آثار باستانی آباده: چهارطاقی ساسانی؛ باغ امیدسالار؛ قبورخورشیدی

:. قسمت اول را  در اینجا و قسمت دوم را در  اینجا ببینید .:

قسمت سوم : چهار طاقی ساسانی ؛ باغ امید سالار ؛ قبور خورشیدی:

چهار طاقی ساسانی :
این چهار طاقی در اصل همان مسجد قلعه باستانی ایزدخواست است که در حال حاضر آن را به نام امام حسن (ع) می شناسند و عقیده دارند ایشان در این مسجد نماز خوانده اند . ماکسیم سیر باستان شناس معروف فرانسوی می نویسد: «نخستین مسجد در ایران بر فراز آتشکده ساسانی در قلعه ایزدخواست بنا گردیده است».
چهار طاقی ساسانی در نیمه شمالی و شرق کوچه قلعه قرار دارد و یکی از آتشکده های معروف فارس به تایید باستان شناسان، در زمان ساسانیان بوده و بعد از اسلام به مسجد تبدیل شده است. به احتمال زیاد تبدیل چهار طاقی به مسجد در زمان خلیفه دوم که فرماندهی لشکریان اسلام را امام حسن (ع) به عهده داشت رخ داده است.
ساختمان اصلی آتشکده به روی چهار ستون و به شکل چهار طاقی بلندی بوده است . طول هر ضلع قاعده ستون ها 2/5 متر و فاصله داخل این ستون تا ستون دیگر به شکل مربع 3 متر می باشد. ارتفاع هر ستون تا پای طاق هلال ها ۴ متر و ارتفاع این هلال ها ۲متر است که گنبدی مدور آن ها را پوشانده . در کل ارتفاع آتشکده ۱۰ متر می شود.
تاریخ ساخت درب این مسجد به سال ۸۰۳ ه.ق در دوره اتابکان فارس بوده است.
در زمان صفویه طاق گنبدی آن را به اندازه 2متر کوتاهتر کرده اند که از ابعاد کوچکتر آجرهای آن این تغییر محسوس می باشد.
جای درب مسجد، در گوشه شمال غربی داخل کوچه هنوز دیده می شود. بر اثر ترک خوردن صخره های شنی ، لبه ی شرقی آن و طاق مسجد تا پایین دیواره و پی ساختمان ترک خورده و در سال ۱۳۳۲ ه.ش به همراه قسمتی از صخره ها به دره سقوط کرده اما نیمه دیگر آن هنوز باقی است. در وسط طاق مسجد بشقاب کاشیکاری زیبا و با ارزشی وجود داشته که شخصی به کارگری مقداری پول می دهد که آن را از مسجد خارج و تحویل او دهد که در اثر بی توجهی به زمین افتاده و می شکند.
در دیوار شمال غربی داخل حیاط مسجد سنگی بوده که خطوطی روی آن نوشته بوده است که یک فرد خارجی در ازای مبلغی ، آنرا از دیوار خارج کرده و با خود می برد. داخل دیوار شمال غربی داخل کوچه سنگی صاف قرار دارد که خطوط ناخوانایی روی آن نوشته و مردم قدیم آن را می بوسیدند.
همچنین سنگ دیگری در دیوار کوچه اصلی قلعه شمال حمام وجود داشته که چند بیت شعر روی آن حک شده بوده است که این سنگ را هم فرد خارجی دیگری خریده و با خود از کشور خارج می کند.
درب حیاط مسجد از چوب گردو و هر لنگه آن از یک تخته ساخته شده و روی آن کنده کاری و تاریخ ساخت درب به سال 803 ه.ق روی آن حک شده بوده است .
یک لنگه آن را شخص کشاورزی به مصرف وسیله کشاورزی خود می رساند !!! و لنگه دیگر آن را به موزه ملی ایران در تهران ارسال داشته اند.
مصالح اولیه ستون های این بنا از سنگ ،خاک رس،شن،آهک و گچ و مصالح طاق ها و گنبد ها از آجر است. داخل این بنا گچ کاری و رنگ آمیزی بوده است . در مشرق ایوان و در طرف شمال آن رواقی ساخته شده و حیاط مسجد در شمال مسجد بوده است.

باغ امید سالار
ساختمانی است فوق العاده جذاب و زیبا که از عهد و عصر قاجاریه برجا مانده است. باقی مانده باغ امید سالار دارای معماری جالبی است که در زمین به مساحت 7000 متر مربع واقع شده است. از معماری آن می توان به مقرنس ها و گچ بری های زیبا که در آن عصر فوق العاده و بی نظیر بوده است اشاره کرد . دور تادور این بنا باغی زیبا قرار دارد و درب چوبی زیبایی در ضلع شرقی باغ است . این بنا در یکی از خیابان های اصلی شهرستان آباده قرار گرفته و در حال حاضر در تصرف نیروی انتظامی این شهرستان قرار دارد . و به علت بی توجهی مسئولین این بنای تاریخی رو به تخریب و نابودی است.

قبور خورشیدی
قبور خورشیدی واقع در اطراف کوه خواجه که مربوط به دوره آریایی می باشد ( بر اساس شواهد تاریخی موجود آریایی ها در دو مرحله یکی 4000 سال پیش و دیگری 3700 سال پیش به منطقه فارس آمده اند ) و بر اساس دین مهری خود مردگانشان را رو به روی خورشید در ارتفاعات می نشانده و یا خوابانده و اطراف آنها سنگ قرار می داند.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

آثار باستانی آباده: کاروانسرای شاه‌عباسی؛ خواجه‌عکاشه و کوه‌خواجه

آثار باستانی آباده قسمت دوم

:. قسمت اول را می توانید در اینجا ببینید .:

کاروانسرای شاه عباسی :

این کاروانسرا در دشت وسیع آباده واقع شده است و نزدیک به روستای شورجستان می باشد . این کاروانسرا در شمال غربی آباده و شورجستان واقع و مرتبط با بافت روستایی ساخته شده است. این کاروانسرا به کاروانسرای عباسی نیز معروف است و به احتمال زیاد در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده است .
کاروانسرا به صورت چهار ایوانی بوده و ابعاد آن حدود 62×61 متر می باشد . ورودی و سردر اصلی بنا در جبهه ی جنوبی قرار دارد . کرسی بنا از لاشه سنگ و ملات و گچ است . مابقی این بنا از آجر به ابعاد 27×6 سانتی متر ساخته شده است.
نحوه آجر کاری عمدتا به صورت ساده بوده است و طاق ها ضربی می باشد . دو طرف ایوان ورودی دارای دو طاق نما است. ابعاد درونی بنا 40/5 متر × 36/5 متر می باشد .این کاروانسرا دارای پلکانی است که از دو طرف به پشت بام کاروانسرا راه دارد. سر در ورودی به صورت دو طبقه بوده و دارای یک اتاق در هر طرف است .
جانبین هر ایوان بوسیله چهار ورودی به اتاق ها و فضای پشت اتاق ها که احتمالا جهت نگهداری حیوانات و بار بوده است، ارتباط دارد،دهانه هر ایوان 4/5 متر است . طول ضلع شرقی غربی کاروانسرا بیشتر از ضلع شمالی جنوبی است .
آب مورد نیاز در زمان قدیم از رشته قناتی که از جلو کاروانسرا عبور می نموده است تامین می شده است.
در حال حاضر کاروانسرا به صورت متروکه بوده و بهره برداری خاصی ندارد. خصوصیات بارز این بنا ،چهار ایوان بودن ، راهرو و فضای پشت اطاق ها ، پخ نمودن لبه سه ضلع بیرونی بنا ،کرسی بندی سنگی و به کار گیری مصالح آجر در ساخت بنا است.
بنا در حال حاضر و وضعیت کنونی هیچ تزئینی ندارد اما در گذشته بالای درب ورودی یک قاب معرق به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی بوده است که از بین رفته ، بنا هم اکنون دارای یک کتیبه مرمرین است که به علت واقع شدن در ارتفاع زیاد ، بدون چشم مسلح قابل خواندن نمی باشد . این کاروانسرا در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

خواجه عکاشه و کوه خواجه :کوه خواجه آباده

در دو کیلومتری شهرستان آباده در قسمت شمالی ده درغوک در بالای کوهی(که در دامنه آن ، قبرستان آباده قرار دارد) مقبره ایست معروف به خواجه عکاشه . محلی که تمام شهر آباده از آنجا دیده می شود.دارای قبه و بارگاه باشکوهی است وبرفراز آن ضریحی* است به طول3متر و عرض1/5و ارتفاع 1/5متر که از چوب گردو ساخته شده ومنبت کاری گردیده است. دارای کتیبه* ایست که نام چهارده معصوم(ع) بر آن منقوش گردیده ودر پایان آن نوشته شده که وقف کرد برمزار متبرکه منوره سلطان الاتقیاء وبرهان الاوصیاء خواجه عکاشه بلخی واقع در آباده. عفیفه مکرمه میرزا خواند و ولدبطن آسیدعلی سیاه پوش مشهورا خادم آستانه منوره.
در جلو ضریح دربی است که این اشعار بر او نوشته شده است.
هر که در این روضه درآید ز صدق      هست دعایش به یقین مستجاب
روی نیاز هر که بر این آستان نهاد     پای شرف ز یقین بر آسمان نهاد
زدر درآ و شبستان ما منور کن         دهان مجلس روحانیان معطر کن

و در پایین کتیبه منقوش گردیده که، ( استاد شاه محمد نجار اقلیدی سنه ی 1021 قمری) و کاشیهای منصوبه در آن زیارتگاه به طور قطع در زمان صفویه به کار رفته است. و بطوریکه آقای حاج شیخ محمد علی جان نثار ( امام جماعت مسجد امام حسن) آباده اظهار مینمود مقبره مزبور دارای زیارت نامه ای بود و جملات ( السلام علیک یا محمد بن عکاشه) در آن مذکور و نامبرده ملاحظه و قرائت نموده ولیکن فعلا آن زیارتنامه موجود نیست ، بنابراین میتوان گفت که نامش محمد و فرزند عکاشه بوده است.
و بنا به گفته نامبرده در کتاب حبیب السیر در صفحه 344 مذکور گردیده است که ( آن بزرگوار عکاشه ابن محصن اسدی است که در جنگهای احزاب و خیبر به دستور حضرت رسول اکرم (ص) مقدمه لشکر را عهده دار بوده است ودر جنگ شهید شده. جناب خواجه عکاشه برای ترویج دیانت حقه اسلام به بلخ و بخارا مسافرت نمود. اهالی بلخ مقدمش را گرامی شمرده و به لقب خواجه که مخصوص بزرگان آن دیار است ملقبش نموده اند . آن جناب در هنگام اقامت خود در بلخ ابنیه خیریه بنا نموده و اکنون نیز یکی از دروازه های بلخ به نام نامی او مشهور است .جناب خواجه عکاشه پس از مراجعت از بلخ در ولایت فارس از دارفانی به سرای باقی شتافت و اکنون مدفن او مزار خاص و عام است.و در صفحه 398 کتاب حبیب السیر نیز از دروازه عکاشه در بلخ که به وسیله محمد خان شیبانی اورنگ گشوده شده و در فصل راهنمای دانشوران درباره خواجه عکاشه ذکر شده که( عکاشه بر وزن فعاله) نام عکاشه ابن محصن اسدی است و نام فرزند او و هم چنین نام طایفه ای از اولاد او میباشد . ( فریدون ابن عکاشه که به عربی و فارسی شعر می گفته و در قرن هشتم میزیسته ، نیز از این طایفه است).
علیهذا با توجه به مراتب بالا و به صفحه 121 جلد دوم منتهی الامال حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه در باب نهم ( درمورد حضرت امام موسی کاظم ع) قید شده (شیخ کلینی و قطب راوندی و دیگران روایت کرده اند که ابن عکاشه اسدی بخدمت حضرت امام محمد باقر (ع) آمد و حضرت امام جعفر صادق (ع) در خدمت آن حضرت ایستاده بود حضرت او را اعزاز و اکرام نمود و انگوری برای او طلبید .در اثنای سخن ابن عکاشه عرض کرد که یا رسول الله چرا جعفر را تزویج نمی نمایی بحد تزویج رسیده است…..والی آخر) . معلوم می شود که از مقربین خاندان عصمت و طهارت بوده است.
بر طبق یکی از مقاله های موجود قبر موجود متعلق به خواجه عکاشه نیست بلکه این قبر متعلق به خواجه جلال الدین فریدون عکاشه می باشد که از مستوفیان و وزراء شاه شیخ ابو اسحاق اینجو بوده است که مردی ادیب و شاعر بوده است و در کتابی که در همان عصر نوشته شده اشعار زیادی از وی آورده شده است.
این شخص در یکی از جنگ هایی که بین امیر مبارز الدین محمد شاه یزد و شاه ابو اسحاق اینجو رخ داده است کشته شده و جسد او را در کوه دفن کرده اند و از آن زمان به کوه خواجه معروف گردیده است.
کوه خواجه از عهد هخامنشیان ، اشکانیان ، ساسانیان در بین مردم مقدس بوده است و در قله آن آتشکده و عبادتگاه ساخته بودند برای همین خواجه را در این کوه به خاک سپرده اند. در نزدیکی کوه خواجه، کوه دیگری وجود دارد که در قله آن ساختمان مخروبه ایست که آن را قلعه گبری می نامند.
این قلعه محل زندگی نبوده است زیرا محوطه آن بسیار کوچک و فاقد آب می باشد . بر طبق آثار موجود این محل استودان بوده است . استودان محلی بوده است که زرتشتیان قدیم ساکن شهرستان و نواحی اطراف اجساد اموات و مردگان خود را در معرض هوا می گذاشته اند و پس از اینکه ماهیچه و عضلات جسد را طیور وحشی می خوردند استخوان ها را جمع آوری کرده در اطراف کوه مقدس خواجه دفن می کردند.
هنوز هم این گونه قبور در اطراف خواجه است و در چندین سال پیش مردم سنگ ریزه هایی روی این قبور ریختند و اعتقاد داشته اند که این قبر ها گور کافران است.

* متاسفانه هم اکنون هیچ اثری از ضریح و کتیبه نیست! خود ساختمان نیز به دلیل عدم رسیدگی و بی توجهی مسئولان و مردم بسیار آسیب دیده و در حال تخریب است .

منابع: قلم :: وبلاگ خبری آباده ::

کتاب تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده  از  (سید عبدالرحیم شریف)

(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

آثار باستانی آباده: کلاه‌فرنگی؛ تیمچه‌صرافیان

آثار باستانی آباده قسمت اول

آثار باستانی در همه جای دنیا چه کشور های ابر قدرت . چه کشور های جهان سوم مقامی بسیار با ارزش و دیرینه دارد .در طول سالها و دهه های گذشته سعی شده است که این آثار هرچه بیشتر شناسایی شده و به مردم جهان معرفی گردند. کشور ما نیز با داشتن قدمتی هزاران ساله و دیرینه جزء کشور های باستانی شناخته می شود و در جای جای و گوشه و کناره های آن می توان تاریخ غبار گرفته را به طور علنی دید و با لمس آن به گذشته های بسیار دور بازگشت.
شهرستان و شهر آباده نیز با قدمتی 1500 ساله خود جزئی از کشور ایران محسوب می شود که با 38 اثر توانسته جایگاهی برای خود در گوشه و کنار این تاریخ بیابد . این اثر ها تماما به ثبت آثار ملی ایران رسیده است و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی آباده اداره می شود.
از قدیمی ترین این آثار می توان به بنای امام زاده ابراهیم . مجموعه خرفخانه های کوه خواجه اشاره کرد که قدمتشان به ترتیب به عهد تیموریان و اشکانیان می رسد.
اولین بنایی که در این شهرستان به ثبت آثار ملی کشورمان رسیده است چهار طاقی ساسانی می باشد که در تاریخ 2/12/1327 به شماره 376 به ثبت رسیده است.

کلاه فرنگی :کلاه فرنگی آباده
بنای بجا مانده از دوره قاجاریه با پلان دایره ای شکل دارای چهار درب ورودی است و حدودا یک متر از سطح زمین بالاتر است . سقف این بنا مشبک و آیینه کاری بوده است و حدودا چهار سال پیش بر اثر آتش سوزی ویران شد ولی در سال 1380 توسط میراث فرهنگی مرمت گردید. در کنار این بنا ساختمان تازه ای تاسیس شده است که نمایندگان میراث فرهنگی در آن مستقر هستند.
در اصل این بنا آرامگاه پدر میرزا علی خان وفا بوده است. وی خلوتی در کنار این ساختمان داشته و مهمانان را در آن پذیرایی می کرده و زمانی که فوت می کند فرزندش علی خان پدر را در آن به خاک می سپارد .
در اواخر دوره محمد علی شاه  و اوایل حکومت احمد شاه شخصی به نام عبد الوهاب تصمیم می گیرد روی قبر وی آرامگاهی بنا کند و به همین جهت از معماران زبردست یزدی دعوت می کند که این بنای هفت گوش را به سبک کلاه فرنگی شیراز بسازد.
بعد از اتمام ساختمان از نجاری به نام علی کاکا دعوت می شود تا سقف داخل را تزئین کند و از برادران امامی (میرزا محمد و میرزا احمد ) دعوت می کند تا سقف را منبت کاری کنند و این برادران تشخیص می دهند که چوب استفاده شده قابل منبت نیست ولی می توان آن را با آیینه زینت بخشید . تزئینات روی سقف به سبک صفویه و گل بوته ها و پرندگان با رنگ های لاجوردی , سبز و قرمز تزئیین شدند.
درب ها همه از چوب گردو  و منبت کاری شده است .این درب ها توسط میراث فرهنگی مرمت گردیده . این بنا در سال 79 به شماره 3404 در آثار ملی به ثبت رسیده است.
قرار است این بنا با منزل زائر پور که یکی از آثار تاریخی است یکی شود. منزل زائر پور متعلق به دوره قاجار است که دارای سر ستون ها و پنجره های زیبایی است .

تیمچه صرافیان:
این بنای بسیار زیبا متعلق به دوره قاجاریه می باشد. از ویژگی های این بنا می توان به معماری فوق العاده زیبایش اشاره کرد که آن را در ایران منحصر به فرد کرده است. این بنا در دو طبقه و 36 حجره ساخته شده است و در قدیم حجره های پایین مغازه و حجره های طبقه بالا برای مهمانان بوده است.
مقرنس های زیبایی نیز در سر ورودی تیمچه قرار دارد . مصالح موجود در آن گچ ,خاک , سنگ و چوب است .این بنا در شهرستان آباده و در بازار کهنه قرار دارد . این محل در ملکی مرحوم حاج ملا عبدالله واعظ بوده است که ضمن اداره کردن منبر و محراب مسجد به امر تجارت اشتغال داشته و تیمچه به وسیله خود او برای محل تجارت ساخته شده است و در زمان حزب دموکرات باقی اطاق ها مخصوص کالاهای تجاری بوده که بعد از فوت حاج واعظ این ملک به وسیله ورثه به برادران صرافیان فروخته شده است.
طبق روایتی بعضی از اطاق ها نیز مخصوص قرائت قرآن بوده است که در آن اتاق ها روزنامه های فارس و تهران مورد استفاده مردم قرار می گرفته است .

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

تاریخچه اداره بهداری و پزشکی شهرستان آباده

نخستین قانون طبابت درسال 1339 هجری قمری (1300خورشیدی ) به تصویب رسیدوبرطبق این قانون فقط اشخاصی به پزشکی ودندانسازی می توانستند اشتغال ورزند که وزارت معارف (فرهنگ وآموزش وپرورش بعدی ) به آنها اجازه نامه دهد .

اما این قانون آن طور که باید وشاید اجرا نمی شود تا حدود سالهای 1312-1311خ .که وزارت معارف از کلیه حکیم ها (پزشک های تجربی ) امتحـان پزشکـــی می گیرد وهـــرکس دراین امتحـــان موفــق می شدمجوز امور پزشکی به وی داده میشد وآنها را پزشک مجاز می گفتند .

درسال 1305خ. قانونی به تصویب رسید که کلیه موسسات صحی کشوری ,شهری وصحیـــه شهربانی ها وانستیتوپاستور در اداره کل صحیه که درآن تاریخ جزو وزارت کشور بود ,تمرکز یابد.

درسال 1320 وزارت بهداری تإسیس واداره کل صحیه جزو وزارت بهداری می شود .ضمن آنکه فرهنگستان زبان از سال 1314تا 1319 نام آن را به اداره کل بهداری تغییر می دهد.(فرهنگستان زبان ایران ,1319,ص13)

پزشکان آباده

دكتر م�مد علي �قيقت كيش طبيب ص�ه وآبله كوب دكتر م�مد �سين آگاه (ضياءال�كما)از پزشكان قديم آباده دكتر عطاءاله معروف به سراج ال�كما يكي ديگر از پزشكان قديم آباده

تا آنجا که حافظه مردم یاری داده وآثار نوشتاری موجود نشانگر است پزشکان زیر از دوره قاجاریه به کار پزشکی اشتغال داشته اند وبه غیر از دو نفر از آنان ,بقیه تا نیمه اول پهلوی اول ویا کمی بعد زنده بوده اند .

1- آقا محمد حسین معروف به حکیم باشی

2- میرزا عطا ءاله آباده ای ملقب به سراج الحکما (1331-1259هجری قمری )(زکائی بیضائی 1343,ج2,ص105)

3- دکتر محمد حسین آگاه ,معروف به دکتر خان ,فرزند سراج الحکماء

4- دکتر دانا ,ملقب به اعلم الملک

5- دکتر سراج اله خان همت

6- میرزا محمود (صالحی ,محمد حسین ,بازنشسته ,75 ساله ,10 شهریور 1385)

از این گروه شماره های 2و3و4و5همه از فرقه ضاله بابی وبهائی بوده اند ومذهب میرزا محمود اسلام وشیعه 12 امامی بوده است .

دوره رضاشاه (1320-1304)

تإسیس اداره بهداری

در روز 11خرداد 1305 علی منصور ,وزیرداخله (کشور)بنا به پیشنهاد اداره کل صحیه حکم میرزا محمد علی صداقت کیش را به سمت ” طبیب صحی وآبله کوبی آباده ” به مدت یکسال قراردادی ,ماهیانه 470 ریال از 15 خرداد 1305 امضاء می کند ودر کنار امضای وی مهر وزارت داخله زده می شود وبه شماره هشت دفتر مخصوص پرسنلی وتاریخ 12 تیر 1305 ثبت می شود .

وی به آباده می آید ودر مجاورت دبستان دولتی فردوسی که دراصل خانه مسکونی حاج علیخان بوده خانه ای اجاره می کند وضمن طبابت در همـــان جا هم زندگــــی می کرده وهیچ پرسنلی نداشته است .

مدرك آبله كوبي رفعت دهقان اولين مدرك آبله كوبي درآبادهدکتر حقیقت کیش مسلماٌ پزشک مجاز بوده , گر چه یکی از فرزندانش ادعا می کند فارغ التحصیل رشته پزشکی دارالفنون بوده , درآباده به دکتر صحیه (محاوره ای آن seye)مشهور می گردد وبسیار خوش اخلاق ,مهربان واجتماعی بوده است . وی اهل اریکان (سپیدان ) بوده است .

خانه مسکونی وی گرچه مقداری تغییر کرده اما از لحاظ بافت حیاط واتاقها به همان صورت باقیمانده است ودر نقشه سال 1353 شهر آباده این خانه را که نخستین محل اداره بهداری آباده بوده است با حرف Aمشخص گردیده است .

از این دوره مدرک آبله کوبی رفعت دهقان , فرزند آقا محمود دهقان مشهور به آقا محمود چناری را در زیر ارائه می کنیم که در27 اردیبهشت 1308 انجام شده است.

سرشماری 1318اری 1318

برای نخستین مرتبه در ایران درسال 1318 انجام می گیرد . دراین سرشماری جمعیت آباده را 6943نفر بوده ودر بخشی تحت عنوان “بهداشت ” چنین آمده است :

امراض شایعه

بیمارستان :-

شماره تخت :-

پزشک مجاز :5

داروخانه :2

با این تفاسیر درسال 1318 تعداد 5 پزشک مجاز ودو داروخانه برای جمعیت آن روز آباده رقم بالائی است .

نام همه پزشکان مشخص نیست .اما مطمئناٌ یکی از آنها دکتر حقیقت کیش ودیگری دکتر بدیع اله آگاه (1346-1268خ)بوده است .دکتر آگاه فرزند میرزا عطاءاله واز فرقه بهائی بوده است . شخصی هم در این دوره به نام میرزا حکیم بوده که اطلاعی از مجاز یا غیر مجاز بودن وی در دست نیست .

البته چهار نفر از فرزندان دکتر حقیقت کیش نیز در رشته پزشکی (از جمله دکتر جلیل صداقت کیش که دررشته دندانپزشکی )ادامه تحصیل می دهند . دکتر جلیل صداقت کیش اولین دندانپزشک آباده می باشد اما برای خدمت به سایر نقاط فارس می رود.

دهه (1330-1320 )

تغییر ساختمان

درسال 1324دکتر صداقت کیش ساختمانی می سازد که هنوز قسمتی از آن وجود داردوبه آنجا اسباب کشی می کند که در نقشه این باغ وساختمان با حرف Bنشان داده شده است .درآن زمان شادروان محمد حسن محقق زاده (متوفی 1383یا 1384 )به عنوان کارمند بهداری برای آبله کوبی وواکسیناسیون مشغول می شود .

با توجه به این که این ساختمان به نسبت شهر دور دست است اداره بهداری درسال 1327به ساختمان رونقیه منتقل می شود که تا اندازه ای به مرکز شهر نزدیک است . این محل در غرب فلکه دوم ورودی شهر وآغاز بلوار استقلال می باشد که درنقشه با حرف Cنشان داده شده است .

اداره بهــــداری آباده به سبب تغییراتی در وزارت بهداری در سال 1329 گستـــرش می یـــابد . بدین صورت که تعــداد کارمنــــــدانش افـــزوده میشود .چون انواع واکسن از اداره کل بهداری فارس نظیر حصبه ,سل ,وغیره وارد می شود وتمامی دانش آموزان شهرستان در این سال واکسینه می شوند .

ساختمان رونقیه را مردم آباده ,اداره بهداری می گفتند.

بیمارستان امید سالار

قشقائی ها وامیـــد سالار برای نمایندگی آباده در مجلس شــــورای ملـــی رقابت می کردند . محمد حسین قشقائی (بعدها نماینده آباده در مجلس شورای ملی )در سال 1324 ساختمان یک باب دبستان شش کلاسه را در آباده می سازد که به دبستان قشقائی مشهور می شود .

محمد رضاامید سالار برای چشم هم چشمی ,بیمارستانی را در خیابان اصلی آباده (در مجاورت پمپ بنزین )که درنقشه با حرف (D) نشان داده شده , درزمینی به مساحت 1500 متـــر مـــربع می سازد که درحدود سال 1329 پایان می پذیرد ودارای 10 تخت می باشد .

این ساختمان به اداره بهداری واگذار می شود ودرمانگاه آن فعال می شود واداره بهداری هم در همین ساختمان است .

ساختمان بیمارستان امید سالار تا حدود سال 1380 وجود داشته است که درحال حاضر با جای این ساختمان مرکز بهداشتی درمانی ولیعصر ساخته شده است .

م�لهاي قرارگرفتن بهداري آباده درنقاط مختلف شهرستان

تإثیر ریشه کنی مالاریا

یکی از قدامات اصل چهار ترومن ,تإسیس اداره ریشه کنی مالاریا وسم پاشی در شهر ودر روستاها علیه مالاریا با نفت ود.د.ت بود . این سم پاشی ار حدود سال 1330 در ایران ودر شهر آباده آغاز وهر ساله تا حدود سال 1338 ادامه داشت . البته ساختمانهای شهری را درسال اول فقط سمپاشی کردند گر چه در سالهای بعد د. د. ت را به جای نفت مخلوط می کردند.

نکته حائز اهمیت آن است که غیر از مالاریا بسیاری از حشرات ناقل بیمارها ,شپش وغیره را از جامعه ایرانی در پایان دهه سی از بین برده بود.

تإ سیس بهداری آموزشگاهها

درسال 1332 اداره فرهنگ (اداره آموزش وپرورش )شهرستان آباده با وجود پزشکی به نام دکتر نوشیروانی (فارغ التحصیل دانشگاه تهران واز اقلیت زرتشتی )بهداری آموزشگاههای شهرستان آباده را در خانه استیجاری در کوچه جنوب کاروانسزای صرافیان در بازار نو تإسیس می نماید که تنها کارمند این بهداری یک مستخدم بود که بعدها عمل تزریق آمپول را انجام می داد. تإسیس این واحد به دو دلیل در وضع بهداشت شهر آباده تإثیر داشت :

1- تمامی دانش آموزان مدارس از لحاظ بیماری تراخم که شیوع زیاد داشت معاینه وآنان که مبتلا بودند ,تحت معاینه رایگان قرار گرفتند وبا تراشیدن پلکها مداوا می شدند . با این اقدام این بیماری ده دهه سی در آباده از بین رفت .

2- دکتر انوشیروانی در سه دبیرستان شهر آباده درس بهداشت کلاس سوم دبیرستان (نهم)را به عهده داشت واین عمل کمکی به بهداشت فردی می نمود ودانش آموزان از این فرصت برای معالجه بیماریهای خود استفاده می کردند.

افزایش پرسنل بیمارستان

به سبب تنها بیمارستان میان راهی بین اصفهان وشیراز ونیز کمی گسترش شهر آباده ,تعداد پرسنل وپزشک بیمارستان زیادتر شد.

درسال 1331بیمارستان نیز یک دندانپزشک فارغ التحصیل دانشگاه تهران (به نام دکتر تقوی )داشت که تا پایان دوره خدمتش در دهه پنجاه در آباده اقامت داشت وعصرها هم درمطب کار می کرد .

افزایش تخت بیمارستان

با نماینده شدن امیـــد ســـالار در مجــلس شورای ملی واعمال نفوذ در وزارت بهداری , تـــوانست در ســــال 1336 تعـــداد تختهـــای بیمــارستــان امیــد ســالار را به 25 تخت برساند.(فرهنگ شهرستان آباده ,1337,ص16)

تإسیس آزمایشگاه

به همــان دلیل اعمــال نفوذ امیــد سـالار ,حدود سال 1338 آزمایشگاه بیمارستان با یک کارمند (با گذراندن دوره یکساله آزمایشگاهــی )به نام آقای معمار (غیر بومی )وبه سرپرستی شادروان دکتر صادق رضانیا داروساز (1355-1310)تإسیس شد ومحل آن در دو اتاق بیمارستان بود.

تإسیس بهداری سوریان

در این دهه , حدود سال 1337 پزشکی به نام دکتر پاکباز به عنوان پزشک دولتی وارد سوریان می شود ومطبی دایر می کند وعمل پزشکی قانونی را هم انجام می دهد . مطب وی در یک اتاق استیجاری بود .

تردیدی نیست دراین دهه بهداری اقلید هم گسترش داشته است.

با توجه به اینکه در آغاز دهه دو داروخانه در شهر آباده وجود داشت که هر دو تجربی بودند ,در حدود سال 1336 افزون بر آن دو داروخانه با سرپرستی یک داروساز فراغ التحصیل دانشگاه تهران (به نام اکبر امامی )شروع به کار کرد وحدود سال 1340 این داروخانه به اصفهان انتقال یافت .

تردیدی نیست خارج از شهرها ,پزشکان تجربی غیر مجاز در تمامی بخش های شهرستان آباده به فعالیت مشغول بودند.

دهه چهل :

شرایط اقتصادی ایران از دهه بیست همچنان نامساعد است وهیچ تغییری در شرائط زندگی مردم عادی ایجاد نکرده است . ارقام اقتصادی نشانگر آن است که درسال 1338درآمد سرانه ایران 100دلار (با نرخ برابری 70 ریال )بوده است .

بنابراین از سال 1342تا 1346که برنامه عمرانی دوم اجرا شده است عاملی سبب می شود که درتولیدات صنعتی تغییراتی بوجود آید. البته از پنج سال اول یعنی از سال 1340 تا 1345ما به هیچ وجه آماری که بیانگر وضع بهداشت ودرمان باشد در دست نداریم .

آمار سال 1345

آمـــار موجود این ســـال نشانگـــر است که درآباده یک بیمارستان (همــان بیمــارستــان امیدسالار ) ودرمانگاه شیروخورشید وجود داشته است .

آمار سال 1346تا 1347

کتابی در سال 1346 یا 1347چاپ ومنتشرمی شود که تاریخ انتشار ندارد ولی از محتوی آن مشخص است که در یکی از این دو سال منتشر شده است . آماری که دراین کتاب آمده است چنین می باشد :

غیر از موسسات درمانی بالامانند بیمارستان امید سالار با 25 تخت ,شهر آباده با پزشک بهداری آموزشگاهها مجموعاٌ 5 پزشک و2 دندانپزشک داشته که دربیمارستان کار می کرده اند ومطب هم داشته اند. ضمناً در سال 1348 دو داروخانه داشته که یکی از این دو به سبب نداشتن جواز کسب تعطیل می شود .

دهه پنجاه

دراین دهه , به نسبت دهه های پیشین آمار واطلاعات بیشتری به شرح زیر در دست داریم .بدین شرح :

تإسیس بیمارستان :

از حدود سال 1348 ساختمان بیمارستانی درخیابان اصلی روبروی پمپ بنزین جدید راه شیراز ساخته می شود ودر سال 1350 با تعداد 50 تخت با نام بیمارستان کوروش کبیر آغاز به کار می کند . بعد از انقلاب به نام بیمارستان امام خمینی (ره)تغییر نام می یابد .

بنابراین در این سال آباده دارای دو بیمارستان با تعداد 75 تخت می باشد ونسبت جمعیت شهر آباده در ازاء هر 295 نفر یک تخت دربیمارستان وجود داشته است .

تعداد پزشکان شهرستان

تعداد پزشکان شهرهای آباده در همین سال 1350 بدین صورت بوده است :

شهر

پزشک

درصد به نسبت فارس

دندانپزشک

درصد به نسبت فارس

نسبت پزشک به جمعیت شهرنشین

نسبت دندانپزشک به جمعیت شهر نشین

آباده

6

9/1

1

5/2

3683

22100

اقلید

3

9/0

5233

ابرقو

1

3/0

8300

صغاد

1

3/0

6300

آمار سال 1359

تعداد پزشکان شهرهای آباده در همین سال 1350 بدین صورت بوده است :

با توجه به پیروزی انقلاب اسلامی درسال 1357 وشوروشوق آن ,به نظر می رسد که هیچ تحولی در امر بهداشت ودرمان آباده نشده است .آمار زیر را از سال 1359 از شهر آباده در دست داریم :

بیمارستان :2

تعداد تخت : 75

درمانگاه :4

پزشک :10

دندانپزشک :1

ماما :8

پزشکیار :10

مطب پزشکی :3

مطب دندانپزشکی :3

داروخانه :2

بخش تزریقات :1

آزمایشگاه :2

کلینیک :3

رادیولوژی ورادیو گرافی

دامپزشکی :1

دامپزشک :7

وبدین ترتیب می بینیم که با افزایش جمعیت وموقعیت عمده شهر آباده بر سر یکی از عمده ترین خطوط مواصلاتی همان تخت بیمارستانی که درسال 1350 داشته , در سال 1359 به همان تعداد ثابت مانده است در حالی که برنامه توسعه سازمان ملل در سال 1353 به دلیل شاهراه عمده مواصلاتی تهران – اصفهان – شیراز پیش بینی “تسهیلات بیمارستانی بیشتر من جمله بانک خون ومتخصصان پزشکی بیشتر ” برای آباده پیش بینی می کند .

منبع: دانشگاه علوم پزشکی شیراز

مهمترین وقایع تاریخی آباده

شهرستان آباده از قدمتی 1500 ساله برخوردار است و مردم این شهرستان مطمئنا در طول این 1500سال شاهد وقایع تاریخی و اتفاقات خوشایند و ناخوشایند بوده اند و خواهند بود. از مهمترین این وقایع می توان به موارد گوناگون از جمله موارد زیر اشاره کرد:

  • حمله لشکر افغان ها به آباده و تسخیر و تخریب این شهر در راه عزیمت و حمله به اصفهان در سال 1314 ه.ق.
  • لشکر کشی کریم خان زند به اصفهان و فتح آن از طریق آباده
  • تبعید شاه اسماعیل صفوی توسط کریم خان زند به این شهرستان و زندگی وی در اینجا تا آخر عمر.
  • لشکر کشی کریم خان به خاطر شورش مردم اصفهان به این شهر در سال 1190 و سرکوب شورشیان به فرماندهی سردار ذکی خان فرزند شیخ علی خان فرمانده سپاه کریم خان زند.
  • توقف ذکی خان در آباه و شرکت وی در مهمانی شاه اسماعیل سوم در کاخ شخصی او و مسموم کردن شاه اسماعیل توسط وی. پس از این واقعه کریم خان 3 روز عزای عمومی در شیراز و آباده اعلام کرد.
  • جنگ های لطفعلی خان زند و آقا محمد خان قاجار در اطراف آباده و تخریب قسمتهایی از این شهر و قلعه های مربوط و اطراف .
  • قیام حیدر میرزا فرزند شاه اسماعیل سوم علیه آقا محمد خان قاجار و سرکوب شدن بوسیله او .
  • وقوع جنگ در سال 1297 ه.ق بین تفنگداران پلیس جنوب و نیرو های ایل قشقایی و مردم آباده که منجر به خراب و کشتار مردم شهر گردید.
  • جنگ فتح علی شاه با حسین قلی میرزا در بین راه آباده – شورجستان.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی)

هنر منبت كاری

كلمه ي منبت به معني كنده كاري روي چوب مي باشد و منبت كار كسي است كه روي چوب عمل كنده كاري را انجام مي دهد. اين فن ، سابقه اي بسيار طولاني دارد؛ تا حدي كه آغاز تاريخ منبت را مي توان به زماني نسبت داد كه انسان براي اولين بار با ابزارهاي تيز و برّنده آشنا و چوب را تراش داده است .

منبت كاري در ايران پيشينه اي بسيار طولاني دارد و يادگاري از دوران گذشته مي باشد كه براي رسيدن به مراحل فعلي راهـي بس طولاني را پيموده است و شـايد بتوان گفت كه تاريخ منبت كـاري در ايران به زماني مي رسد كه ايرانيان با مصارف گوناگون چوب آشنا شدند ؛ و با اين توضيح در واقع نمي توان  تاريخ منبت كاري را جدا از تاريخ استفاده چوب دانست. هنر منبت کاری    آباده

باستان شناسان و مورخان تاريخ ، استفاده از چوب براي ساخت خانه ها را در ايران مربوط  به 4200 سال پيش از ميلاد مسيح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر و دوراني كه بومي ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايرن زندگي مي كردند، مي دانند.

قطعات چوبي در يكي از مقبره هاي شهرستان فسا، در استان فارس، به دست آمده كه مربوط به 5000 سال قبل بوده و نشان دهنده ي اين است كه ايرانيان باستان از چوب براي ساخت ابزارهاي مختلف استفاده مي كرده اند.

استفاده از چوب در زمانهاي  مختلف در ايران مرسوم بوده و در كشاورزي ، خانه سازي و همچنين ساخت آلات و ابراز استفاده مي شده است. از ظهور سلجوقيان تدريجاً استفاده از چوب شكل عوض كرده و كنده كاري روي چوب مرسوم شده كه متأسفانه نمونه هاي چنداني از هنر صنعت چوب ِ در اين دوره در دست نيست؛ ولي با توجه به دو قطعه از يك منبر ساخته ي قرن 12 ميلادي كه مربوط به اواخر دوره ي سلجوقيان است و هم  اينك در موزه  نگهداري مي شود ، درمي يابيم كه تزئين چوب با گل و بوته هاي برجسته و فرو رفته (شبيه به منبت امروزي) رواج داشته است. آثار صنعت منبت  كاري در دوره ي چنگيز و تيمور نسبتاً بيشتر است و نقوش ايراني و طرح هاي چيني فراواني به چشم مي خورد، از آثار اين دوره مي توان منبر مسجد نائين به تاريخ سال 711 هجري قمري و مرقد حضرت عبدالعظيم در شهرري  را نام برد كه   با اشكال هندسي و برگ هاي مدور تزئين شده است .

در عصر تيموريان شيوه ي منبت كاران دوره ي مغول ها ادامه يافت و از نمونه هاي خوب اين دوره ” دو لنگه ي در ” متعلق به نيمه هاي دوم قرن پانزدهم ميلادي (قرن 9 هجري قمري) است كه در موزه متروپوليتن نگاهداري مي شود. رُويه ي اين دولنگه در، به قطعات مربع تقسيم و داخل هر كدام نيز تقسيمات ديگري شده و تزئينات آن عبارت است از اشكال هندسي و برگهاي ظريفي كه معمولاً تذهيب كاران دوره تيموري از آنها استفاده مي كردند. در دوره ي زنديه و قاجار، منبت كاري رو به انحطاط رفت و ساختن درهاي منبت و قطعات بزرگ ، جاي خود را به قطعات كوچكتر مانند رحل قرآن و قاب آئينه داد.

به طور كلي آثار معتبري از گذشتگان در دست نيست و علت آن امر را مي توان عمر كوتاه چوب كه به مرور از بين مي رود و همچنين عدم نگهداري درست وسايل چوبي به دليل نبود مواد و وسايل حفاظتي (مانند لاكها و رنگهايي كه امروزه استفاده مي شود) دانست. ولي با اين حال ، آثار نسبتاً قديمي از منبت كاري در كشور ما به جاي مانده كه بيشتر بر روي در مقبره ها، منابر و در مساجد انجام شده و دليل سالم ماندن آن نيز به خاطر احترام مذهبي مردم به اين اماكن مي باشد كه قدمت بعضي از آنها به 1000 سال هم مي رسد.

در حال حاضر منبت كاري در گوشه و كنار ايران رواج دارد و مي توان گفت كه در شهرهاي تهران، اصفهان، شيراز، آباده، شاهرود و … نسبتاً منبت كاري بيشتر انجام مي شود. طرح هاي اصيل ايراني شامل اسليمي ها، ختايي، گل و بوته، گل و مرغ و … مي باشد كه تدريجاً انواع طرح هاي خارجي مانند گوشواره اي، فرشته اي و … جاي آن ها را مي گيرند.

باستان شناسان و مورخان ، تاريخ استفاده از چوب براي ساخت خانه ها در ايران را مربوط  به 4200 سال پيش از ميلاد مسيح دانسته اند كه مقارن با عصر حجر است يعني زماني كه بومي ها قبل از مهاجرت آريايي ها در ايران زندگي مي كردند .

منبع : هنر های چوبی

منبت کاری

منبت‌کاري، در استان فارس بيشتر در شهرهاى شيراز و آباده رواج  دارد. هرچندمنبت    قلم :: وبلاگ خبری آباده :: شهرت آباده بيشتر است و هنرمندان بى‌شمارى در خدمت    اين هنر و صنعت بوده‌اند. تا سال ۱۳۱۵ شمسى آثار متنوع منبت در فارس توليد مى‌شد. اشيايى مانند ضريح چوبى و در ِبقاع متبرکه، قاب آينه در اندازه‌هاى مختلف از جيبى تا بزرگ، تخته ريسمان (به جاى قرقره ريسمان)، جعبه لوازم آرايش، جعبه جواهر، مجرى (جعبه‌اى کوچک)، سوزن‌دان، قلم‌دان، چوب‌ سيگار، چوب چپق، انواع قاشق، تخته نرد، تخته حنابندي، پارو، ميانه قليان، سيني، بشقاب، کاسه، کاسه تار و کمانچه و کشکول و …

امروزه توليدات منبت شامل موارد زير است:

آجيل‌خوري، قاب عکس، جاى لوازم‌التحرير، سينى (به تعداد بسيار ناچيز)، بشقاب (به تعداد بسيار ناچيز)، تُنگ (به تعداد بسيار ناچيز، قوطى سيگار، جعبه شيرينى‌خوري، جعبه قاشق و چنگال، جعبه آرايش، جاى دستمال کاغذي، جاى کاغذ يادداشت و قلمدان (به تعداد بسيار ناچيز) و …

در موزه‌هاى جهان نيز از آثار منبت هنرمندان و استادان فارس وجود دارد که گرچه نام و تاريخى بر روى آنها مشاهده نمى‌شود، اما تعلق آنها به هنر فارس قطعى است. در اين ميان قاشق‌هاى شربت‌خورى آباده از اهميت خاصى برخوردار است که اوج هنر منبت را در اشياى کوچک به نمايش مى‌گذارد.

کهن‌ترين اثرهاى منبت فارس

از آنجا که چوب به دليل عدم مقاومت در برابر زمان، زود پوسيده مى‌شود، در تمام ايران اثرى کهن‌تر از سده چهارم وجود ندارد و اين آثار در مساجد، حسينيه‌ها و بقاع متبرکه باقى مانده است. کهن‌ترين آثار موجود در فارس عبارتند از: صندوق منبت بقعه متبرکه سيد ميرمحمد (ع) در شيراز که از سده هفتم هـ.ق به جاى مانده است و از نادرترين آثار هنرى فارس است که در جريان هجوم‌ها و جنگ‌ها، سالم مانده، منبر مسجد جامع سوريان از شهرستان بوانات که از سال ۷۷۱ هـ.ق باقى است و در موزه ملى ايران نگه‌دارى مى‌شود، منبر مسجد جامع اقليد با کتيبه چوبى سردر آن به تاريخ ربيع‌الاول ۸۴۹ هـ.ق و در منبت با تاريخ ۱۰۰۸ هـ.ق و دو ضريح امامزاده حمزه روستاى بزم شهرستان بوانات که از دوره شاه عباس اول يعنى حدود ۱۰۰۷ هـ.ق بر جاى مانده است.

انواع طرح منبت

طرح‌هاى منبت بى‌شمار است اما متداول‌ترين آنها شامل طرح‌هاى اسليمى لچک براى گوشه‌ها، اسليمى حاشيه، گل سرخي، گل نرگس، توأم، گل مينا، بُته فندقي، گل، گل و مرغ، کتيبه، جعبه دستمال کاغذي، صورت پادشاهان، تخت‌جمشيد و ديس و سينى و طرح دسته‌هاى قاشق است.

استادان و هنرمندان منبت‌کار فارس

استاد آقا شيخ، استاد ميرزا آقا شيخ، استاد محمد آقا شيخ، حسين آقا شيخ، آقاجاني، استاد مشهدى آقا، کربلايى عباس قاشق‌تراش، حبيب قاشق‌تراش، آقا على اکبر قاشق‌تراش از دوره قاجار و استاد احمد صنيعي، استاد شکراله زائر پور، استاد جلال برومند، استاد احمد امامي، استاد فتح‌الله حق‌شناس، استاد حبيب‌الله زائر پور، استاد عبدالله صنيعي، استاد فتح‌الله صنيعي، استاد حسين صنيعى و استاد حسين قاشق‌تراش (منبتي) از دورهٔ پهلوى اول، استاد خليل امامي، استاد على امامي، استاد جواد صنيعي، استاد ميرزا نعيم مشرفى در دوره پهلوى دوّم و نيز استادان برجسته معاصر در منبت آباده؛ محمدطاهر امامي، على‌اصغر صنيعى آباده‌اى و بهرام منبتى که به کارهاى هنرى بسيار ارزشمند اشتغال داشته‌اند.

منبع : پرتال اینترنتی آفتاب

جنگ آباده

برداشت از کتاب بازی‌های محلی آباده نوشتهٔ جمشید صداقت‌کیش

پلیس جنوب (اس.پی.آر) یعنی ارتش مستقر انگلستان در جنوب ایران بعد از شیراز مهم‌ترین مرکز و پایگاه خود را در آباده در 1916 میلادی ایجاد می‌کند. تعداد افراد بریگارد آباده در مراحل اولیه 600 نفر بوده و چهره‌های مهم انگلیسی آن کاپیتان گوین گریفت، سر جنت ال، بارنز و میجر دبلیو . ای. کی. فریزر بوده‌اند.

بعد از مدتی دولت انگلستان برای پلیس جنوب تقاضای کمک مالی می‌کند و دولت ایران پاسخ می‌دهد که حکومت بریتانیا ایران را به حال خود واگذارد تا به اصلاحات بپردازد. نتیجه این یادداشت آگاهی افراد ایرانی این قشون می‌شود به نحوی که درست یک هفته بعد از این اعتراض ده سوار و یک افسر از بریگارد آباده فرار می‌کنند. ضمن آنکه یادداشتی بر جای می‌گذارند که دلیل فرار آنها سیاسی بوده است. بلافاصله دوازده نفر هم از افراد پلیس جنوب در حوالی دهبید به فراریان می‌پیوندند و کاپیتان وینتر و افراد وی به تعقیب فراریان می‌پردازند. که از گروه این کاپیتان دو نفر نیز فرار می کنند.

این افراد در نزدیکی‌های اصفهان به دام زنجیرهای استعمار می‌افتند و به دستور سایکس و قنسول انگلیس در اصفهان تیر باران می‌شوند.
نتیجه عمل فرار مبارزان ایرانی بریگارد آباده سبب می‌شود که دو گردان از شانزدهمین دسته راجپوت‌ها (سربازان هندی) که جمعاً 200 نفر می‌شدند به آباده اعزام می‌دارند و بدین ترتیب جمع افراد پلیس جنوب در بریگارد آباده به 800 نفر انگلیسی و هندی و 900 نفر ایرانی می‌رسد.
در همین زمان حزب دمکرات شعبه آباده فعالیت چشم‌گیری داشته و مبارزه حق‌طلبانه مردم آباده را برای رهايي از چنگال استعمار به اوج خود می‌رساند.

ایل قشقایی و سایر ایلاتی که از مسیر آباده عبور می‌کرده‌اند هم‌چنان بر مردم تأثیر داشته‌اند و چون بین اسماعیل خان صولة الدوله قشقایی سردار عشایر در شیراز و پلیس جنوب جنگ رخ می‌دهد (در 1336 ه.ق برابر 1918 م) انگلیسی‌ها در آباده قصد حمله و تسخیر آباده را داشته‌اند که خبر این موضوع توسط یک شیر زنِ شیر فروش جزمودقی به نام (خانمی شیرین) که هر روز یک ظرف شیر برای بریگارد آباده می‌برد به تقی دانشور می‌رسد و دانشور 102 کیلومتر راه را بدون آذوقه و آب یک‌سره می‌رود تا خبر را در سرحد چهاردانگه به قشقایی‌ها برساند. او بعدها نشانه مقاومت و جوانمردی گردید.

در همین زمان اسماعیل خان صولةالدوله قشقایی برادر خود را که در اصفهان بوده دعوت تا برای تهیه قشون و جنگ به آباده بیاید وی به آباده می‌آید و به پسر عموی خود به نام محمدعلی خان سالار مظفر قشقایی که با خبر دانشور دو هزار سرباز تهیه دیده بوده می‌پیوندد. در این موقع سلطان کاظم خان شاملو که از جوانان وطن‌خواه بوده و جزو بریگارد آباده بوده است با هفصد نفر از افراد زیر دست خود به امیر عشایر می‌پیوندد و به تدریج افراد ایرانی بریگارد از او تأسی می‌پذیرند.

محمدعلي خان قشقایی با ورود خود به آباده اعلامیه‌ای صادر می‌کند (که دولت ایران او را مأمور ساخته تا خارجیان و کفار را بیرون براند) و با سربازان آباده‌ای و قشقایی آباده را تسخیر می‌نماید.

آتش جنگ در ماه مه 1918 م. (ماه شعبان 1336 ه.ق) در آباده شعله‌ور می‌شود و بریگارد آباده را محاصره می‌کنند و مدت هفت روز در محاصره  داشته‌اند.

در چهار روز اول انگلیسی‌ها سخت به وحشت می‌افتند و وضع آنها فوق العاده وخیم بوده است. افراد بریگارد از فرماندهان خود نافرمانی می‌کنند و گروهی از افسران انگلیسی کادر وصف از مرکز اصلی بریگارد آباده فرار می‌کنند و به قسمت هندی‌ها در آباده پناهنده می‌شوند.

در شب نوزدهم ماه رمضان 1336 ه.ق سلطان کاظم خان و دویست نفر قشقایی به قسمت ایرانی بریگارد حمله می‌کنند و دویست نفر را اسیر و بقیه فرار می کنند.

با این پیروزی محمدعلی خان قشقایی نامه‌ای به فریزر که رئیس بریگارد آباده بوده به شرح زیر می نویسد:

خدمت جناب جلالتماب عالی مقام آقای ماژر فریزر:
مغلوبیت شما مسلم برای حفظ نفوس به موجب قوانین جنگی به شما پیشنهاد می‌نماییم چنانچه تسلیم شوید موافق قانون اسارت با شما رفتار خواهد شد .تاریخ 21 رمضان المبارک 1336 صولت السلطنه – محمد علی قشقایی.

فریزر در پاسخ می‌نویسد:

حضور حضرت مستطاب اجل آقای امیر عشایر دام اقباله.
از لطف حضرت عالی متشکرم . این که پیشنهاد تسلیم شدن را کرده‌اید که بعداً مطابق قانون اسارت رفتار خواهد شد متشکرم ولی قانون نظام اجازه نمی‌دهد. جنگ را ادامه خواهم داد انشااله.

با پاسخ فریزر جنگ با شدت هر چه تمام‌تر ادامه می‌یابد. مجاهدین آباده‌ای و قشقایی‌ها تونل و نقبی به طول 700 متر برای رونقیه (مرکز اصلی بریگارد) حفر می‌کنند و تا زیر دیوار آن می‌رسند.

در دوم ژوئیه 1918 (رمضان 1336 ه.ق) کاظم خان و لطیف خان آب مزرعه کشک، آب مزرعه و آب مزرعه حومه را در یک نهر می‌کنند و به پشت رونقیه رها می‌کنند.

مترجمی که از اهل آباده در خدمت بریگارد بوده و به شدت و با علاقه به انگلیسی‌ها خدمت می‌کرده افراد انگلیسی را تشویق می‌کرده و با شکستن دیوار رونقیه کاپیتان گوین گریفت بدست یک نفر مجاهد آباده‌ای تیر می‌خورد و او را بداخل رونقیه می‌برد.

در همبن زمان فریزر نامه‌ای به بریگارد شیراز برای کمک می‌نویسد نامه را مجاهدین آباده‌ای کشف می‌کنند اما فریزر به طریقی دیگر نامه را می‌فرستد.

بیماری وبا انتشار می‌یابد – در مقر سربازان هندی سه نفر هندی در اثر انتشار وبا می‌میرند اما پلیس جنوب از انتشار خبر آن جلوگیری می‌کند ولی در بیرون بریگارد به سرعت انتشار می‌یابد و از جمله محمدعلی خان قشقایی وبا می‌گیرد و می‌میرد.

به دنبال آن حدود 300 نفر به مرض آنفلونزا مبتلا می‌شوند و عده‌ای نیز از ترس مبتلا شدن به آن، از صحنه مبارزه و جنگ فرار می‌کنند و قلب مبارزان و آزادگان تاریخ ما را جریحه‌دار می‌کنند. به تدریج بقیه مجاهدین آباده را ترک می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند قتل و غارت و زندان برای مردم آباده بوده است.

سربازان هندی تمام خانه‌ها را غارت می‌کنند و حدود دو میلیون (با نرخ ارزش پولی آن زمان) اموال مردم از بین می‌رود، حدود 2000 نفر کشته برجای می‌ماند و 126 نفر را زندانی می‌کنند و حتی جریمه 4600 تومانی هم از یکی از زندانیان دریافت کردند. اینان به مدت 8 روز در زندان بودند.

جنگ آباده به نفع استعمارگران انگلستان پایان پذیرفت اما حماسه‌اش برای ابد افتخارآمیز تاریخ آباده خواهد بود.

 

تصاویر کلاه فرنگی آباده

کلاه فرنگی آباده

بنای بجا مانده از دوره قاجاریه با پلان دایره‌ای شکل دارای چهار درب ورودی است و حدوداً یک متر از سطح زمین بالاتر است. سقف این بنا مشبک و آیینه کاری بوده است و حدوداً چهار سال پیش بر اثر آتش سوزی ویران شد ولی در سال 1380 توسط میراث فرهنگی مرمت گردید. در کنار این بنا ساختمان تازه‌ای تأسیس شده است که نمایندگان میراث فرهنگی در آن مستقر هستند.

در اصل این بنا آرامگاه پدر میرزا علی‌خان وفا بوده است. وی خلوتی در کنار این ساختمان داشته و مهمانان را در آن پذیرایی می‌کرده و زمانی که فوت می‌کند فرزندش علی‌خان پدر را در آن به خاک می‌سپارد.

کلاه فرنگی آباده کلاه فرنگی آباده کلاه فرنگی آباده

کلاه فرنگی آباده کلاه فرنگی آباده کلاه فرنگی آباده

کلاه فرنگی آباده کلاه فرنگی آباده کلاه فرنگی آباده

در اواخر دوره محمدعلی شاه  و اوایل حکومت احمدشاه شخصی به نام عبد الوهاب تصمیم می‌گیرد روی قبر وی آرامگاهی بنا کند و به همین جهت از معماران زبردست یزدی دعوت می‌کند که این بنای هفت گوش را به سبک کلاه فرنگی شیراز بسازد.

بعد از اتمام ساختمان از نجاری به نام علی کاکا دعوت می‌شود تا سقف داخل را تزئین کند و از برادران امامی (میرزا محمد و میرزا احمد) دعوت می‌کند تا سقف را منبت کاری کنند و این برادران تشخیص می‌دهند که چوب استفاده شده قابل منبت نیست ولی می‌توان آن را با آیینه زینت بخشید. تزئینات روی سقف به سبک صفویه و گل بوته‌ها و پرندگان با رنگ‌های لاجوردی، سبز و قرمز تزیین شدند.

درب‌ها همه از چوب گردو  و منبت کاری شده است. این درب‌ها توسط میراث فرهنگی مرمت گردیده و این بنا در سال 79 به شماره 3404 در آثار ملی به ثبت رسیده است.

قرار است این بنا با منزل زائرپور که یکی از آثار تاریخی است یکی شود. منزل زائر پور متعلق به دوره قاجار است که دارای سر ستون‌ها و پنجره‌های زیبایی است.

 

نگاهی به قلعه‌ای ۲۰۰۰ ساله: قلعه ایزدخواست

محمد علی توکلی:

بسمه تعالی
در ابتدای دشت وسیع آباده در آخرین نقطهٔ غربی به فاصله 60 کیلومتر از آباده به طرف اصفهان هر مسافری به شهر ایزدخواست می‌رسد. این شهر با قلعه تاریخی خود با توجه به قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال می‌تواند چند روز برای تماشا و گردشگری هر مسافری را متوقف کند.

ایزدخواست را همه کارشناسان داخلی و خارجی آثار باستانی و افراد علاقه‌مند به فرهنگ گذشته ملل به خوبی می‌شناسند. چون قلعه تاریخی ایزدخواست با سبک معماری خود یکی از عجایب و نمونه های چشم‌گیر شهرسازی و مهندسی زمان قدیم ایران است. با کمترین هزینه امنیت قلعه و ساکنان داخل آن تأمین می‌شده است چون از سه طرف با پرتگاهی تقریباً بر حالت عمود نسبت به کف زمین با ارتفاعات مختلف از 6 تا 15 متر، حتی با کمک از ادوات جنگی برای سربازان دشمن غیر قابل نفوذ بوده است.

فقط از یک طرف به قلعه دسترسی بوده که آن هم با حفر زمین حدود 30 متر طول و 4 متر عرض با عمق 4 متر عملاً نفوذ به داخل قلعه غیر ممکن بوده است. به گفتهٔ جهانگردان که از حدود 800 سال پیش به این طرف از این مکان دیدن کرده‌اند فضای داخلی آن‌را بسیار جالب و زیبا (که آثار بجا مانده مؤید نوشته‌های آن‌هاست) ذکر کرده‌اند. به طور مثال، در شب، ساکنین خانه‌های اطراف قلعه با حضور در بالکن‌های خود که با روشن کردن چراغ، منظره بسیار زیبایی را از دور شبیه به کشتی در دل دریا به وجود می‌آورده‌اند و یا کوچه‌های مسقف و نسبتاً تاریک که گرما را در دل تابستان از مردم می‌گرفتند و در زمستان هم با هدایت باران و برف از طریق حصار قلعه به بیرون، باعث نگهداری قلعه می‌شده است.

خانه سازی همه در حد بی‌نظیری بوده که ضمن استفاده کردن از مصالح چوب و گل به صورت خشت کمترین سنگینی را بر کف قلعه ایجاد کرده و همچنین توانسته‌اند ساختمان‌هایی را در 5 طبقه بسازند که با امکانات آن زمان در یک فضای محدود بسیار قابل تأمل است، که هم جواب ازدیاد جمعیت را می‌داده است و هم با استفاده از ارتفاع طبقات، چشم‌اندازی بسیار زیبا به وجود می‌آمده است که هم می‌توانستند زمین‌های کشاورزی خود را از داخل خانه تماشا کنند و هم مستقیماً در دل طبیعت باشند چون به دلیل فنی در قلعه نمی‌توانستند درخت و سبزی بکارند، زیرا باعث ایجاد شکاف و فرسایش می‌شده است. در نتیجه خیلی راحت بین اهل خانه و مردان که در حال کار کردن در مزارع بوده‌اند ارتباط برقرار می‌شده است و به وسیله اهل خانه حتی دیده‌بانی می‌شده است و در صورت نیاز برای کمک در انجام کارهای کشاورزی به راحتی همدیگر را خبر می‌کرده‌اند؛ و در اسرع وقت به کمک هم می‌رفتند، چون اگر کسی می‌خواست به طور معمولی از مزرعه به داخل قلعه برود و کسی را به کمک بیاورد حداقل یک ساعت زمان رفت و برگشت طول می‌کشیده است.

 

در داخل قلعه منازل حیاط نداشته‌اند و پشت بام طبقه اول حیاط طبقه دوم بوده است؛ و همه در یک همزیستی قوی در قلعه سکونت داشته‌اند و با استفاده از اضافی چوب سقف‌ها برای خانه‌های اطراف حصار قلعه، بالکن ایجاد کرده‌اند که آثار آن هم هنوز به چشم می‌خورد. دیوارها در پایین به صورت سنگ چین هستند که مانع از پوسیدگی خشت‌ها می‌شده و در بالا از خشت خام استفاده شده است و خشت‌ها به دو صورت یکی به ضخامت ده سانتی‌متر و دیگری به ضخامت پنج سانتی‌متر که هر دو نوع به بزرگی 40*40 سانتی‌متر می‌باشد. سقف‌های بعضی مکان‌ها مخصوصاً طویله‌ها که در اولین طبقه قرار دارند و سقف طاقچه‌های داخل اتاق‌ها به صورت هلالی و بعضاً جناقی است که مطابق با سبک دوره ساسانیان می‌باشد.

وجود آتشکده در تقریباً وسط قلعه کمی بیشتر به سمت شمال یادگار زندگی پررونق آن‌ها در زمان قبل از اسلام است. بودن آتشکده در آن زمان نشان از وجود موبد یا موبدان و طبقه اشراف و درباریان در قلعه ایزدخواست بوده است و تقریباً از منطقه تخت جمشید تا منطقه یزد و تا اصفهان در هیچ جایی از این گسترهٔ جغرافیایی ذکری از وجود آتشکده دیگری نشده است و مدرکی نیز به دست نیامده است. به این علت موقعیت تجاری و نظامی ایزدخواست در زمان ساسانیان و حتی قبل از آن را بسیار بالا و مورد توجه حکومت نشان می‌دهد.

بعد از اسلام هم خود مردم در حفظ و نگهداری قلعه کوشیده‌اند. این آتشکده اولین مکانی است که در ایران بزرگ آن زمان مستقیماً از آتشکده به مسجد تبدیل شده است و هم زمان با ورود سربازان اسلام به مرکز حکومت ساسانیان در خطه فارس می‌باشد. ایزدخواست با محل جنگ نهاوند که آخرین نبردگاه اسلام با سربازان ساسانیان در نزدیکی همدان فعلی می‌باشد، فاصله زیادی ندارد. بعد از اینکه مردم دین اسلام را پذیرفتند آتشکده به مسجد تبدیل گردیده و در طول زمان تغییراتی در بنای آن صورت گرفته و مردم تلاش داشته‌اند که آن‌را به بهترین وجهی حفظ کنند ولی به علت سقوط بخشی از دیواره قلعه حدود نصف فضای زیر گنبد مسجد متأسفانه به دره سقوط می‌کند و اخیراً به علت مهاجرت مردم به صورت بسیار اسفباری به حالت مخروبه در آمده است که باید برای حفظ آن اقدام سریع صورت گیرد.البته مسجد قلعه در تاریخ ۱۳۲۷/۱۲/۲ طی شماره ۳۷۶ به ثبت آثار ملی در آمده است.

در سال‌های قبل سردر قلعه به علت نامعلومی تخریب شده وبا همان مصالح بجای مانده از سردر قبلی مجدداً به صورت فعلی بازسازی شده است و فقط گویا درب چوبی آن عوض شده و کوچک‌تر نیز انتخاب گردیده است.

در حدود دو قرن پیش هم به علت تخریب یا نامناسب بودن حمام قلعه، شخصی با هزینه سفر حج خود یک باب حمام با کلیه امکانات و تزئینات آن زمان به سبک حمام‌های دوره صفوی می‌سازد و تا همین بیست سال پیش کاملاً سالم بود و یکی از زیباترین بنا های داخل قلعه محسوب می‌شد که قبل از حضور سازمان میراث فرهنگی در محل، افراد سودجو برای حفر در زیر ستون‌های حمام سقف آن را خراب و او را مخروبه کرده‌اند که باید برای بازسازی اقدام شود.
محمد علی توکلی تیر ماه 86 آباده.