معرفی کتاب: قدمت آباده، واژههای اصیل آباده
• انتشار در ۲۹م تیر ۱۳۸۹
اگر در بین گفتار مردم شهر دقت کنید تفاوت بسیاری در لهجهی بزرگسالان و کهنسالان با جوانان و کودکان شهر خواهید دید. حتی ممکن است معنی بعضی از کلمات برای ما جوانان نامشخص باشد.
بعضی معتقدند که لهجه و گویش آبادهای اصلا کلاس ندارد. ضایع است و زشت. تا زمانی که لهجهی شیک و زیبای تهرانی! وجود دارد و تا زمانی که حتی ما خود آبادهای ها به کسانی که بعضا آبادهای حرف میزنند میخندیم، شاید انتظار زیادی باشد که بتوانیم آبادهای حرف بزنیم.
جناب آقای ایاز شهریاری مولف کتاب قدمت آباده، واژههای اصیل آباده مینویسد:
سالها در ضمن مطالعه و تدریس بسیاری از کتب مختلف به این نتیجه رسیدم که بسیاری از واژهها را که در گویش مردم آباده و اطراف آن بهکار میبرند پارسی سَرِه و خالص است.
برخی از این واژهها که در گویش مردم آباده بکار میرود مربوط به زبان سنسکریت است که قدمت آن به بیش از پنج هزار سال قبل میرسد.
“در کتاب قدمت آباده، واژههای اصیل آباده؛ اصل هر واژه و مأخذ آن از کتب بسیار کهن و نیز فرهنگهای اصیل و کتیبهها و سنگ نبشتهها استفاده شد و تطور و دگرگونیهای آن ذکر گردیده است.”
“این کتاب شامل چهار جلد است که سه جلد اول آن مربوط به واژه و قدمت آباده میباشد و جلد چهارم آن از دانایان، دانشمندان، شعرا، نویسندگان و نیز آنانکه در پیشرفت این شهرستان کوشش کردهاند نام برده میشود.”
جلد اول این کتاب شامل دو فصل و هر فصل از دو بخش تشکیل شده است. عناوین مطرح شده در کتاب عبارتند از:
فصل اول :
- بخش نخست: سخنی کوتاه درباره زبانهای باستانی ایران، زمان زردشت، زادگاه زردشت،معنی واژه زردشت، آیا نام سخنان زردشت اوستا بوده، زبان پارسی میانه، ترادف واژهها، تطور و دگرگونی واژهها، تطبیق بعضی واژهها در گویش آباده و گویش بهدینان، تطبیق بعضی واژههای اوستایی، هخامنشی، پهلوی ساسانی و پارسی کنونی، چرا در گویش آباده حرف (ک) به آخر اسمها اضافه میشود؟
- بخش دوم: سخنی چند درباره شهر رخا و تطور آن و جایگاه شهر رخا و ابرکوه، برداشت از فرمایش حضرت علی(علیهالسلام) در مورد شهر رَس و رسا، نتیجه گفتار ما درباره شهر رخا، فراغه،گفتاری کوتاه درباره جمشید و شهرستان مِیَمْ در ابرکوه
فصل دوم:
- بخش نخست: سخنی چند درباره سرزمین آباده و بعضی واژهها، پرکوه (کوه پرگَ)
- بخش دوم: ترجمه سنگ نبشته داریوش در کوه بیستون که به خط میخی است و ترجمه اسامی و واژهها، خلاصه گفتار درباره سنگ نبشته داریوش در بیستون، نکته مهم درباره واژههای این کتاب و قدمت شهر آباده، توضیح درباره کوه (أکاشه، عکاشه) خواجه عکاشه و واژه آن، عقاید و آرای مختلف درباره (أکاشه، عکاشه) که بعضی تخیلی و برخی دیگر ساختگی و عاقلانه است، نتیجه گفتار ما در مورد کوه أکاشَ (عکاشه)، نزدیک ترین کوهها به آباده در قسمت شمال طبیعی آباده (کوه أکاشه، قلعه گبری و کوه رِوَند)، افسانهای درباره کوه خواجه أکاشَ (خواجه عکاشه) و ارتباط آن با به دینان و موضوعات دیگر درباره این کوه، سورمغ (سورمق) و نتیجه گفتار ما در مورد سورمق، تلها و تپههای نزدیک آباده، نام بعضی از کوهای جنوب طبیعی آباده، نام برخی از کوههای شمال طبیعی آباده، نکتهها و واژههای حرف همزه (که آنرا به صورت الف مینویسند و نیز حرف (آ)، حرف (ب) و (پ) و واژههای مربوط به آنها
در کتاب قدمت آباده، واژههای اصیل آباده آمده است:
واژه آباده
به زبان پارسی هخامنشی (اُوادَئیچَی) از کتاب فرمانهای شاهان هخامنشی (ص۱۳۷) و نیز کتاب فارسی باستان (ص۱۵۹) نام شهری است در فارس
ئی چَیَ —تطور—> ویچ. لذا اوادَویچ یعنی شهر و سرزمین آباده
با توجه به گفتارهای پیشین [صفحات ۴۷و۴۸و۴۹] «اُوادَ» و «اُوادا» به معنی آباده است. حتی در گویش روستاهای آباده، این واژه را به صورت آبادَ، اُوادَ، اُوادِ تلفظ میکنندو همانطور که گفته شد، اُوادَئیچَیَ به زبان هخامنشی و اُوادَویچ به زبان پهلوی همان آباده است.
پس آباده در کتیبهی هخامنشی «اُوادَئیچَیَ» خوانده شده است.
ترجمه بند ۸ سنگنبشته کتیبه بیستون از داریوش:
[داریوش شاه گوید پس از آن، آن وَهیَزداتَ را و مردانی که یاران برجسته او بودند در شهر «اُوادَئیچَیَ» نام در پارس در آنجا آنها را دار زدم.]
جلد اول کتاب از حرف الف آغاز و تا حرف پ را در برمیگیرد. در ادامه تعدادی از لغات که در جلد اول کتاب نوشته شدهاند آورده شده است:
» آجیده کردن (آژیده کردن): بخیه زدن به طوریکه بخیهها ریز و نزدیک به هم باشند.
» اَخُوِه: خمیازه
» آخِیش، آخِی: این واژه در گویش آبادهای در موارد زیر بهکار میرود:
۱- در مورد دلسوزی، ترحم و مهربانی ۲- راحت و آسوده شدن از گرفتاری و سختی ۳- دریغ و تاسف
» آدِری یا آبله پیکوک: دانههای سرخ و ریز که بر بدن کودکان و به ندرت بزرگسالان ظاهر میشود و با تب همراه است.
» آراشت: یعنی آرایش که از لحاظ دستور زبان فارسی اسم مصدر میباشد.
» اِگدِی: بسیار زیاد » بادیون (بادیان): در گویش آباده به رازیانه، بادیون گویند.
» بُوُ: پدر » پاپَتی: لخت و برهنه و فقیر
» پاییدن: مواظب و مراقب چیزی بودن
» پِتکردن: با حالت اندوه نشستن و خاموش و غمگین بودن
پِرِچ بستن: چیزی را با اصرار خواستن
متاسفانه کتاب قدمت آباده، واژههای آباده، با خط دستنویس چاپ و منتشر شده است که کمی ناخواناست . بسیار بهتر بود که این کتاب ارزشمند تایپ میشد و با طراحی صفحات منتشر میگردید.
خلاصه:
نام کتاب: قدمت آباده، واژههای اصیل آباده (جلد اول – الف تا پ)
نویسنده: ایاز شهریاری
ناشر: انتشارات اندیشه آور

دیدگاه کاربران (نخستین پاسخ را بنویسید)
» دیدگاههای این مطلب را با RSS پیگیری کنید.