تاریخچه آموزش‌وپرورش آباده

برداشت از تارگاه آموزش‌وپرورش شهرستان آباده:

درسال 1234 شمسی، چهارسال بعد ازتاسيس دارالفنون؛ وزارت علوم به رياست وزير وقت آقاي عليقلي ميرزا معروف به اعتضاد السلطنه تاسيس شد، وزارت علوم در سال 1293 شمسي به وزارت معارف وصنايع مستظرفه ودرسال 1317 شمسي به وزارت فرهنگ ودرسال 1343 به وزارت آموزش وپرورش تغييرنام يافت.

تا قبل از سال 1285 شمسي درآباده مکتب‌خانه‌هايی بود که بيشتر درس قرآن مي‌داده‌اند. دربعضي از اين مکتب‌خانه‌ها تدريس کتاب حافظ، سعدی، نظامي و مولانا نيز رواج داشته است.

» مکتب‌خانه‌های آباده:

  1. مکتب‌خانه مرحوم عباس اديب‌زاده محل آن در کوچه امام (خيابان مصلي فعلي)
  2. مکتب‌خانه حاج ملااحمد در قلعه حاج علي‌خان
  3. مکتب‌خانه شيخ محمدجان نادری
  4. مکتب‌خانه حاج ملاحمزه (حمزه پور)
  5. مکتب‌خانه خانم طيبه چوبينه (اين مکتبخانه حدود 130 سال پيش ويژه خانم‌ها تاسيس شده است)
  6. مکتب‌خانه مخصوص دختران شهر که در آن قرآن آموزش داده مي‌شد.

» مدارس به سبک جديد

درتابستان 1285 شمسي آقای ميرزا حبيب‌اله آموزگار استهباناتی مستشار ديوان عالي کشور که از مسير آباده عازم تهران بوده گذرش به آباده مي‌افتد و با مرحوم حاج علي‌خان پدر مرحوم دکتر قربان آشنا مي‌شود، که به درخواست او اولين مدرسه در آباده به نام مدرسه تربيت راه‌اندازی مي‌گردد.

دراين مدرسه تدريس عربي به عهده حبيب‌اله آموزگار، فارسي به عهده ميرزا حسن نامي و انگليسي به عهده ميرزا عنايت‌اله سپهر بوده است. درسال 1287 شمسي مدرسه ديگري به نام اسلامي به مديريت حاجي واعظ و کمک فرزندش علي‌اصغر واعظ راه‌اندازي مي شود. معلمين اين مدرسه محمدباقر موحد، ميرزا علي‌آقا واعظ زاده، غلامرضا اديب‌زاده، محمدرضا رياضي ومحل آن در منزل آقاي حسين منبتي نزديک ميدان ولي‌عصر(عج) فعلي بوده است.

اين مدرسه پس از تشکيل قشون SPR «شبکه جنوب» در آباده با راهنمايي ميرزا علي‌خان که افسر و حسابدار قشون بوده به محل رونقيه (نزديک ميدان شهيد منتظري فعلي) انتقال و به مدرسه همت نامگذاری وبا مديريت حاجي واعظ و همکاري علي‌اصغر واعظ‌زاده شروع بکار مي کند.

معلمين اين مدرسه آقايان محمدباقر موحد، سيدحسن ضيا‌ العلوم، غلامرزضا اديب‌زاده و ميرزا علي‌آقا واعظ‌زاده بوده‌اند. شاگردان اين مدرسه نيز عبدالرحيم رضانيا، محمدحسن رضانيا، هدايت‌اله فروهر، غلام‌عباس آرام، ذبيح اله قربان و امانت‌اله روشن که همگي از شخصيت‌هاي معروف زمان خود بودند.

مجوز تاسيس اولين مدرسه چهار کلاسه دولتي، بنام سعدي درسال 1294 به مديريت حاجي واعظ در آباده صادر [شده] و شروع بکار مي‌کند. معلمين اين مدرسه سيد حسين ضياء العلوم، اديب‌زاده، علي‌اصغر واعظ‌زاده، ميرزا مهدي امام ملقب به شيخ السلام، محمدباقر موحد و محمدرضا رياضي بوده‌اند.

بعدها که مدارس شيراز شماره‌گذاري مي‌شوند، اين مدرسه شماره (12) را به خود اختصاص مي‌دهد. در همين زمان دومين مدرسه دولتي آباده در سورمق داثر مساعي حسين خان سورمقي به مديريت محمدباقر موحد تاسيس مي‌شود. اولين مدرسه دولتي دخترانه در سال 1307 شمسي درمحلي پشت ساختمان کلاه فرنگي به نام مدرسه دولتي زنهاريه که معروف به مدرسه دوشیزگان شده به مديريت بانو روحا فروزان تاسيس مي‌شود.

معلمان اين مدرسه خانم‌ها ملک سلطاني، عزت خانم قضايي، منيره وفا، قدسيه حميدي، قدرت خانم حميدي و ايران آگاه بوده‌اند. لازم به ذکر است که اولين امتحان نهايي ششم ابتدايي در سال 1308 شمسي در آباده برگزار گرديده است.

»روساي آموزش‌وپرورش آباده:

رديف نام سال
1 علي اصغر واعظ زاده 1298
2 سيدابوطالب دانا 1299
3 علي اکبرواعظ زاده 1299
4 ميرزامهدي امام 1305
5 محمدباقرموحد 1310
6 علي باستي 1310
7 محمدباقرموحد 1314
8 علي ياسايي 1314
9 حسين ساجدي 1316
10 جلال پيرزاده 1317
11 حسين ساجدي 1318
12 محمودابطحي 1320
13 علي اکبر مينو 1324
14 منوچهر روستائيان 1329
15 حبيب اله بهجت نيا 1329
16 عنايت اله امام 1333
17 حسين خان امامي 1338
18 حسين خضرايي 1340
19 حسام الدين نعمت الهي 1343
20 عطااله عبادي 1344
21 حسام الدين نعمت الهي 1346
22 احمد احراري 1349
23 عبداله فاضل ايلخاني 1350
24 عبداله آذري 1351
25 غلامحسين نديمي 1353
26 محمدحسين ناجي 1357
27 خليل دادور 1360
28 علي اکبر نصيري 1361
29 محمدرضا کريمي 1362
30 محمدحسن مقامي 1365
31 ابوالفضل ذوالقدر 1372
32 علي رضا فرود 1376
33 سيدمجيد موسوي 1383
34 حسين دانشور 1385

» وضعيت کنوني آموزش‌وپرورش شهرستان آباده

آموزش وپرورش شهرستان آباده که زماني بخش وسيعي از شمال فارس را در حوزه مديريت خود داشت اکنون داراي دو نمايندگي در شهرهاي سورمق و صغاد مي‌باشد .

جدايي آموزش و پرورش شهرستان ها:

  • سميرم: سال 24-1325
  • اقليد: 52-1351
  • ابرکوه: 55-1354
  • خرمبيد:73-1372
  • بوانات: 74-1373
  • سرچهان: 76-1375

فعاليت آموزش‌وپرورش منطقه خسروشيرين پس از الحاق به شهرستان آباده از سال تحصيلي 86-85 مجددا به مديريت شهرستان آباده سپرده گرديد.

آباده در کتاب دانشنامه ایران؛ درباره آباده بیشتر بدانیم

آباده : شهر و شهرستانی در استان فارس

شهر آباده: این شهر مرکز شهرستان آباده است و با 2400 متر ارتفاع از سطح دریا در 31و`10 عرض شمالی و 52 و 35′ طول شرقی قرار دارد. گاهی به سبب آنکه با آباده طشک که در حومه نیریز است، استباه نشود، از این شهر با نام آباده اقلید یاد می کنند.

شهرستان آباده در کتاب دانشنامه ایران

سیمای طبیعی: آباده در یک جلگه میان کوهی کم عرض، در میان رشته‌های انتهایی زاگرس جنوبی، واقع شده است. این جلگه میان کوهی در امتداد کوه های زاگرس که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است، قرار دارد و شاه‌راه بزرگ اصفهان – شیراز در فاصله بین آباده و ده بید، از طول این دره و شهر آباده می گذرد. فاصله آباده تا اصفهان 210 کمـ‌، و تا شیراز 287 کمـ است. شهر آباده که در حد فاصل کوهپایه‌های شرقی زاگرس و کویر بزرگ داخلی ایران واقع شده، آب و هوای اقلیم‌های نیمه بیابانی و کوهستانی را در خود جمع کرده است، به این معنی که زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل دارد. میانگین دما در سردترین ماه 2 درجه و در گرم‌ترین ماه آن در حدود 23 درجه سانتی‌گراد است. باران سالانه‌ی آن ناچیز، و کمی بیشتر از مناطق خشک داخلی است. و در طول 10 سال اندازه گیری، متوسط باران آن در سال، 160 میلی متر به ثبت رسیده است؛ در طول پاییز و زمستان برف نیز می بارد. منابع شهر آباده بسیار اندک است و آب مشروب شهر از قنات ها تامین می شود و اهالی در تابستان ها با کمبود آب روبرو هستند.

سابقه تاریخی: در کتاب‌های جغرافیایی قدیم مشخصا از آباده اقلید نامی به میان نیامده است، اما در سده 4ق/10م از (آباده و بردنکان و چاهک، شهرک هایی میان اصطخر و کرمان)، و در سده 6ق/12م از شهرک آباده و قلعه آباده یاد شده است. فرهنگ جغرافیایی ایران بنای این شهر را در اواخر سده 12ق/ 18م، به دست طوایف گرجه ای (گرجی) و پرندی اصفهان به امر کریمخان زند دانسته، و یادآور شده که نام آباده در این زمان به این شهر داده شده است. ماخذ آنچه در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است، معلوم نیست، ولی مسلما اطلاق نام آباده به این شهر قدیمی‌تر از زمان کریمخان است. قدیمی‌ترین ماخذی که در آن مشخصا از آباده نامی به میان آمده، نزهة القلوب حمدالله مستوفی(سده 8ق/14م) است. در این زمان آباده روستایی بیش نبوده است. …

لطفا برای خواندن تمام مطالب، به ادامه مطلب رجوع کنید:

ادامه خواندن “آباده در کتاب دانشنامه ایران؛ درباره آباده بیشتر بدانیم”

نگاهی به ورزش‌های سنتی؛ تاریخچه زورخانه‌ها در آباده

abadehnews.ir
اولین زورخانه در آباده
درباره تاریخچه اولین زورخانه در آباده اطلاع دقیقی در دست نیست در این باره ما فقط اطلاعات شفاهی سالخوردگان را داریم و اطلاعات نوشتاری در دست نیست. بنابراین به درستی مشخص نیست ؛ اولین زورخانه در چه زمانی تاسیس و احداث شده است.

زورخانه وهب کبابی :
قدیمی ترین زورخانه توسط وهب کبابی اداره می شده ، که در زمان خود به نام زورخانه معروف بوده است . محل این زورخانه در پشت حسینیه آباده و در مجاورت مغازه کبابی وهب بوده .عده ای معتقدند که این زورخانه جزء تاسیسات کریم خان زند بوده که شاه اسماعیل سوم دستور ساخت آن را داده اما آنچه که معلوم است این زورخانه در حدود سال 1320 بازسازی شده و سپس آغاز به کار نموده است و مدیریت آن را وهب به عهده می گیرد.
زورخانه وهب به صورت یک برج با سقف ضربی گنبدی و دارای سه در بوده و تاسیسات دیگری نداشته اما هر سه در آن به نحوی کوتاه بوده که باید یک کودک 10 ساله خم شده و وارد زورخانه شود البته در گذشته ای نه چندان دور درهای خانه ها و اتاق ها باید کوتاه ساخته می شد که با ورود به خانه و اتاق تعظیم نمایند. و به اتاق سلام کنند حتی اگر کسی در خانه نباشد و مسلم است که گود زورخانه که با نام حضرت علی (ع) توأم است مقدس می باشد و درِ آن نیز باید کوتاه باشد .

زورخانه مشهدی عبد الله نخود بریز :
پس از در هم کوبیده شدن زورخانه وهب کبابی مشهدی عبد الله نخود بریز زورخانه ای را در خانه خود که در قلعه کهنه بود ساخت اما پس از مدتی دوام نیاورد و منحل شد.

زورخانه پادگان ارتش :
در سال 1327 پادگانی در قلعه ای که در ابتدای خیابان استقلال کنونی قرار داشت استقرار یافت و زورخانه ای در آن احداث شد که ویژه سربازان بود . در سال 1328 جشنی را در پادگان ترتیب دادند که باستانی کاران در آن ورزش می کردند که ورود برای عموم مردم جهت تماشای عملیات ورزشکاران آزاد بود.

زور خانه بیژن :
پس از انحلال زورخانه ارتش چون گود زورخانه در این قلعه آماده بود عده ای از باستانی کاران آباده در سال 1329 با گرد همایی خود سعی کردند که از این زورخانه استفاده کنند لذا یک نفر مرشد را از اصفهان استخدام کردند و هر روز مشغول ورزش می شدند.
یکی از ورزشکاران این گروه به نام حاجی خان عبد اللهی به همت خود زورخانه ای به سبک جدید و بر اساس آیین نامه جدید باشگاه های ورزشی ایران برپا نمود. در تاریخ 20 اردیبهشت 1330 خورشیدی پروانه رسمی این ورزشگاه از طرف اداره کل آموزش و پرورش فارس به نام وی صادر شد و تابلوی بسیار زیبایی با خط زیبا
( زورخانه بیژن ) با شعر زیر جلب توجه می کرد :
بیا قوی شو اگر عزم زندگی داری             که در نظام طبیعت ضعیف پامال است
محل این زورخانه در قسمتی از اداره ثبت آباده قرار داشت که باگسترش میدان ولی عصر جزء میدان شده است.
زورخانه بیژن طی 8 ماه اولیه تأسیس خود 100 نفر عضو داشت، ضمن آنکه در گوشه آن هالتری قرار داشت که وزنه های آن از دو سنگ کروی تشکیل شده بود. چون اعضای زورخانه بیژن برای اولین بار در استادیم آن زمان محل کنونی دبیرستان اقبال لاهوری و دبستان ابوطالب عملیات باستانی کاری و نمایشی انجام می دادند تأثیر آن در نسل نوجوان بسیار  زیاد بود؛ به طریقی که سه گود زورخانه را در نقاط مختلف آباده در فضای باز از جمله در تپه ای در قلعه کهنه حفر و عملیات باستانی را با مرشد ویژه ای حداقل برای چند ماهی ادامه می دانند.
زورخانه بیژن بیش از 5 یا 6 سال فعالیت نداشت و ساختمان آن بر اثر احداث میدان ولی عصر در سال 1344 تخریب شد.

زورخانه دنا :
زورخانه دیگری تحت عنوان دنا در حدود سال 1340 در نزدیکی دبستان قشقایی در خیابان شهید کلانتری تأسیس و آغاز به کار میکند . این زورخانه زمان زیادی تنها زورخانه شهر  و مورد علاقه باستانی کاران مخابرات بود. این زورخانه ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍پس ازمدتی فعالیت منحل می شود و مجددا این زورخانه به همت پهلوان اکبر خیامی تأسیس می یابد.
تا این مقطع معمولا زورخانه ها در روز های ورزش در ملا عام عملیات ورزش باستانی را انجام می دادند اما زورخانه دنا برای اولین بار در سال 1348 تولد پوریای ولی را جشن گرفت.
با شروع انقلاب این باشگاه مدتی تعطیل شد تا سال 1362 که یکی از نهاد های انقلابی در راستای ورزش باستانی چند ورزشکار را معرفی کرد که از صبح تا عصر در اختیار آنان و شب در اختیار ورزشکاران عمومی قرار گرفت.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده :: (الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش
آموزی ) با اندکی تصرف

لینک های مفید:
تاريخچه زورخانه در ايران

شهرستان آباده در سال 1345

مقاله زیر به استناد از  کتاب تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده تالیف سید عبدالرحیم شریف نوشته شده است .
امیدوارم این مقاله باعث رفع ابهامات شده و به شایعات پاسخ دهد.

خواهش می کنم مقاله را بدون تعصب بخوانید .

شهرستان آباده و بخش های تابع آن

شهرستان آباده و بخش های تابع آن یکی از شهرستان های وسیع استان فارس و فلات مرتفعی است که در شمال شیراز و در سر راه اصفهان به شیراز و یزد قرار گرفته و خاک آن از ایزدخواست (که در 60 کیلومتری شهرضا یعنی از کیلومتر 138 راه اصفهان به شیراز) شروع و به کیلومتر 252 ختم می شود.
شهرستان شهرضا و یزد در حد شمال و شهرستان سمیرم بالا در حد باختر و نیریز و بخش های تابعه شیراز در ضلع جنوب و جنوب باختری این شهرستان قرار دارد.
در زمان ساسانیان آباده و توابع آن جزء کوره،  استخر و بعد از تسلط عرب (که فارس استقلال از دست رفته خود را بازگردانید) جزء فارس خاص محسوب و در تقسیمات اولیه مملکتی نیز به صورت شهرستان و مرکز فرمانداری در آمد. در تقسیمات اخیر (مرداد 1344) نیز بعد از شیراز دومین شهرستان فارس قلمداد و به چهار بخش منقسم گردیده :

1- بخش مرکزی مشتمل بر شهر آباده و  دهات و دهستان های حومه آن
2-بخش بوانات مشتمل بر بوانات و سرچهان و قنقری بالا و قنقری پایین
3- بخش ابرقو مشتمل بر ابرقو و دهات حومه
4- بخش اقلید مشتمل بر اقلید و سرحد چهاردانگه

تا اینجا کاملا مشخص است که شهرستان اقلید از توابع آباده و جزء یکی از بخش های آن بوده است . اما گاه ما با تلفظ آباده ی اقلید برخورد می کنیم که ممکن است این طور برداشت شود که آباده از توابع اقلید بوده است برای حل این مسئله اجازه دهید این لغت را در لغت نامه دهخدا جستجو کنیم در این لغت نامه برای واژه آباده ی اقلید این چنین آمده است :

بخشي از شهرستان آباده است و آن را به مناسبت يکي از قراي آن که اقليد نام دارد آباده اقليد خوانند تا از آباده طشک ممتاز باشد. اين بخش از طرف شمال و مشرق به ابرقوه (ابرکوه ) و توابع اصفهان و ازجنوب بقونقري و از مغرب بچهاردانگه و شش ناحيه پيوستگي دارد، طول آن 144 هزار و عرض آن 15 هزار گز و مشتمل بر سي واند قريه يا ديه آباد است . هواي آن مايل بسردي و جمعيت آن 40000 تن و مرکز آن شهر آباده است .

همچنین واژه آباده در لغت نامه دهخدا این چنین آمده است:

سه محل است در فارس . یکی شهرستان آباده که مشتمل بر هفت بخش یا بلوک است . آباده ٔ اقلید، مرغاب ، مرودشت ، مایین ، رامجرد، بیضاء و ایرج . دیگر مرکز آباده ٔ اقلید و آن شهرکی است در راه اصفهان و شیراز میان جنّت آباد و خان درویش ، فاصله ٔ آن تا تهران 617700 گز و تا شیراز 44 فرسخ است . پستخانه و تلگرافخانه دارد، جمعیت آن 5000 تن و منبت کاری و گیوه ٔ آن بخوبی معروف است . دیگر مرکز آباده ٔ طشک و آن قصبه ای است در مشرق شیراز بفاصله ٔ 23 فرسخ و دارای 250 خانوار.

پس آباده اقلید به این دلیل به کار برده می شده که از آباده طشک جدا شود. و به هیچ وجه به معنی این که آباده تابعی از اقلید باشد نیست و نبوده است.

عکس زیر نقشه شهرستان آباده در سال 1345 را نشان می دهد :

قلم  وبلاگ خبری آباده

تاریخچه اداره بهداری و پزشکی شهرستان آباده

نخستین قانون طبابت درسال 1339 هجری قمری (1300خورشیدی ) به تصویب رسیدوبرطبق این قانون فقط اشخاصی به پزشکی ودندانسازی می توانستند اشتغال ورزند که وزارت معارف (فرهنگ وآموزش وپرورش بعدی ) به آنها اجازه نامه دهد .

اما این قانون آن طور که باید وشاید اجرا نمی شود تا حدود سالهای 1312-1311خ .که وزارت معارف از کلیه حکیم ها (پزشک های تجربی ) امتحـان پزشکـــی می گیرد وهـــرکس دراین امتحـــان موفــق می شدمجوز امور پزشکی به وی داده میشد وآنها را پزشک مجاز می گفتند .

درسال 1305خ. قانونی به تصویب رسید که کلیه موسسات صحی کشوری ,شهری وصحیـــه شهربانی ها وانستیتوپاستور در اداره کل صحیه که درآن تاریخ جزو وزارت کشور بود ,تمرکز یابد.

درسال 1320 وزارت بهداری تإسیس واداره کل صحیه جزو وزارت بهداری می شود .ضمن آنکه فرهنگستان زبان از سال 1314تا 1319 نام آن را به اداره کل بهداری تغییر می دهد.(فرهنگستان زبان ایران ,1319,ص13)

پزشکان آباده

دكتر م�مد علي �قيقت كيش طبيب ص�ه وآبله كوب دكتر م�مد �سين آگاه (ضياءال�كما)از پزشكان قديم آباده دكتر عطاءاله معروف به سراج ال�كما يكي ديگر از پزشكان قديم آباده

تا آنجا که حافظه مردم یاری داده وآثار نوشتاری موجود نشانگر است پزشکان زیر از دوره قاجاریه به کار پزشکی اشتغال داشته اند وبه غیر از دو نفر از آنان ,بقیه تا نیمه اول پهلوی اول ویا کمی بعد زنده بوده اند .

1- آقا محمد حسین معروف به حکیم باشی

2- میرزا عطا ءاله آباده ای ملقب به سراج الحکما (1331-1259هجری قمری )(زکائی بیضائی 1343,ج2,ص105)

3- دکتر محمد حسین آگاه ,معروف به دکتر خان ,فرزند سراج الحکماء

4- دکتر دانا ,ملقب به اعلم الملک

5- دکتر سراج اله خان همت

6- میرزا محمود (صالحی ,محمد حسین ,بازنشسته ,75 ساله ,10 شهریور 1385)

از این گروه شماره های 2و3و4و5همه از فرقه ضاله بابی وبهائی بوده اند ومذهب میرزا محمود اسلام وشیعه 12 امامی بوده است .

دوره رضاشاه (1320-1304)

تإسیس اداره بهداری

در روز 11خرداد 1305 علی منصور ,وزیرداخله (کشور)بنا به پیشنهاد اداره کل صحیه حکم میرزا محمد علی صداقت کیش را به سمت ” طبیب صحی وآبله کوبی آباده ” به مدت یکسال قراردادی ,ماهیانه 470 ریال از 15 خرداد 1305 امضاء می کند ودر کنار امضای وی مهر وزارت داخله زده می شود وبه شماره هشت دفتر مخصوص پرسنلی وتاریخ 12 تیر 1305 ثبت می شود .

وی به آباده می آید ودر مجاورت دبستان دولتی فردوسی که دراصل خانه مسکونی حاج علیخان بوده خانه ای اجاره می کند وضمن طبابت در همـــان جا هم زندگــــی می کرده وهیچ پرسنلی نداشته است .

مدرك آبله كوبي رفعت دهقان اولين مدرك آبله كوبي درآبادهدکتر حقیقت کیش مسلماٌ پزشک مجاز بوده , گر چه یکی از فرزندانش ادعا می کند فارغ التحصیل رشته پزشکی دارالفنون بوده , درآباده به دکتر صحیه (محاوره ای آن seye)مشهور می گردد وبسیار خوش اخلاق ,مهربان واجتماعی بوده است . وی اهل اریکان (سپیدان ) بوده است .

خانه مسکونی وی گرچه مقداری تغییر کرده اما از لحاظ بافت حیاط واتاقها به همان صورت باقیمانده است ودر نقشه سال 1353 شهر آباده این خانه را که نخستین محل اداره بهداری آباده بوده است با حرف Aمشخص گردیده است .

از این دوره مدرک آبله کوبی رفعت دهقان , فرزند آقا محمود دهقان مشهور به آقا محمود چناری را در زیر ارائه می کنیم که در27 اردیبهشت 1308 انجام شده است.

سرشماری 1318اری 1318

برای نخستین مرتبه در ایران درسال 1318 انجام می گیرد . دراین سرشماری جمعیت آباده را 6943نفر بوده ودر بخشی تحت عنوان “بهداشت ” چنین آمده است :

امراض شایعه

بیمارستان :-

شماره تخت :-

پزشک مجاز :5

داروخانه :2

با این تفاسیر درسال 1318 تعداد 5 پزشک مجاز ودو داروخانه برای جمعیت آن روز آباده رقم بالائی است .

نام همه پزشکان مشخص نیست .اما مطمئناٌ یکی از آنها دکتر حقیقت کیش ودیگری دکتر بدیع اله آگاه (1346-1268خ)بوده است .دکتر آگاه فرزند میرزا عطاءاله واز فرقه بهائی بوده است . شخصی هم در این دوره به نام میرزا حکیم بوده که اطلاعی از مجاز یا غیر مجاز بودن وی در دست نیست .

البته چهار نفر از فرزندان دکتر حقیقت کیش نیز در رشته پزشکی (از جمله دکتر جلیل صداقت کیش که دررشته دندانپزشکی )ادامه تحصیل می دهند . دکتر جلیل صداقت کیش اولین دندانپزشک آباده می باشد اما برای خدمت به سایر نقاط فارس می رود.

دهه (1330-1320 )

تغییر ساختمان

درسال 1324دکتر صداقت کیش ساختمانی می سازد که هنوز قسمتی از آن وجود داردوبه آنجا اسباب کشی می کند که در نقشه این باغ وساختمان با حرف Bنشان داده شده است .درآن زمان شادروان محمد حسن محقق زاده (متوفی 1383یا 1384 )به عنوان کارمند بهداری برای آبله کوبی وواکسیناسیون مشغول می شود .

با توجه به این که این ساختمان به نسبت شهر دور دست است اداره بهداری درسال 1327به ساختمان رونقیه منتقل می شود که تا اندازه ای به مرکز شهر نزدیک است . این محل در غرب فلکه دوم ورودی شهر وآغاز بلوار استقلال می باشد که درنقشه با حرف Cنشان داده شده است .

اداره بهــــداری آباده به سبب تغییراتی در وزارت بهداری در سال 1329 گستـــرش می یـــابد . بدین صورت که تعــداد کارمنــــــدانش افـــزوده میشود .چون انواع واکسن از اداره کل بهداری فارس نظیر حصبه ,سل ,وغیره وارد می شود وتمامی دانش آموزان شهرستان در این سال واکسینه می شوند .

ساختمان رونقیه را مردم آباده ,اداره بهداری می گفتند.

بیمارستان امید سالار

قشقائی ها وامیـــد سالار برای نمایندگی آباده در مجلس شــــورای ملـــی رقابت می کردند . محمد حسین قشقائی (بعدها نماینده آباده در مجلس شورای ملی )در سال 1324 ساختمان یک باب دبستان شش کلاسه را در آباده می سازد که به دبستان قشقائی مشهور می شود .

محمد رضاامید سالار برای چشم هم چشمی ,بیمارستانی را در خیابان اصلی آباده (در مجاورت پمپ بنزین )که درنقشه با حرف (D) نشان داده شده , درزمینی به مساحت 1500 متـــر مـــربع می سازد که درحدود سال 1329 پایان می پذیرد ودارای 10 تخت می باشد .

این ساختمان به اداره بهداری واگذار می شود ودرمانگاه آن فعال می شود واداره بهداری هم در همین ساختمان است .

ساختمان بیمارستان امید سالار تا حدود سال 1380 وجود داشته است که درحال حاضر با جای این ساختمان مرکز بهداشتی درمانی ولیعصر ساخته شده است .

م�لهاي قرارگرفتن بهداري آباده درنقاط مختلف شهرستان

تإثیر ریشه کنی مالاریا

یکی از قدامات اصل چهار ترومن ,تإسیس اداره ریشه کنی مالاریا وسم پاشی در شهر ودر روستاها علیه مالاریا با نفت ود.د.ت بود . این سم پاشی ار حدود سال 1330 در ایران ودر شهر آباده آغاز وهر ساله تا حدود سال 1338 ادامه داشت . البته ساختمانهای شهری را درسال اول فقط سمپاشی کردند گر چه در سالهای بعد د. د. ت را به جای نفت مخلوط می کردند.

نکته حائز اهمیت آن است که غیر از مالاریا بسیاری از حشرات ناقل بیمارها ,شپش وغیره را از جامعه ایرانی در پایان دهه سی از بین برده بود.

تإ سیس بهداری آموزشگاهها

درسال 1332 اداره فرهنگ (اداره آموزش وپرورش )شهرستان آباده با وجود پزشکی به نام دکتر نوشیروانی (فارغ التحصیل دانشگاه تهران واز اقلیت زرتشتی )بهداری آموزشگاههای شهرستان آباده را در خانه استیجاری در کوچه جنوب کاروانسزای صرافیان در بازار نو تإسیس می نماید که تنها کارمند این بهداری یک مستخدم بود که بعدها عمل تزریق آمپول را انجام می داد. تإسیس این واحد به دو دلیل در وضع بهداشت شهر آباده تإثیر داشت :

1- تمامی دانش آموزان مدارس از لحاظ بیماری تراخم که شیوع زیاد داشت معاینه وآنان که مبتلا بودند ,تحت معاینه رایگان قرار گرفتند وبا تراشیدن پلکها مداوا می شدند . با این اقدام این بیماری ده دهه سی در آباده از بین رفت .

2- دکتر انوشیروانی در سه دبیرستان شهر آباده درس بهداشت کلاس سوم دبیرستان (نهم)را به عهده داشت واین عمل کمکی به بهداشت فردی می نمود ودانش آموزان از این فرصت برای معالجه بیماریهای خود استفاده می کردند.

افزایش پرسنل بیمارستان

به سبب تنها بیمارستان میان راهی بین اصفهان وشیراز ونیز کمی گسترش شهر آباده ,تعداد پرسنل وپزشک بیمارستان زیادتر شد.

درسال 1331بیمارستان نیز یک دندانپزشک فارغ التحصیل دانشگاه تهران (به نام دکتر تقوی )داشت که تا پایان دوره خدمتش در دهه پنجاه در آباده اقامت داشت وعصرها هم درمطب کار می کرد .

افزایش تخت بیمارستان

با نماینده شدن امیـــد ســـالار در مجــلس شورای ملی واعمال نفوذ در وزارت بهداری , تـــوانست در ســــال 1336 تعـــداد تختهـــای بیمــارستــان امیــد ســالار را به 25 تخت برساند.(فرهنگ شهرستان آباده ,1337,ص16)

تإسیس آزمایشگاه

به همــان دلیل اعمــال نفوذ امیــد سـالار ,حدود سال 1338 آزمایشگاه بیمارستان با یک کارمند (با گذراندن دوره یکساله آزمایشگاهــی )به نام آقای معمار (غیر بومی )وبه سرپرستی شادروان دکتر صادق رضانیا داروساز (1355-1310)تإسیس شد ومحل آن در دو اتاق بیمارستان بود.

تإسیس بهداری سوریان

در این دهه , حدود سال 1337 پزشکی به نام دکتر پاکباز به عنوان پزشک دولتی وارد سوریان می شود ومطبی دایر می کند وعمل پزشکی قانونی را هم انجام می دهد . مطب وی در یک اتاق استیجاری بود .

تردیدی نیست دراین دهه بهداری اقلید هم گسترش داشته است.

با توجه به اینکه در آغاز دهه دو داروخانه در شهر آباده وجود داشت که هر دو تجربی بودند ,در حدود سال 1336 افزون بر آن دو داروخانه با سرپرستی یک داروساز فراغ التحصیل دانشگاه تهران (به نام اکبر امامی )شروع به کار کرد وحدود سال 1340 این داروخانه به اصفهان انتقال یافت .

تردیدی نیست خارج از شهرها ,پزشکان تجربی غیر مجاز در تمامی بخش های شهرستان آباده به فعالیت مشغول بودند.

دهه چهل :

شرایط اقتصادی ایران از دهه بیست همچنان نامساعد است وهیچ تغییری در شرائط زندگی مردم عادی ایجاد نکرده است . ارقام اقتصادی نشانگر آن است که درسال 1338درآمد سرانه ایران 100دلار (با نرخ برابری 70 ریال )بوده است .

بنابراین از سال 1342تا 1346که برنامه عمرانی دوم اجرا شده است عاملی سبب می شود که درتولیدات صنعتی تغییراتی بوجود آید. البته از پنج سال اول یعنی از سال 1340 تا 1345ما به هیچ وجه آماری که بیانگر وضع بهداشت ودرمان باشد در دست نداریم .

آمار سال 1345

آمـــار موجود این ســـال نشانگـــر است که درآباده یک بیمارستان (همــان بیمــارستــان امیدسالار ) ودرمانگاه شیروخورشید وجود داشته است .

آمار سال 1346تا 1347

کتابی در سال 1346 یا 1347چاپ ومنتشرمی شود که تاریخ انتشار ندارد ولی از محتوی آن مشخص است که در یکی از این دو سال منتشر شده است . آماری که دراین کتاب آمده است چنین می باشد :

غیر از موسسات درمانی بالامانند بیمارستان امید سالار با 25 تخت ,شهر آباده با پزشک بهداری آموزشگاهها مجموعاٌ 5 پزشک و2 دندانپزشک داشته که دربیمارستان کار می کرده اند ومطب هم داشته اند. ضمناً در سال 1348 دو داروخانه داشته که یکی از این دو به سبب نداشتن جواز کسب تعطیل می شود .

دهه پنجاه

دراین دهه , به نسبت دهه های پیشین آمار واطلاعات بیشتری به شرح زیر در دست داریم .بدین شرح :

تإسیس بیمارستان :

از حدود سال 1348 ساختمان بیمارستانی درخیابان اصلی روبروی پمپ بنزین جدید راه شیراز ساخته می شود ودر سال 1350 با تعداد 50 تخت با نام بیمارستان کوروش کبیر آغاز به کار می کند . بعد از انقلاب به نام بیمارستان امام خمینی (ره)تغییر نام می یابد .

بنابراین در این سال آباده دارای دو بیمارستان با تعداد 75 تخت می باشد ونسبت جمعیت شهر آباده در ازاء هر 295 نفر یک تخت دربیمارستان وجود داشته است .

تعداد پزشکان شهرستان

تعداد پزشکان شهرهای آباده در همین سال 1350 بدین صورت بوده است :

شهر

پزشک

درصد به نسبت فارس

دندانپزشک

درصد به نسبت فارس

نسبت پزشک به جمعیت شهرنشین

نسبت دندانپزشک به جمعیت شهر نشین

آباده

6

9/1

1

5/2

3683

22100

اقلید

3

9/0

5233

ابرقو

1

3/0

8300

صغاد

1

3/0

6300

آمار سال 1359

تعداد پزشکان شهرهای آباده در همین سال 1350 بدین صورت بوده است :

با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی درسال 1357 وشوروشوق آن ,به نظر می رسد که هیچ تحولی در امر بهداشت ودرمان آباده نشده است .آمار زیر را از سال 1359 از شهر آباده در دست داریم :

بیمارستان :2

تعداد تخت : 75

درمانگاه :4

پزشک :10

دندانپزشک :1

ماما :8

پزشکیار :10

مطب پزشکی :3

مطب دندانپزشکی :3

داروخانه :2

بخش تزریقات :1

آزمایشگاه :2

کلینیک :3

رادیولوژی ورادیو گرافی

دامپزشکی :1

دامپزشک :7

وبدین ترتیب می بینیم که با افزایش جمعیت وموقعیت عمده شهر آباده بر سر یکی از عمده ترین خطوط مواصلاتی همان تخت بیمارستانی که درسال 1350 داشته , در سال 1359 به همان تعداد ثابت مانده است در حالی که برنامه توسعه سازمان ملل در سال 1353 به دلیل شاهراه عمده مواصلاتی تهران – اصفهان – شیراز پیش بینی “تسهیلات بیمارستانی بیشتر من جمله بانک خون ومتخصصان پزشکی بیشتر ” برای آباده پیش بینی می کند .

منبع: دانشگاه علوم پزشکی شیراز

مهمترین وقایع تاریخی آباده

شهرستان آباده از قدمتی 1500 ساله برخوردار است و مردم این شهرستان مطمئنا در طول این 1500سال شاهد وقایع تاریخی و اتفاقات خوشایند و ناخوشایند بوده اند و خواهند بود. از مهمترین این وقایع می توان به موارد گوناگون از جمله موارد زیر اشاره کرد:

  • حمله لشکر افغان ها به آباده و تسخیر و تخریب این شهر در راه عزیمت و حمله به اصفهان در سال 1314 ه.ق.
  • لشکر کشی کریم خان زند به اصفهان و فتح آن از طریق آباده
  • تبعید شاه اسماعیل صفوی توسط کریم خان زند به این شهرستان و زندگی وی در اینجا تا آخر عمر.
  • لشکر کشی کریم خان به خاطر شورش مردم اصفهان به این شهر در سال 1190 و سرکوب شورشیان به فرماندهی سردار ذکی خان فرزند شیخ علی خان فرمانده سپاه کریم خان زند.
  • توقف ذکی خان در آباه و شرکت وی در مهمانی شاه اسماعیل سوم در کاخ شخصی او و مسموم کردن شاه اسماعیل توسط وی. پس از این واقعه کریم خان 3 روز عزای عمومی در شیراز و آباده اعلام کرد.
  • جنگ های لطفعلی خان زند و آقا محمد خان قاجار در اطراف آباده و تخریب قسمتهایی از این شهر و قلعه های مربوط و اطراف .
  • قیام حیدر میرزا فرزند شاه اسماعیل سوم علیه آقا محمد خان قاجار و سرکوب شدن بوسیله او .
  • وقوع جنگ در سال 1297 ه.ق بین تفنگداران پلیس جنوب و نیرو های ایل قشقایی و مردم آباده که منجر به خراب و کشتار مردم شهر گردید.
  • جنگ فتح علی شاه با حسین قلی میرزا در بین راه آباده – شورجستان.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی)

جنگ آباده

برداشت از کتاب بازی‌های محلی آباده نوشتهٔ جمشید صداقت‌کیش

پلیس جنوب (اس.پی.آر) یعنی ارتش مستقر انگلستان در جنوب ایران بعد از شیراز مهم‌ترین مرکز و پایگاه خود را در آباده در 1916 میلادی ایجاد می‌کند. تعداد افراد بریگارد آباده در مراحل اولیه 600 نفر بوده و چهره‌های مهم انگلیسی آن کاپیتان گوین گریفت، سر جنت ال، بارنز و میجر دبلیو . ای. کی. فریزر بوده‌اند.

بعد از مدتی دولت انگلستان برای پلیس جنوب تقاضای کمک مالی می‌کند و دولت ایران پاسخ می‌دهد که حکومت بریتانیا ایران را به حال خود واگذارد تا به اصلاحات بپردازد. نتیجه این یادداشت آگاهی افراد ایرانی این قشون می‌شود به نحوی که درست یک هفته بعد از این اعتراض ده سوار و یک افسر از بریگارد آباده فرار می‌کنند. ضمن آنکه یادداشتی بر جای می‌گذارند که دلیل فرار آنها سیاسی بوده است. بلافاصله دوازده نفر هم از افراد پلیس جنوب در حوالی دهبید به فراریان می‌پیوندند و کاپیتان وینتر و افراد وی به تعقیب فراریان می‌پردازند. که از گروه این کاپیتان دو نفر نیز فرار می کنند.

این افراد در نزدیکی‌های اصفهان به دام زنجیرهای استعمار می‌افتند و به دستور سایکس و قنسول انگلیس در اصفهان تیر باران می‌شوند.
نتیجه عمل فرار مبارزان ایرانی بریگارد آباده سبب می‌شود که دو گردان از شانزدهمین دسته راجپوت‌ها (سربازان هندی) که جمعاً 200 نفر می‌شدند به آباده اعزام می‌دارند و بدین ترتیب جمع افراد پلیس جنوب در بریگارد آباده به 800 نفر انگلیسی و هندی و 900 نفر ایرانی می‌رسد.
در همین زمان حزب دمکرات شعبه آباده فعالیت چشم‌گیری داشته و مبارزه حق‌طلبانه مردم آباده را برای رهايي از چنگال استعمار به اوج خود می‌رساند.

ایل قشقایی و سایر ایلاتی که از مسیر آباده عبور می‌کرده‌اند هم‌چنان بر مردم تأثیر داشته‌اند و چون بین اسماعیل خان صولة الدوله قشقایی سردار عشایر در شیراز و پلیس جنوب جنگ رخ می‌دهد (در 1336 ه.ق برابر 1918 م) انگلیسی‌ها در آباده قصد حمله و تسخیر آباده را داشته‌اند که خبر این موضوع توسط یک شیر زنِ شیر فروش جزمودقی به نام (خانمی شیرین) که هر روز یک ظرف شیر برای بریگارد آباده می‌برد به تقی دانشور می‌رسد و دانشور 102 کیلومتر راه را بدون آذوقه و آب یک‌سره می‌رود تا خبر را در سرحد چهاردانگه به قشقایی‌ها برساند. او بعدها نشانه مقاومت و جوانمردی گردید.

در همین زمان اسماعیل خان صولةالدوله قشقایی برادر خود را که در اصفهان بوده دعوت تا برای تهیه قشون و جنگ به آباده بیاید وی به آباده می‌آید و به پسر عموی خود به نام محمدعلی خان سالار مظفر قشقایی که با خبر دانشور دو هزار سرباز تهیه دیده بوده می‌پیوندد. در این موقع سلطان کاظم خان شاملو که از جوانان وطن‌خواه بوده و جزو بریگارد آباده بوده است با هفصد نفر از افراد زیر دست خود به امیر عشایر می‌پیوندد و به تدریج افراد ایرانی بریگارد از او تأسی می‌پذیرند.

محمدعلي خان قشقایی با ورود خود به آباده اعلامیه‌ای صادر می‌کند (که دولت ایران او را مأمور ساخته تا خارجیان و کفار را بیرون براند) و با سربازان آباده‌ای و قشقایی آباده را تسخیر می‌نماید.

آتش جنگ در ماه مه 1918 م. (ماه شعبان 1336 ه.ق) در آباده شعله‌ور می‌شود و بریگارد آباده را محاصره می‌کنند و مدت هفت روز در محاصره  داشته‌اند.

در چهار روز اول انگلیسی‌ها سخت به وحشت می‌افتند و وضع آنها فوق العاده وخیم بوده است. افراد بریگارد از فرماندهان خود نافرمانی می‌کنند و گروهی از افسران انگلیسی کادر وصف از مرکز اصلی بریگارد آباده فرار می‌کنند و به قسمت هندی‌ها در آباده پناهنده می‌شوند.

در شب نوزدهم ماه رمضان 1336 ه.ق سلطان کاظم خان و دویست نفر قشقایی به قسمت ایرانی بریگارد حمله می‌کنند و دویست نفر را اسیر و بقیه فرار می کنند.

با این پیروزی محمدعلی خان قشقایی نامه‌ای به فریزر که رئیس بریگارد آباده بوده به شرح زیر می نویسد:

خدمت جناب جلالتماب عالی مقام آقای ماژر فریزر:
مغلوبیت شما مسلم برای حفظ نفوس به موجب قوانین جنگی به شما پیشنهاد می‌نماییم چنانچه تسلیم شوید موافق قانون اسارت با شما رفتار خواهد شد .تاریخ 21 رمضان المبارک 1336 صولت السلطنه – محمد علی قشقایی.

فریزر در پاسخ می‌نویسد:

حضور حضرت مستطاب اجل آقای امیر عشایر دام اقباله.
از لطف حضرت عالی متشکرم . این که پیشنهاد تسلیم شدن را کرده‌اید که بعداً مطابق قانون اسارت رفتار خواهد شد متشکرم ولی قانون نظام اجازه نمی‌دهد. جنگ را ادامه خواهم داد انشااله.

با پاسخ فریزر جنگ با شدت هر چه تمام‌تر ادامه می‌یابد. مجاهدین آباده‌ای و قشقایی‌ها تونل و نقبی به طول 700 متر برای رونقیه (مرکز اصلی بریگارد) حفر می‌کنند و تا زیر دیوار آن می‌رسند.

در دوم ژوئیه 1918 (رمضان 1336 ه.ق) کاظم خان و لطیف خان آب مزرعه کشک، آب مزرعه و آب مزرعه حومه را در یک نهر می‌کنند و به پشت رونقیه رها می‌کنند.

مترجمی که از اهل آباده در خدمت بریگارد بوده و به شدت و با علاقه به انگلیسی‌ها خدمت می‌کرده افراد انگلیسی را تشویق می‌کرده و با شکستن دیوار رونقیه کاپیتان گوین گریفت بدست یک نفر مجاهد آباده‌ای تیر می‌خورد و او را بداخل رونقیه می‌برد.

در همبن زمان فریزر نامه‌ای به بریگارد شیراز برای کمک می‌نویسد نامه را مجاهدین آباده‌ای کشف می‌کنند اما فریزر به طریقی دیگر نامه را می‌فرستد.

بیماری وبا انتشار می‌یابد – در مقر سربازان هندی سه نفر هندی در اثر انتشار وبا می‌میرند اما پلیس جنوب از انتشار خبر آن جلوگیری می‌کند ولی در بیرون بریگارد به سرعت انتشار می‌یابد و از جمله محمدعلی خان قشقایی وبا می‌گیرد و می‌میرد.

به دنبال آن حدود 300 نفر به مرض آنفلونزا مبتلا می‌شوند و عده‌ای نیز از ترس مبتلا شدن به آن، از صحنه مبارزه و جنگ فرار می‌کنند و قلب مبارزان و آزادگان تاریخ ما را جریحه‌دار می‌کنند. به تدریج بقیه مجاهدین آباده را ترک می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند قتل و غارت و زندان برای مردم آباده بوده است.

سربازان هندی تمام خانه‌ها را غارت می‌کنند و حدود دو میلیون (با نرخ ارزش پولی آن زمان) اموال مردم از بین می‌رود، حدود 2000 نفر کشته برجای می‌ماند و 126 نفر را زندانی می‌کنند و حتی جریمه 4600 تومانی هم از یکی از زندانیان دریافت کردند. اینان به مدت 8 روز در زندان بودند.

جنگ آباده به نفع استعمارگران انگلستان پایان پذیرفت اما حماسه‌اش برای ابد افتخارآمیز تاریخ آباده خواهد بود.

 

آباده از نظر جهانگردان و ایرانگردان

ابن بلخی مستوفی:

«قلعه آباده استوار است، چون قلاع دیگر. اما کمی کوچک است و هوای آن معتدل است و آب آن از مصنعه (آبگیر) و بر آن جنگل است».
:: فارس نامه ابن بلخی ۵۰۰ ه.‌ق

 

حمد الله مستوفی:

«قلعه آباده از نظر استواری کم‌ترین از قلاع دیگر است و در مساحت کوچک‌تر و هوایی معتدل دارد و آبش از آبگیر است و مجال جنگل دارد».
:: نزهت القلوب – ۷۴۰ ه.ق

 

مجد الدین حسینی:

«سرند و آباده دو شهر کوچک و آباده حصاری محکم دارد و هوایی معتدل و آب روان. در آنجا غله و انگور بسیار است. در سه منزلی قمشه (شهرضا) جایی خوب و محلی مرغوب و آبش معتدل و هوایی به اعتدال مایل و قریب ۵۰۰ باب خانه در اوست و بیست پاره قریه و مزرعه مضاف اوست. باغات فراوان دارد و کرباس بسیار در آن بافته می‌شود.

مردمش خالی از مردمی نباشد و همگی امامیه باشند و آن قصبه در زمین هموار واقع و اطرافش واسع و قلعه گلین بر آن کشیده‌اند».
:: حدائق السباحه ۲۴۲ ه. ق

 

ادوارد براون:

«مشاهده آباده اثر نیکویی در من کرد زیرا شهری آباد به نظرم رسید. مزارع و باغ‌های زیادی داشت و به مناسبت فصل بهار درختان آن گل کرده و فضا را با عطر گل‌ها معطر کرده بود».
:: یک سال در میان ایرانیان

 

اعتماد السلطنه:

«آباده از آبادی‌های بزرگ مابین اصفهان و شیراز است تا اصفهان تقریباً از سی فرسخی کمی متجاوز و تا شیراز از چهل فرسخی قلیلی بیشتر است. خرابه بسیاری در این آبادی وجود دارد که دلیل بر آبادانی قدیم آنجاست.

در قدیم قلعه در آنجا بوده است و از قرار تقدیر بعضی مسافرین فرنگی که در آنجا سفر کرده‌اند الحال بیشتر سکنه آباده در میان‌ همان قلعه منزل دارند.

جمعیت آن‌ها زیاد از ۵۰۰۰ است. میوه خانه شیراز و اصفهان آباده است. باغاتش زیاد و انواع و اقسام فواکه در آنجا به عمل می‌آید. صنعت مخصوص آنجا قاشق سازی است که از چوب می‌سازند. این قاشق‌ها منبت و بسیار نفیس و قد بعضی از آن‌ها سه چارک است. این طرز منبت کاری در هیچ جای فرنگستان نیست. حتی در سوییس و آلمان هم که این حرفه دایر است به این درجه کافی نیست».
:: مرات البلدان ۱۲۹۴ ه. ق ۳۶

 

یاقوت حموی:

«آباده شهر کوچکی است در فارس قلعه محکمی دارد از رودخانه کر مشروب می‌شود. حاصلش گندم و انگور است این شهر با چند قریه تابع آن سالی ۲۵۵۰۰ دینار به دیوان می‌دهند».
:: معجم البلدان-۷۵۷ -۸۶۲ ه. ق

 

ابن بلخی:

«یزدخواست دیه گوز {ده گردو -گوز کلمه ایست فارسی به معنی گردو} و شورستان و آباده و دیه حاکی بر آن صوبست همه سردسیر است و قلعه بوم و هیچ میوه نباشد و آب روان و چشمه باشد (شورستان که آب شور بود)».
فارسنامه ابن بلخی -۵۰۰ تا ۵۱۰ ه. ق

 

بزرگان و نویسندگان دیگری در تعریفات و کتابهای خود از آباده به خوبی نام برده‌اند و آن را مانند دیگر نویسندگان به خوبی معرفی کرده‌اند از آن جمله می‌توان به دو کتاب زبده التواریخ و زینت المجالس اشاره کرد.

 

قلم:: وبلاگ خبری آباده (الهام دهقان – آرزو کشاورز – شبنم فیروزی زیر نظر سازمان دانش آموزی)

شاه اسماعیل سوم در آباده

شاه اسماعیل صفوی مشهور به سید ابوتراب از شاهزادگان صفوی است که پدر او سید مرتضی صدر الممالک و نواده احتمالی شاه سلطان حسین صفوی می‌باشد. وی هنگامی که به سلطنت انتخاب شد هشت یا نه سال داشت.

انتخاب وی به سلطنت بدین ترتیب بود که علی‌مراد خان بختیاری از طایفه بختیاری و کریم‌خان از طایفه زند و ابوالفتح خان اصفهانی هر سه اتحاد بزرگ را طرح‌ریزی کردند و برای اینکه حکومت آنان به نظر‌ها غصبی نیاید او را به سلطنت برگزیدند.

پس از مدتی بین علیمراد خان و کریم خان زند جنگ در گرفت و شاه اسماعیل به کریم خان زند پیوست و باز پس از چندی از نزد کریم‌خان زند گریخت و نزد محمد حسن خان قاجار رفت و چون محمد حسن خان قاجار در جنگی با کریم خان زند شکست خورد شاه اسماعیل مجددا به نزد کریم خان زند برگشت و کریم خان او را حرمت کرد و او را در آباده ساکن نمود.

کریم خان در آباده برای او شش دستگاه ساختمان که مرکز اصلی آنرا که شاه اسماعیل در آن زندگی می‌کرده با یک باب حمام (به سبک صفوی و زندیه) و یک باب مسجد احداث می‌نماید. که در حال حاضر مردم همه آن‌ها را بناهای کریم خانی می‌نامند. کریم خان برای شاه اسماعیل ملازمانی از کرمان در نظر گرفت تا مواظب او باشند تا بار دیگر راه فرار پیش نگیرد یا مسائل دیگری را به وجود نیاورد.

کریم خان زند برای شاه اسماعیل روزی یک تومان نقد که عبارت است از ده هزار دینار و قیمت پانصد من به وزن تبریز غله باشد و نیز روزانه مقدار سه من تبریز گندم و دو من جو برای مخارج و علیق او در نظر گرفت و در هر سالی دو بار در عید نوروز و اوایل پاییز لباسی در خور شاهانه او به آباده می‌فرستاد.

شاه اسماعیل از ۱۱۸۰ه. ق تا هنگام وفاتش در آباده (۱۱۸۷ ه. ق) زندگی خود را به نقاشی و چاقو سازی می‌گذرانید و از صنعت خود (چاقو سازی) چند قبضه برای یادبود برای کریم خان زند ارسال می‌داشت.

کریم خان زند که برای شاه اسماعیل نامه می‌نوشت در زیر آن اضافه می‌کرد: (عرضه داشت کمترین بندگان) و در زیر آن می‌افزود (کریم زند). شاه اسماعیل هم که نامه می‌نوشت با جمله (فرمان عالی شد) آغاز می‌کرد.

با مرگ شاه اسماعیل در سال ۱۱۸۷ ه. ق در آباده، کریم خان زند سه روز را عزاداری تعیین و بر حسب رسوم آن زمان کلاه خود و همه سران و بزرگان دربار خود را لجن مالید.

شاه اسماعیل در آباده به خاک سپرده می‌شود، برایش مقبره‌ای درست می‌کنند و شمشیر پادشاهی او را به همراه جنازه‌اش به خاک می‌سپارند. محل دفن در قبرستان عمومی آن زمان آباده بوده که دارای آرامگاه و سنگ قبر بوده است. این قبرستان در حدود سال ۱۳۳۰ شمسی تبدیل به باغ ملی گردید و اینک پارک کودک می‌باشد.

آنچه از بناهای کریم خانی در آباده باقی مانده است فقط ساختمان‌های مسکونی شاه اسماعیل است که مرکز اصلی آن در حال حاضر به صورت مدرسه از آن استفاده می‌شود. حمام وکیل را حدود ۹ سال (از ۱۳۶۰) پیش شهردار وقت به دلیل شکسته شدن سقف آن خراب کرد و مسجد وکیل در حدود ۵۰ سال پیش به سبب گسترش حسینیه آباده خراب نموده‌اند.

از جمله آثار یادبود باقی مانده از شاه اسماعیل در آباده تل شاه نشین* است که در فاصله ۲ کیلومتری شمال قلعه قدیم آباده و در محدوده شهر آباده قرار دارد. سطح این تپه چهار نوع حجاری به شکل‌های مختلف از جمله لگن، بادیه، تخت و غیره انجام شده و هیچ گونه کتیبه‌ای در آن وجود ندارد.

* تلفظ (tol) که‌ همان تل به معنی تپه می‌باشد. طول این تپه حدود ۲۰۰ متر و ارتفاع آن حد اکثر ۸ متر می‌باشد. نوع آن سنگی و از دوران اول می‌باشد و یک فسیل بسیار زیبایی از صدف در سنگ‌های آن وجود دارد.

منبع: قلم:: وبلاگ خبری آباده:: (بازی‌های محلی آباده‌، جمشید صداقت کیش)

همه چیز درباره تاریخ تأسیس اولین مدرسه ملی در آباده

اطلاعات راجع به تاریخچه آموزش و پرورش آباده توسط آقای محمدحسین نمازی دبیربازنشسته ادبیات به روایت مستقیم از آقای عبدالرحیم رضانیا (به قول آقای نمازی تاریخ زنده آباده) نقل شده است.

 

بسم الله الرحمن الرحیم

تاریخ آموزش و پرورش شهرستان آباده

تا قبل از سال ۱۲۸۵ شمسی آموزش و پرورش در شهرستان آباده به صورت مکتب‌خانه‌ها بوده. چندین مکتب‌خانه وجود داشته که در آنها معمولاً قرآن تدریس می‌شده است و در بعضی علاوه بر قرآن کتب سعدی و حافظ و مولانا نیز تدریس می‌شده است. چون شاگرد و معلم هر دو علاقه‌مند بودند به شکلی خاص اداره می‌شد و واقعاً تدریس معلم و تحصیل شاگرد بر اساس علاقه مفرط آنها بوده است.

در قدیم تعداد مکتب‌خانه‌ها زیاد بوده. از بین آنها مکتب‌خانه‌های مرحوم عباس ادیب‌زاده، مرحوم حاج ملا احمد، شیخ محمدجان نادری و حاج ملا حسین حمزه‌پور مهم‌تر بودند. دو مکتب خانه هم مخصوص خواهران وجود داشته که یکی را خانم طیبه چوبینه اداره می‌کرده و دومی توسط خواهری که ظاهراً صغری خانم نامیده می‌شده اداره می‌شده است. صغری خانم خدمتکار منزل امام جمعه بوده ضمناً به دختران امام جمعه و تعدادی دیگر قرآن می‌آموخته است. سابقه مکتب‌خانه‌ای که توسط خانم چوبینه اداره می‌شده است برمی‌گردد به ۱۳۰سال پیش.

در سال ۱۲۸۵ شمسی (احتمالاً در فصل بهار) آقای میزا حبیب آموزگار استهباناتی از مسیر آباده عازم تهران بوده که در نزدیکی آباده گرفتار راهزنان می‌شود و تمامی اموال او به سرقت می‌رود. میرزا حبیب با لباسی مختصر و عبائی که به خود پیچیده بوده وارد آباده می‌شود. در دوران قدیم آباده فاقد مسافرخانه و هتل بوده ولی افرادی نامی وجود داشتند که به قول معروف در خونه باز بودند. اگر غریبی وارد شهر می‌شد یا به خانه این افراد می‌رفت یا در حسینیه و یا مسجد بیتوته می‌کرد. چون فرد غریبی بوده مورد توجه مردم قرار می‌گیرد. احتمالاً یا پرس و جو می‌کند یا او را راهنمائی می‌کنند بهر حال با مردی به نام حاج علی‌خان ملاقات می‌کند. حاج علی‌خان مردی نیکوکار، مهمان‌نواز (درخونه باز) یاور مردم و قابل اطمینان. مردی بوده که به آبادانی شهر علاقه وافر داشته. مثلاً بیشتر قنواتی که در آباده احداث شده توسط ایشان انجام گرفته و به نام فرزندان اوست.

(حاج علی‌خان پدر مرحوم دکتر قربان است که علاوه بر ایشان دارای فرزندان دیگر هم بوده است) زمانی که میرزا حبیب به خانه حاج علی‌خان وارد می‌شود ایشان متوجه می‌شود که میزا حبیب فرد باسوادی است که هم به زبان عربی مسلط است و هم به زبان فارسی. لذا از ایشان درخواست می‌کند که یک‌سال در آباده بماند تا به کمک هم مدرسه‌ای تاسیس کنند.

لازم به ذکر است که آقای میرزا حبیب فرزندی دارد به نام جمشید آموزگار که در زمان سلطنت پهلوی دوم، وزیر امور خارجه بوده و مدتی هم پست نخست وزیری داشته است. فردی با سواد است و اکنون در قید حیات می‌باشد. شایع بود که به جای کوفی عنان کاندید دبیر کلی سازمان ملل متحد می‌باشند که فرد دیگری انتخاب شد. جمشید آموزگار یک دوره وزیر فرهنگ و یکی دو دوره هم مدیر کل فرهنگ فارس بوده است.

حاج علی‌خان به هر ترتیب بوده آقای میرزا حبیب آموزگار را راضی می‌کند و در آباده نگه می‌دارد و مدرسه ای تأسیس می‌کند به نام تربیت.

اولین شاگردان مدرسه فرزندان حاج علی‌خان بودند و فرزندان حکیم و فرزندان حاجی واعظ زاده و احتمالاً چند نفر دیگر. در این مدرسه آقای میرزا حبیب عربی تدریس می کرده و شخصی به نام میرزا حسن، فارسی و میرزا هدایت الله سپهر که از شیراز دعوت شده بود انگلیسی.

آقای میرزا حبیب آموزگار یک سال و اندی در آباده می‌ماند و پس از آن آباده را ترک می‌کند. با رفتن میرزا حبیب مدرسه تعطیل می‌شود.

چندی نمی‌گذرد که حاج ملا عبدالله واعظ زاده روحانی اهل مسجد و منبر بعد از اقامه نماز عشا در راه برگشت از مسجد با جوانی طلبه برخورد می‌کند که از ایشان نشانی مسجد را جهت بیتوته شبانه می‌پرسد. حاجی ملا عبدالله طلبه جوان را به خانه می‌برد. در ضمن گفتگو معلوم می‌شود نام طلبه محمدباقر موحد است، اهل مازندران و در اصفهان تحصیل می‌کند و در حال حاضر جهت انجام کاری از اصفهان خارج شده است.

حاج ملا عبدالله واعظ زاده دارای سه پسر بود به نام‌های علی اصغر؛ علی اکبر و میرزا علی. فرد اخیرالذکر پدر کریم واعظ زاده است. علی اصغر واعظ زاده زمانی که با آقای موحد صحبت می‌کند متوجه می‌شود که ایشان هم به زبان عربی وارد است هم به زبان فرانسه؛ لذا به پدرش پیشنهاد می‌کند در حال حاضر که آقای آموزگار آباده را ترک کرده است به کمک آقای موحد مدرسه‌ای تأسیس شود.

با اصرار علی اصغر واعظ زاده مدرسه‌ای به نام اسلامیه و مدیریت حاج ملا عبدالله واعظ زاده باز می‌شود.

معلمان مدرسه اسلامیه عبارت بودند از: حاج ملا عبدالله واعظ‌زاده؛ میرزا علی آقای واعظ‌زاده، آقای موحد، غلامرضا ادیب‌زاده و محمدحسین ریاضی. محل مدرسه منزل آقای منبتی در حوالی میدان ولی‌عصر کنونی در قلعه میر پنج.

در این هنگام به دلیل جنگ دوم جهانی قشون SPR (قشون جنوب) در محل رونقیه آباده مستقر می‌شود. همراه قشون افسری بوده است به نام میرزا علی‌خان که حساب‌دار قشون بوده. میرزا علی‌خان پس از دیدن مدرسه به فکر گسترش و تکمیل آن می‌افتد و با کمک حاج ملا عبدالله واعظ‌‌زاده مدرسه را از خانه آقای منبتی به رونقیه منتقل می‌کنند. ضمناً نام مدرسه از اسلامیه به همت تغییر می‌یابد.

این مدرسه (همت) توسط محمدباقر موحد، سیدحسین ضیاءالعلوم، غلام‌رضا ادیب‌زاده، میرزا علی آقای واعظ زاده و مدیریت حاج ملا عبدالله واعظ‌زاده اداره می‌شده.

شاگردان مدرسه همت: آقای عبدالرحیم رضانیا که در قید حیاتند، محمدحسن رضانیا، هدایت الله فروهر، غلام‌عباس آرام، ذبیح‌الله قربان و امانت‌الله روشن‌زائر. لازم به ذکر است که آقایان آرام و روشن زائر در قید حیاتند.

باید بدانیم که آقای فروهر پس از تحصیل در آلمان در رشته صنایع و معادن و فلزات به ایران برمی‌گردد و آقای آرام با راهنمایی یکی از افسران SPR (قشون جنوب) به هندوستان مسافرت می‌کند و پس از فراغت از تحصیل به ایران برمی‌گردد و به استخدام وزارت امور خارجه در می‌آید و یک دوره هم وزیر امور می‌شوند. چنانچه ایشان زنده باشند در خارج از ایران ساکنند.

آقای ذبیح‌الله قربان پس از تحصیل در علم طب به ایران باز می‌گردد.

دکتر ذبیح‌الله قربان به عنوان پدر علم پزشکی فارس و دانشگاه شیراز معروف هستند.

آقای امانت‌الله روشن‌زائر از دانشگاه پاریس در رشته فیزیک در مقطع دکترا فارغ‌التحصیل می‌شود و پس از مراجعت به ایران به عنوان استاد دانشکده علوم تهران مشغول به کار می‌شود. ایشان از مهره های اصلی دانشکده علوم بودند و هنوز در قید حیات هستند.

در زمانی که مدرسه همت در رونقیه مستقر می‌شود، حاجی مخبرالسلطنه هدایت به سمت استاندار فارس منصوب می‌گردد. هنگام مسافرت ایشان به شیراز از مسیر آباده، دانش آموزان مدرسه همت به پیشواز می‌روند و سرودی میخوانند و به پرسش‌های استاندار جدید فارس جواب می‌گویند. آقای هدایت از اطلاعات و دانش آنان آگاه می‌شود و اظهار شادی می‌نماید. از حاجی واعظ‌زاده درباره مواد درسی دانش آموزان سؤال می‌کند. حاجی واعظ‌زاده دروسی را اعلام می‌دارد و از زبان فرانسه به عنوان زبان دوم یاد می‌کند. آقای هدایت می‌گوید بهتر است بجای فرانسه عربی تدریس شود.

مدارسی که نام بردیم نه تنها در آباده بلکه در سراسر استان فارس حتی در تمام ایران با بودجه مردم اداره می‌شده است و اصلاً بودجه دولتی نداشته است. در این زمان تعداد دانش آموزان زیاد می‌شود و آموزگاران نیز احتیاج به کمک داشتند و آقای واعظ زاده و چند نفر دیگر توانایی نداشتند که مخارج مدرسه را تأمین کنند لذا کم کم افت پیدا می‌کند.

آقای علی‌اصغر واعظ‌زاده که علاقه فراوان به فرهنگ داشت چندین بار به شیراز مسافرت می‌کند تا شاید بتواند در آباده مدرسه دولتی تأسیس کند که کوشش‌های ایشان به جایی نمی‌رسد ناچار مردم آباده را جمع می‌کند و پیشنهاد می‌نماید ۲۰% به مبلغ مالیاتی که می‌پردازند اضافه کنند تا دوباره مدرسه راه‌اندازی شود. پس از توافق مردم مدرسه بعد از ۶ ماه تعطیلی باز می‌شود.

آقای واعظ به کوشش خود درباره تأسیس مدرسه دولتی در آباده ادامه می‌دهد و مکرر به شیراز مسافرت می‌نماید تا اینکه در سال ۱۲۹۴ شمسی مجوز اولین مدرسه دولتی در فارس را برای آباده اخذ می‌نماید.

این مدرسه بنام مدرسه چهار کلاسه سعدی در کوچه حاج علی‌خان پشت حمام رضانیا ابتدای خیابان رسالت با مدیریت حاجی واعظ زاده شروع به کار می‌نماید.

معلمان مدرسه چهار کلاسه سعدی: آقای سید ضیاءالعلوم، آقای غلام‌رضا ادیب‌زاده، آقای علی‌اکبر واعظ زاده، آقای میرزا مهدی امام ملقب به شیخ الاسلام، محمدباقر موحد، محمدرضا ریاضی، محمدعلی ریاحی و خدمتگزاری داشته است بنام حسین‌ جان یا حسین جون که با نام خانوادگی رضانیا.

بعدها که مدارس استان فارس را شماره گذاری می‌کنند این مدرسه بنام شماره ۱۲ فارس نام‌گذاری می‌شود. مدرسه به پشت تیمچه صرافیان منتقل می‌شود با تابلویی به این مضمون، مدرسه چهار کلاسه پسران سعدی.
دیری نمی‌گذرد دومین مدرسه دولتی به همت حسین خان سورمقی در تبلیغات آقای علی‌اصغر واعظ زاده در سورمق تأسیس می‌شود با مدیریت آقای محمد باقر موحد.

در سال ۱۲۹۰شمسی یعنی چهار سال قبل از تأسیس اولین مدرسه دولتی در آباده دو باب مدرسه ملی در آباده وجود داشته است (غیرانتفاعی کنونی) که کلیه مخارج مدرسه از حقوق معلم و… از وجوه پرداختی دانش آموزان اداره می‌شده است. یکی پسرانه به مدیریت محمدحسین آگاه و یکی دخترانه دو کلاسه به مدیریت خانم طلعت آگاه که این مدرسه دخترانه در سال ۱۳۱۴شمسی منحل می‌شود.

اولین مدرسه دولتی دخترانه در سال ۱۳۰۷شمسی در محل پشت کلاه فرنگی فعلی به‌نام مدرسه دولتی زنهاریه به مدیریت بانو روحا فروزان تأسیس می‌شود که بعداً به‌نام مدرسه دوشیزگان تغییر نام می‌دهد.

معلمان مدرسه دولتی دخترانه: خانم ملک سلطانی، غزت خانم قصائی، منیژه خانم وفا، قدسیه خانم حمیدی، قدرت خانم حمیدی، ایران خانم آگاه، و طلعت آگاه. ظاهراً خانم قدسیه حمیدی هنوز در قید حیاتند و در تهران زندگی می‌نمایند.

درسال ۱۲۹۸شمسی اداره اوقاف و معارف و صنایع مستظرفه در آباده تأسیس می‌شود. که اولین رئیس آن علی‌اصغر واعظ‌زاده بود. پس از یکی دو سال بدلیل اینکه آقای علی‌اصغر واعظ زاده سکته می‌کند ناچار موقتاً دکتر سید ابوطالب دانا را به‌عنوان نماینده آموزش و پرورش معرفی می‌کنند . بدلیل عدم کارائی کافی ایشان، مردم از آقای علی‌اکبر واعظ‌زاده تقاضا می‌کنند جهت تصدی پست ریاست فرهنگ به آباده مسافرت نمایند. ایشان مدت ۶ سال رئیس فرهنگ آباده بود. در زمان ریاست ایشان مدارسی در صغاد، ایزدخواست، سوریان، اقلید تأسیس می‌شود.

بالاخره درسال ۱۳۰۵شمسی آقای اسماعیل نجومی بعنوان کاندیدای مجلس ششم معرفی می‌شود. آقای علی‌اکبر واعظ زاده که با آقای واعظ‌زاده داشته است پس از ملاقاتی که با وزیر فرهنگ آن زمان داشته است حکم انفصال آقای واعظ‌را گرفته و بجای ایشان میرزا مهدی امام ملقب به شیخ الاسلام پسر بزرگ امام جمعه به ریاست فرهنگ آباده منصوب می‌شود. از این زمان دو دودستگی‌ها به اوج می‌رسد و بین کرجه‌ای‌ها و رضاخانی‌ها درگیری‌هایی شروع می‌شود.


منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::