بازی‌های محلی آباده: برو و بیا

بازی های محلی آباده : برو و بیا (bro o biya) بازی های محلی آباده از دکتر جمشید صداقت کیش

وسایل مورد بازی : چفته ، گو {در بازی بیگیر بی بالو توضیح داده شد}؛ زمین بازی حداقل 30×10 متر مربع .

گروه سنی بازیکنان : 10 تا 20ساله – ایام نوروز افراد مسن هم بازی می کنند- .

جنس بازیکنان : مرد ؛ نوع بازی : گروهی

فصل بازی : آغاز آن اوایل اسفند – اوج آن ایام نوروز است و تا آغاز فصل پاییز ادامه دارد.

تعداد بازیکنان : نامحدود اما هیچگاه از 12 نفر (به دلیل کیفیت بهتر بازی) تجاوز نخواهد کرد.

مقدمات بازی:

معمولا دو نفر از میان بازیکنان به عنوان استاد انتخاب می شوند. این عمل بیشتر بر اساس توافق و یا شرایط سنی میباشد. سپس این دو نفر یاران خود را انتخاب می کنند . روش های انتخاب یاران به همان ترتیبی که قبلا بحث شد از طریق : 1- سرازول ؛ 2 – پرتوپیک انتخاب می کنند . تعداد یاران دو گروه ، باید مساوی باشد (در اینجا گروه ها سه نفری فرض شده اند.)

پس از تعیین یاران ، انتخاب «بالا و پایین» می باشد. منظور از بالا قسمت بالای زمین، و پایین، قسمت پایین زمین می باشد. معمولا بالای زمین ارجحیت دارد چون گروهی که در قسمت بالا قرار می گیرند بازی را شروع می کنند و گاه ممکن است ساعت ها در همان قست قرار گیرند.

طرز انتخاب زمین از طریق «تر و خشک » است که قبلا در اینجا توضیح داده شد. پس از تعیین بالا یا پایین زمین ، دقــه گاه (:daqega) تعیین می شود. معمولا در طول زمبن از قسمتی که گروه بالا می ایستد یک محل را مشخص [می کنند] (با سنگ روی هم گذاشتن) و یک محل [هم] در قسمت زمین پایین تعیین می کنند و به همان ترتیب سنگ روی هم می گذارند تا برای هر دو گروه مشخص باشد. همواره گروه بالا تمایل دارد فاصله این دو محل یا دقه گاه کم باشد و گروه پایین زیاد (علت این امر بعدا توضیح داده می شود)

پس از عمل تعیین دقه گاه گروه پایین یک نفر (فرض علی) را برای «آب دادن » به گروه بالا معرفی می کند.

شروع بازی: از سه نفری که در بالای زمین قرار دارند طبق دستور استاد، کسی که از همه این سه نفر ضعیف تر است عمل زدن گو را شروع می کند بدین ترتیب که علی گو را بالا می اندازد ( آب می دهد) تا اولین نفر با چفته زیر آن بزند. علی معمولا سعی می کند به طریقی ید آب بدهد که اولین زننده گو نتواند خوب زیر گو یزند . ممکن است به طور انحرافی بالا بیندازد و یا ممکن است کوتاهتر از آنچه لازمست بالا بیندازد . به هر ترتیب اولین زننده گو هم سعی می کند اگر علی بد آب داده باشد نزند.

اولین زننده گو مجاز است هرچه می تواند زیر گو بزند اما باید سعی کند گوی هوایی نزند. در صورتی که چنین عملی رخ دهد ممکن است که یکی از گروه افراد پایین گو را بدون برخورد به زمین یا مانعی از هوا بقاپد و بازی گروه بالا خاتمه یابد.

بازی های محلی آباده (برو و بیا)

در صورتی که علی خوب آب داد و اولین زننده گو نتوانست زیر گو بزند آنرا اصطلاحا «چس کردن» (chos kerdan ) می گویند و اگر این عمل سه مرتبه تکرار شود، اولین زننده گو سوخته و باید برود سه دقه گاه بالایی بایستد.

وظیفه اولین زننده گو آنست [که] به هر ترتیب شده فاصله میان دو دقه گاه را طی کند البته در همه حال گروه مخالف (گروه پایین) با همکاری سعی می کنند که اولین زننده گو را با گو بزنند و اکر این عمل انجام شود بازی به نفع گروه پایین می باشد و می روند محل بالا و گروه بالا به قسمت پایین می آیند بنابراین اولین زننده گو سعی می کند در لحظاتی که دومین دوست هم گروهش (با توجه به اینکه علی برایش آب داده) و او زیر گو زده با دویدن به دقه گاه پایین برود و برگردد اگر موقعیت مناسب نبود سر دقه گاه پایین بایستد تا موقعیتی مناسب پیدا شود و برگردد.

دومین نفر زننده گو از گروه بالا عینا مشابه اولین نفر زننده گو کارش را ادامه می دهد و فقط باید رعایت کند که :

  1. هوایی نزند و اگر می زند به طریقی باشد که گروه پایین نتواند آنرا از هوا بقاپد .
  2. سه مرتبه چس نکند.
  3. به طریقی بزند که دوستش بتواند به طرف دقه گاه پایین بدود و برگردد یا حداقل به دقه گاه پایین برود.

در مورد شرط اول که باخت گروه بالا خواهد بود و در مورد شرط دوم باید برود سر دقه گاه برای رفتن و آمدن ؛ (برو و بیا).

نفر آخر یا استاد هم کار خود را شروع می کند. معمولا دو نفر هم گروهش در پناه گو زدن های بسیار خوب می تواند «بروند و بیایند» یعنی تا دقه گاه پایین بروند و بیایند. اگر این عمل انجام شود اولین زننده گو کار خود را مانند قبل انجام می هد و سپس دومین زننده گو همین عمل را تکرار می کتد اما اگر فرض کنیم دو نفر از یاران گروه بالا ، در دقه گاه پایینی باشند و گوهای استاد ناموفق یا ، چس کند، در این حالت یکی از گروه پایینی ضمن اینکه مواظب است که استاد گروه بالایی به دقه گاه پایین و دو نفر یار گروه بالایی از دقه گاه پایین به دقه گاه بالا نروند فرصتی به آنان می دهد و آن نیزه انداختن است. بدین ترتیب که استاد گروه پایین گوی را تا سه مرتبه بالا می اندازد (ممکن است یک مرتبه نیزه کافی باشد یا دو مرتبه یا حداکثر سه مرتبه) . تا افراد گروه بالا «برو بیای » خود را انجام دهند ، اگر انجام ندهند باخته اند و باید به قسمت پایین زمین بروند. اغلب اتفاق می افتد هنگامی که استاد گروه پایینی نیزه می اندازد یکی از یاران گروه بالا دویدن خود را آغاز می کند و در همین هنگام استاد گوی را مجددا گرفته و به سوی او پرتاب می کند. اگر به بدن یا لباس او برخورد کند باید به قسمت پایین زمین بروند و اگر نخورد کسی که به دقه گاه بالایی رسیده بازی را ادامه می دهد.

در اینجا لازم است تذکر داده شود که در زدن گوی به یاران گروه بالایی محدودیت بدنی وجود ندارد و هرجا که برخورد کند مورد قبول است.

در صورت موفقیت، گروه پایینی ، به قسمت بالا می روند و همان عملیات را تکرار می کنند. اغلب دیده شده که چندین مرتبه گروه ها جای خود را تغییر می دهند و به همین دلیل شور و هیجان و تلاش بیش از حدی که هر گروه برای کسب موفقیت انجام می دهد این بازی بیشتر از هر بازی دیگری در آباده (با توجه به شرایط سنی بازیکنان) مورد استقبال می باشد و اگر به دلایل خاصی گروه بالایی (مثلا در اثر اعتراض و یا اشتباه مسائل دیگر)نتوان به بازی ادامه دهد گروه پایین برای گروه بالا شعرهای دسته جمعی می خوانند که گاه به دعوا انجام می پذیرد که خواندن شعر های دسته جمعی را دودو کردن می گوییند.

منبع : قلم :: وبلاگ خبري آباده ( گرفته شده از كتاب بازي هاي محلي آباده / جمشيد صداقت كيش )

بازی‌های محلی آباده: بیگیر بی بالو

برداشت از كتاب بازی‌های محلی آباده نوشتهٔ جمشید صداقت‌کیش

بیگیر بی بالو (Bigir Bi Ba:lo) – بگیر بیا بالا:

وسایل مورد نیاز بازی:

  • گو (gu)
  • چُفته (chofte)
  • زمین بازی حداقل ۳۰×۱۰ مترمربع

گروه سنی بازیکنان: 10 تا 20 ساله، ایام نوروز افراد مسن هم بازی می‌کنند.

جنس بازیکنان: مردان

فصل بازی: آغاز اوایل اسفند، ایام عید اوج بازی و تا آغاز فصل پاییز ادامه دارد.

نوع بازی: فردی (فرد در گروه)

تعداد بازیکنان: نامحدود (گاه تا 100 نفر دیده شده).

 

این بازی یکی از بازی‌های متداول ایام نوروز است و تصور می‌رود که سابقه تاریخی داشته باشد. قبل از تشریح بازی لازم است وسایل مذکور را بررسی نماییم:

  • چُفته (chofte) چوب بلندی است به قطر تقریبی پنج سانتی‌متر و به طول سی یا چهل سانتی‌متر.
  • گو (gu) تحریف شده گوی؛ اخیراً به جای آن از توپ تنیس که به توپ ماهوتی معروف است یا انواع توپ‌های لاستیکی به همان اندازه توپ تنیس استفاده می‌شود.

اما گو و طرز درست کردن آن بدین ترتیب بوده است که:

ابتدا سنگ کوچکی را برمی‌داشته و نوارهای پارچه‌ای مستعمل یا نو اما محکم و با دوام را با فشار زیاد به دور سنگ می‌پیچیدند و آن را به صورت گلوله در می‌آوردند و برای وصل کردن نوار های پارچه ای که معمولاً 10 الی 20 سانتی‌متر می‌بود از آب دهان استفاده می‌کردند بدین ترتیب که نوار جدید را در دهان قرار داده خیس می‌کردند و روی آخر نوار پیچیده شده که آن هم خیس شده بود قرار می‌دادند. هر چه این گو محکم‌تر پیچیده می‌شد خاصیت ارتجاعی آن بیشتر می‌گردید.

اندازه طبیعی این گوی برابر است با توپ تنیس بنابراین به مرحله پایانی کار که رسید خاصیت ارتجاعی آن را امتحان می‌کنند بدین ترتیب که چندین مرتبه آن را به زمین می‌زنند تا میزان عکس‌العمل و بالا رفتن آن مشخص شود. اگر حدود دو یا سه متر بالا رفت خوب پیچیده شده اما اگر صدای «تاپ» کرد و کم بالا رفت (حدود نیم متر یا کمی بیشتر) باید مجدداً نوارهای پارچه باز شود و محکم از ابتدا پیچیده شود.

پس از پایان کار روی آن را به چند روش می‌دوزند:

  1. به صورت دوختن معمولی با کوک‌های بسیار بلند دو سانتی تمام رویه آن را درهم و برهم به نحوی می‌دوزند که لبه نوارها دوخته شود زیرا اگر لبه نوارها دوخته نشود کافی است یکی از نوارها باز شود در این حالت گوی کاملاً باز می‌شود.
  2. نوع دوم در اصطلاح محلی «چیدن» و به عبارت ادبی «بافتن» است. طرز بافتن بدین طریق است که ابتدا لبه آخرین نوار گوی را به جای به دهان بردن با سوزن می‌دوزند و سپس با نخ‌های قالی بافی «تنیده» دور گوی سه یا چهار مرتبه می‌بندند به نحوی که چندین نصف‌النهار برای این گوی کروی درست شود تعداد نصف‌النهار ها به چند چیز بستگی دارد: حوصله بافنده، گو – که ممکن است بخواهد کار را سر هم بندی کند و زودتر از شر آن خلاص شود، گوی کوچک باشد.

بنابراین یک گو، فقط می‌تواند حداقل چهار نصف‌النهار داشته باشد به ترتیبی که هر قسمت از آن کاملاً با هم مساوی باشد. اما اگر گو بزرگ‌تر باشد ممکن است تعداد نصف‌النهار ها 8 یا 12 باشد. آنچه که در این تقسیم بندی مهم است مساوی بودن قسمت‌های بین دو نصف‌النهار می‌باشد.

برای بافتن از سوزن لحاف دوزی استفاده می‌کنند که در آباده به آن «سوزن خط کشی» می‌گویند. این سوزن از لحاظ طول (یک برابر و نیم) و از لحاظ ضخامت (دو برابر) سوزن معمولی می‌باشد. نخی که برای بافتن به کار می‌رود از لحاظ کلفتی نسبت به نخ نصف‌النهار ها نازک‌تر می‌باشد و در رنگ‌های زیر به کار می‌رود:

قرمز، زرد، سبز، بنفش و سوسنی [در آباده بنفش را «سویکوهی» می‌گویند که تحریف شده سایکوهی می‌باشد].

کلیه رنگ‌های مزبور پررنگ می‌باشد به دلایل خاص خود. زیرا رنگ‌هایی که در شهرستان‌ها و روستاها به کار می‌رود کمتر دارای رنگ ملایم و آرام می‌باشد.

برای بافتن ابتدا از نخ‌های هر نصف‌النهار شروع می‌کنند بدین صورت از نوع کوکی استفاده می‌شود که اصطلاحاً «دندون موشی ریز» گفته می‌شود زیرا نمایانگر دندان‌های موش می‌باشد. [کوک دندون موشی در قدیم بیشتر برای دوختن دور بقچه، دستمال و رو طاقچه‌ای استفاده می‌شده و در حکم تزیین بوده است اما دندون موشی ریز فقط برای گو، زده می‌شده – طرز بافتن روی گیوه و ملکی در آباده به همین ترتیب است].

پس از اینکه دور تا دور نصف‌النهار به همین ترتیب کوک زده شد برای زمینه اصلی بین دو نصف‌النهار همین کوک دندون موشی زده می‌شود با این تفاوت که به نوار های پارچه ای گو هم داخل می‌شود.

ضمناً این کوک زمینه اصلی ارتباط مستقیم با کوک نصف‌النهار ها را دارد بدین طریق که از حلقه های همان کوک‌ها کوک‌های زمینه اصلی زده می‌شود. مجموعاً طرح اصلی بافت روی گو در سه حالت زیر امکان پذیر است:

  1. هر قسمت خانه بین دو نصف‌النهار در چند رنگ مختلف از رنگ‌های قرمز، سبز، بنفش و سوسنی.
  2. هر قسمت (خانه) بین دو نصف‌النهار فقط یکی از رنگ‌های قرمز، زرد، سبز، بنفش و سوسنی.
  3. امکان دارد کوک‌ها به صورت مدار های کره گو زده شود و هر سه مرحله کوک یا چهار مرحله در یک رنگ و مجموعاً کلیه مدار های گوی در چند رنگ.

در حدود 30 یا 40 سال قبل بجای نوار پارچه ای از نوار های لاستیکی در همان اندازه استفاده می‌کردند ضمناً در هنگام پیچیدن دور سنگ ریزه آن را با حالت ارتجاعی لاستیک می پیچیدن و چون امکان دوختن آن وجود نداشت روی آن‌را می‌بافتند. اما این گونه گو ها به دلیل خاصیت ارتجاعی بیش از حد و نیز به علت درد شدیدی که از برخورد آن با بدن انسان ناشی می‌شود مورد قبول در بازی‌ها قرار نمی‌گیرد.

 

 

نحوه بازی:

گروهی که بازی می‌کنند تعداد مشخصی ندارد. در روزهای آخر اسفند گروه صد نفری هم دیده می‌شود که بازی می‌کنند و در میان آنان مردان میان‌سال و کهن‌سال نیز مشاهده می‌شود.

معمولاً یک نفر را بر حسب توافق انتخاب می‌کنند که برود «بالا». قسمت بالا می‌تواند در چهار جهت اصلی باشد مگر باد موافق نباشد بنابراین بالا باید موافق باد باشد، بقیه افراد در پایین. طرز قرار گرفتن افراد در قسمت پایین بدون نظم و ترتیب می‌باشد لذا افراد در جهت‌های مختلف پراکنده می‌باشند.

فردی که بالا باشد کار خود را با زدن «چفته» زیر «گو» آغاز می‌کند. این فرد اگر چفته بازی را خوب بداند خوب می‌تواند گو بزند. حالات زدن گو به صورت نیزه (یعنی سر خود به صورت عمودی بزند) و یا به صورت هوایی (یعنی به صورت کمان) می‌تواند باشد.

هر کس بتواند گوی زده شده را بدون برخورد به دیوار، زمین یا مانعی یک دستی یا دو دستی بگیرد می‌رود بالا و کار خود را شروع می‌کند. ادامه این بازی بستگی به حوصله بازی کنان دارد. معمولاً «چفته زن» از تعداد چفته‌هایی که زیر گو می‌زند چندتایی از آن زیر گو نمی‌خورد که به آن اصطلاحاً «چس کردن» یا «چس شدن» می‌گویند. در صورتی که هر بازی کن سه مرتبه پشت سر هم و متوالی «چس کرد» باید جای خود را به دیگری واگذار نماید. انتخاب نفر بعدی در اثر توافق همه بازیکنان می‌باشد.

این بازی نمایانگر قدرت گوی زن و نیز قدرت گیرنده گوی می‌باشد که گاه چند نفر شهرتی در این زمینه به هم می‌زنند.

با توجه به واژه های این بازی از جمله «چفته» (که احتمالاً تحریف شده چوگان می‌باشد) و گو (تحریف شده گوی) نیزه (وجه تشابه زدن گوی مانند نیزه) و غیره باید سابقه تاریخی نسبتاً زیادی داشته باشد.

 

بازی‌های محلی آباده: یارگیری، قسمت دوم

برداشت از کتاب بازی‌های محلی آباده نوشتهٔ جمشید صداقت‌کیش

 

سَراَزوَل دو نفری

سرازول دو نفری عیناً مشابه سرازول گروهی می‌باشد، با این تفاوت که فقط در این نوع یارگیری تعداد دو نفر می‌باشد و عدد مشخص شده هیچ گاه از عدد ۲۰ (تعداد انگشتان دو دست) تجاوز نمی‌کند. فرض می‌کنیم عدد ۷ مشخص شده باشد بنابراین عدد هفت به هرکس اصابت نماید شخص دیگر حق انتخاب کردن افراد را دارد این عمل برعکس هم می‌تواند انجام گیرد. بنابراین در ابتدای این نوع یارگیری توافق می‌شود.

 

پُرتوپیک [portopik]

در مورد پُرتوپیک، روش آن‌ست که یکی از این دو نفر سنگ‌ریزه بسیار کوچک یا تکه چوب بسیار ریز بر می‌دارد و هر دو دست را پشت سر می‌برد و وانمود می‌کند که آن را در دو دست می‌گرداند و بالاخره تصمیم می‌گیرد هر دو دست را مشت کند و با توجه به اینکه حتماً سنگ‌ریزه در دستش باشد دست‌ها را در مقابل طرف دیگر می‌گیرد. (گاهی اوقات این شخص زرنگی می‌کند و سنگ‌ریزه را در همان حالتی که دست‌هایش پشت سر قرار دارد یواشکی می‌اندازد.) طرف دیگر باید بگوید سنگ‌ریزه در کدامیک از دست‌ها قرار دارد. اگر درست بگوید مثلاً اشاره کند به دست راست و سنگ‌ریزه در دست راست باشد. حق انتخاب با او می‌شود. اما اگر اشاره به دست چپ کرده باشد شخصی که سنگ‌ریزه در دستانش می‌باشد الزاماً دست‌هایش را نشان می‌دهد که سنگ‌ریزه در دستش باشد و شروع به انتخاب بازیکنان می‌کند.

گاهی اوقات شخصی که باید بگوید که کدام دست پر است و کدام دست پوک برای اینکه اشتباهی نکند با گرفتن قسمتی از دامن کت یا پیراهن خود دست‌های مشت شده دوست خود را اندازه می‌گیرد اندازه دستی که بیشتر باشد پر است. گاهی اوقات گوینده پر یا پیک وقتی که قرار باشد که بگوید پر است یا پوک در آن واحد سعی می‌کند با هر دو دست یک دانه مژه از مژگان‌های خود را بکند به هر دست مژه بیاید (مثلاً دست راست) اشاره می‌کند به دست راست دوستش. این عمل بیشتر جنبه اتفاقی دارد.

 

تر و خشک (tar o xoshk)

یکی از استادها یک دانه سنگ کوچک و پهن یا یک تکه کواره (سفال) پهن بر می‌دارد و یک طرف آن را با آب دهان، تر می‌کند و می‌گوید: (اگر تر اومد ما می‌ریم بالا)، (البته در مورد خواستن قست تر یا خشک معمولاً توافق می‌کنند) و سنگ یا سفال را به هوا پرتاب می‌کنند و همگی حمله می‌کند به طرفی که سنگ یا سفال بر زمین افتاده تا نتیجه این قرعه‌کشی مشخص شود. شیر یا خط که نحوه عمل را همه می‌دانند اما کمتر از سایر روش‌ها متداول است. کسی که حق انتخاب کردن را به دست می‌آورد سعی می‌کند بهترین یاران را از لحاظ قوی بودن در بازی، سریع دویدن، چالاک بون، انتخاب کند. اولین را او انتخاب می‌کند و دومین را دوست دیگرش و به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند. مسلماً تعداد دو گروه باید مساوی باشد.

 

بازی‌های محلی آباده: یارگیری، قسمت اول

در آباده یارگیری برای بازی انواع مختلف دارد که در زیر شرح داده می‌شود:

تنگ طلا یا خانه خدا

دو نفر استاد جدا از سایر بازیکنان می‌روند و تبانی می‌کنند و یکی از دو اسم زیر را برای خود انتخاب می‌کنند:

  • تنگ طِلا (tela)
  • خانه خدا

و سپس می‌آیند در بین جمع می‌پرسند: کی می‌خواد تنگ طلا را؟ کی می‌خواد خونه خدا را؟

کسانی که تنگ طلا را می‌خواهند به یک طرف و کسانی که خانه خدا را می‌خواهند به طرف دیگر می‌روند و یارگیری تمام می‌شود.

» سَراَزوَلْ

سرازول [sar az val] (ممکن است تحریف شده سر از اول باشد). طریقه سرازول بدین طریق است که کلیه بازیکنان دور هم به صورت دایره جمع می‌شوند و یک نفر می‌گوید: «اول به من آخر به هرکی افتی». در این حالت همه دست‌ها پشت سر می‌رود و یکی یا چند انگشت یا بیشتر را می‌خوابانند و آماده می‌کنند. برای آوردن برابر صورت و سپس دسته جمعی می‌گویند: «یا علی» (“یا” کوتاه و مقطع و “علی” به صورت کشیده ادا می‌شود).

دست‌ها برابر صورت آورده می‌شود. شخص گوینده جمله مذبور (ول به من…) تعداد انگشتان دست افراد که باز می‌باشد می‌شمارد. فرض کنیم عدد 46 بوجود آمده است، در این صورت شروع به شمردن می‌کند بدین ترتیب که با گذاشتن دست روی سینه خود عدد یک را می‌گوید و از سمت راست یا چپ به همین ترتیب ادامه می‌دهد تا به عدد 46 برسد. شخصی که عدد 46 به او برخورد کرده است باید به کنار دیوار و محل تعیین شده برود.

گاهی اوقات دیده می‌شود که شمارنده اعداد مورد اعتراض قرار می‌گیرد که چرا از سمت چپ یا راست شروع کرده است. زیرا در حالتی که تعداد کل بازیکنان فرد باشد از سمت راست فردی که عدد به او برخورد می کند مثلاً (رضا) خواهد بود و از سمت چپ دوستش (علی)؛ این اعتراض معمولاً وقتی می‌شود که یک یا چند نفر از بازیکنان دست قوی در بازی داشته باشند.

 

* برداشت از کتاب بازیهای محلی آباده نوشته جمشید صداقت کیش