- معرفی کتاب: قدمت آباده، واژههای اصیل آباده
- همه چیز درباره انجمن سینمای جوان آباده
- با مخترعان آباده؛ سرکار خانم مرضیه کدیور مخترع 4 طرح در زمینه نانو
- دانلود پوسترهای منحصربفرد شهرستان آباده، روز جهانی موزه و میراث فرهنگی
- گزارش تصویری: شبستان ویژه با حضور استاد محمود پاک نیت و همسرمحترمشان سرکار خانم مهوش صبرکن
- ساختمان مسکن مهر، قبل از تمام شدن فرو ریخت!
- آباده در کتاب دانشنامه ایران؛ درباره آباده بیشتر بدانیم
علی (ع) و شبهای خاموش نخلستان
رنج بزرگ یک انسان این است که عظمت او ، و شخصیت او در قالب فکر های کوتاه ، در برابر نگاه های پست و پلید ، و احساس او در روح های بسیار آلوده و اندک و تنگ قرار گیرد.
چنین روحی در چنان حالی همیشه هراسناک است که این نگاه ها این فهم ها و این روح ها او را ببینند ، بفهمند و بشناسند.
بقول یکی از نویسندگان : روزها شیر نمی نالد .
در برابر نگاه روباهان ، در برار نگاه گرگها … ودر برابر نگاه جانوران ، شیر نمی نالد. سکوت و وقار و عظمت خویش را بر سر شکنجه آمیزترین درد ها حفظ می کند.
اما، تنها در شب ها است که شیر می گرید. نیمه شب به طرف نخلستان میرود ، آنجا هیچکس نیست ، مردم راحت آرمیده اند ، هیچ دردی آن ها را در شب بیدار نگاه نداشته است ، و این مرد تنها … که روی این زمین خود را تنها می یابد با این زمین و این آسمان بیگانه است . و فقط رسالت و وظیفه اش او را با این جامعه و این شهر پیوند داده ، پیوند همه روزه.
ولی وقتی که به خودش برمی گردد ، میبیند که تنها است. به نخلستان می رود و هراسان که کسی او را در آن حال نبیند زیرا که ، شیر در شب می گرید و تنهایی.و باز برای اینکه ناله او به گوش هیچ فهم پلیدی و هیچ نگاه آلوده ای نیالاید ، سر در حلقوم چاه فرو می کند ، و می گرید.
این گریه برای چیست…؟
افسوس که گریه او یک معما برای همه است ، زیرا حتی شیعیان او نمی دانند علی (ع) چرا می گرید ؟
از اینکه خلافتش غصب شده ؟
از اینکه فدک از دست رفته ؟
از اینکه فلانی روی کار آمده ؟ از اینکه او از مقامش … ؟ از اینکه … ؟ از اینکه … ؟
یک روح تنها در دنیایی که با آن بیگانه است ، در یک جامعه ای که در آن زندگی می کند ، اما در سطح آن جامعه و سطح اسلام قبایلی یارانش نتوانسته خودش را پایین بیاورد و با آن بند و بست ها ، و با آن کشمکش ها ، و با آن خود خواهی ها ، و با آن سطح درکی که یاران پیغمبر (ص) از اسلام داشته اند نتوانسته خودش را منطبق کند ، تنها مانده است و ، می نالد.
علی (ع) همانطور که فلاسفه می گویند ، می نالد بخاطر اینکه انسان است ، و بخاطر این که تنها است .
علی (ع) در طول تاریخ ، تنها انسانی است که در ابعاد مختلف و حتی متناقض که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است.
هم مثل یک کارگر ساده ، که با دستش ، پنجه اش و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان ، بدون ابزار قنات می کند ، و هم مانند یک حکیم و یک نابغه می اندیشد ، و هم مانند یک عاشق و یک عارف بزرگ عشق می ورزد .هم مانند یک قهرمان شمشیر میزند ، و هم مانند یک سیاستمدار رهبری میکند ، و هم نمونه بارزی از زهد و تقوی و عرفان و پرستش و اخلاص مطلق است ، و هم مانند یک معلم اخلاق ، مظهر و سرمشق فضایل انسانی برای یک جامعه است .
چنین انسانی و در چنین سطحی ، معلوم است که در دنیا تنها است.
از این دردناکتر ، اینکه علی (ع) در میان پیروان عاشقش نیز تنها است !!
در میان امتش که همه ی عشق و احساس و همه ی فرهنگ و تاریخش را به علی (ع) سپرده است ، تنها است . از هیچ ستایش و تجلیلی در باره ی او خودداری نمی کنند ، اما نمیشناسندش و نمی دانند که کیست ؟ دردش چیست ؟ حرفش چیست؟ رنجش چیست ؟ و سکوتش چراست ؟
درد علی (ع) دو گونه است:
یک درد دردیست که از شمشیر ابن ملجم در فرق سرش احساس میکند ، و درد دیگر دردیست که او را تنها در نیمه شبهای خاموش به دل نخلستان های اطراف مدینه کشانده ، و به ناله در آورده است .
ما تنها بر دردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم در فرقش احساس می کند.
اما ، این درد علی نیست .
دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است تنهایی است ، که ما آن را نمی شناسیم !!
باید این درد را بشناسیم ، نه آن درد را .
که علی (ع) درد شمشیر را احساس نمی کند .
و ما ، درد علی را احساس نمیکنیم .
آری نیاز زمان و جامعه ما معرفت علی(ع) و ایمان به مکتب اوست که بدانیم مردی را که این همه می ستاییم و این همه دلها برایش می تپد و عشق ها نثارش می گردد ، کیست . . . ؟ زیرا محتب بی معرفت ارزش ندارد ، بت پرستی است ، علی اللهی ها که بیشتر از همه او را بزرگ می شمارند و از او تجلیل می کنند و دوستش می دارند و حتی پیامبران را فرستاده او می دانند. چرا احساساتشان و ولایتشان یک پول نمی ارزد ؟ زیرا این گونه مدح ها و محبت ها در میان همه ملت ها نسبت به معبودشان ، پیغمبرشان ، قهرمانانشان و مقدساتشان هست و هیچ ارزشی ندارد . محبت با معرفت است که با ارزش است.
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر ؟ یقینم ابن ملجم ، یا علی گفت.
منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده :: ( از کتاب در خلوت علی/رضا معصومی )
مطالب مرتبط:
یا به وسیلهی فـیـد (خوراک)یک نظر برای ”علی (ع) و شبهای خاموش نخلستان“
درج یک نظر
all right reserved 2009-2010
نظرات (RSS)
designer: Sajjad Khalili
؛ قلم:: وبلاگ خبری آباده :: Abadehnews.irPowered By: wordpress , persian wordpress

نوشته شده در ساعت ۱۲:۲۶ ق.ظ | ۲۴ مرداد ۱۳۸۸
چهارشنبه ۱۱ مهر۱۳۸۶ ساعت: ۴:۶ توسط:آپاتیه ی دیروز … آباده ی امروز
به فرقش کی اثر می کرد شمشیر ؟ یقینم ابن ملجم ، یا علی گفت.
[پاسخ به این نظر]