت با معرفت است که با ارزش است.

به فرقش کی اثر می کرد شمشیر ؟             یقینم ابن ملجم ، یا علی گفت.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده :: ( از کتاب در خلوت علی/رضا معصومی )

پست‌های مشابه
  1. تصاویر عزاداری به مناسبت شهادت حضرت علی (ع)، شهرستان آباده
  2. پس‌زمینه مخصوص ولادت حضرت علی (ع) و روز پدر
  3. پس زمینه مخصوص سال‌روز ازدواج امام علی (ع) و حضرت فاطمه‌زهرا (س)

دیدگاه کاربران (یک نظر)

» دیدگاه‌های این مطلب را با RSS پی‌گیری کنید.

  1. چهارشنبه ۱۱ مهر۱۳۸۶ ساعت: ۴:۶ توسط:آپاتیه ی دیروز … آباده ی امروز
    به فرقش کی اثر می کرد شمشیر ؟ یقینم ابن ملجم ، یا علی گفت.

پاسخ دهید

» نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

» لطفا دیدگاه خود را تا حد امکان درباره مطلب بالا بنویسید. اگر نظر خاصی دارید یا می‌خواهید با من تماس بگیرید؛ از فرم‌تماس استفاده کنید.

» شما می‌توانید با مراجعه به وب‌سایت گراواتار، یک آواتار اختصاصی برای خود تعریف کنید، تا در کنار نام شما نمایش داده شود.

» اگر صفحه کلید فارسی ندارید، کافیست پینگلیش بنویسید. نوشته‌ی شما پس از نوشتن هر کلمه به صورت خودکار به فارسی تبدیل می‌شود. در صورتی که می‌خواهید انگلیسی تایپ کنید Ctrl+g را فشار دهید.

*

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>