- دانلود فایل تصویری سرود قصه بابا، با کیفیت خوب
- دانلود فیلم و متن سرود رضا رضا، گروه سرود آباده؛ با کیفیت بالا
- معرفی کتاب : سرود های بچه های آباده
- تصاویر نمایشگاه مبلمان، لوستر و دکوراسیون داخلی
- همه چیز درباره گروه سرود آباده + عکسی از اولین گروه سرود آباده
- دانلود تصاویر آثار استادان امامی در موزه هنرهای ملی
- روز مادر ملكه جشن هاي جهان
مهمترین وقایع تاریخی آباده
شهرستان آباده از قدمتی ۱۵۰۰ ساله برخوردار است و مردم این شهرستان مطمئنا در طول این ۱۵۰۰سال شاهد وقایع تاریخی و اتفاقات خوشایند و ناخوشایند بوده اند و خواهند بود . از مهمترین این وقایع می توان به موارد گوناگون از جمله موارد زیر اشاره کرد.
- حمله لشکر افغان ها به آباده و تسخیر و تخریب این شهر در راه عزیمت و حمله به اصفهان در سال ۱۳۱۴ ه.ق.
- لشکر کشی کریم خان زند به اصفهان و فتح آن از طریق آباده
- تبعید شاه اسماعیل صفوی توسط کریم خان زند به این شهرستان و زندگی وی در اینجا تا آخر عمر.
- لشکر کشی کریم خان به خاطر شورش مردم اصفهان به این شهر در سال ۱۱۹۰ و سرکوب شورشیان به فرماندهی سردار ذکی خان فرزند شیخ علی خان فرمانده سپاه کریم خان زند.
- توقف ذکی خان در آباه و شرکت وی در مهمانی شاه اسماعیل سوم در کاخ شخصی او و مسموم کردن شاه اسماعیل توسط وی. پس از این واقعه کریم خان ۳ روز عزای عمومی در شیراز و آباده اعلام کرد.
- جنگ های لطفعلی خان زند و آقا محمد خان قاجار در اطراف آباده و تخریب قسمتهایی از این شهر و قلعه های مربوط و اطراف .
- قیام حیدر میرزا فرزند شاه اسماعیل سوم علیه آقا محمد خان قاجار و سرکوب شدن بوسیله او .
- وقوع جنگ در سال ۱۲۹۷ ه.ق بین تفنگداران پلیس جنوب و نیرو های ایل قشقایی و مردم آباده که منجر به خراب و کشتار مردم شهر گردید.
- جنگ فتح علی شاه با حسین قلی میرزا در بین راه آباده – شورجستان.
منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی)
مطالب دیگری از قلم :
برچسب ها: abadeh ، جنگ آباده ، شاه اسماعیل سوم در آباده ، قدمت آباده ، مهمترین وقایع تاریخی آباده
جنگ آباده
پلیس جنوب ( اس.پی.آر) یعنی ارتش مستقر انگلستان در جنوب ایران بعد از شیراز مهم ترین مرکز و پایگاه خود را در آباده در ۱۹۱۶ میلادی ایجاد می کند.تعداد افراد بریگارد آباده در مراحل اولیه ۶۰۰ نفر بوده و چهره های مهم انگلیسی آن کاپیتان گوین گریفت ، سر جنت ال ، بارنز و میجر دبلیو . ای. کی. فریزر بوده اند.
بعد از مدتی دولت انگلستان برای پلیس جنوب تقاضای کمک مالی می کند و دولت ایران پاسخ می دهد که حکومت بریتانیا ایران را به حال خود واگذارد تا به اصلاحات بپردازد . نتیجه این یادداشت آگاهی افراد ایرانی این قشون می شود به نحوی که درست یک هفته بعد از این اعتراض ده سوار و یک افسر جزعاز بریگارد آباده فرار می کنند. ضمن آنکه یادداشتی بر جای می گذارند که دلیل فرار آنها سیاسی بوده است. بلافاصله دوازده نفر هم از افراد پلیس جنوب در حوالی ده – بید به فراریان می پیوندند و کاپیتان وینتر و افراد وی به تعقیب فراریان می پردازند. که از گروه این کاپیتان دو نفر نیز فرار می کنند.
این افراد در نزدیکی های اصفهان به دام زنجیر های استعمار می افتند و به دستور سایکس و قنسول انگلیس در اصفهان تیر باران می شوند.
نتیجه عمل فرار مبارزان ایرانی بریگارد آباده سبب می شود که دو گردان از شانزدهمین دسته راجپوت ها (سربازان هندی) که جمعا ۲۰۰ نفر می شدند به آباده اعزام می دارند. و بدین ترتیب جمع افراد پلیس جنوب در بریگارد آباده به ۸۰۰ نفر انگلیسی و هندی و ۹۰۰ نفر ایرانی می رسد.
در همین زمان حزب دمکرات شعبه آباده فعالیت چشمگیری داشته و مبارزه حق طلبانه مردم آباده را برای رهایی از چنگال استعمار به اوج خود می رساند .
ایل قشقایی و سایر ایلاتی که از مسیر آباده عبور می کرده اند همچنان بر مردم تاثیر داشته اند و چون بین اسماعیل خان صولة الدوله قشقایی سردار عشایر در شیراز و پلیس جنوب جنگ رخ می دهد ( در ۱۳۳۶ ه.ق برابر ۱۹۱۸ م) انگلیسی ها در آباده قصد حمله و تسخیر آباده را داشته اند که خبر این موضوع توسط یک شیر زن شیر فروش جزمودقی به نام ( خانمی شیرین) که هر روز یک ظرف شیر برای بریگارد آباده می برد به تقی دانشور می رسد. و دانشور ۱۰۲ کیلومتر راه را بدون آذوقه و آب یکسره می رود تا خبر را در سرحد چهاردانگه به قشقایی ها برساند . او بعد ها نشانه مقاومت و جوانمردی گردید .
در همین زمان اسماعیل خان صولةالدوله قشقایی برادر خود را که در اصفهان بوده دعوت تا برای تهیه قشون و جنگ به آباده بیاید وی به آباده می آید و به پسر عموی خود به نام محمد علی خان سالار مظفر قشقایی که با خبر دانشور دو هزار سرباز تهیه دیده بوده می پیوندد. در این موقع سلطان کاظم خان شاملو که از جوانان وطن خواه بوده و جزو بریگارد آباده بوده است با هفصد نفر از افراد زیر دست خود به امیر عشایر می پیوندد. و به تدریج افراد ایرانی بریگارد از او تأسی می پذیرند.
محمد علی خان قشقایی با ورود خود به آباده اعلامیه ای صادر می کند ( که دولت ایران او را مأمور ساخته تا خارجیان و کفار را بیرون براند ) و با سربازان آباده ای و قشقایی آباده را تسخیر می نماید.
آتش جنگ در ماه مه ۱۹۱۸ م. ( ماه شعبان ۱۳۳۶ ه.ق ) در آباده شعله ور می شود. و بریگارد آباده را محاصره می کنند و مدت هفت روز در محاصره داشته اند.
در چهار روز اول انگلیسی ها سخت به وحشت می افتند و وضع آنها فوق العاده وخیم بوده است. افراد بریگارد از فرماندهان خود نافرمانی می کنند و گروهی از افسران انگلیسی کادر وصف از مرکز اصلی بریگارد آباده فرار می کنند و به قسمت هندی ها در آباده پناهنده می شوند.
در شب نوزدهم ماه رمضان ۱۳۳۶ ه.ق سلطان کاظم خان و دویست نفر قشقایی به قسمت ایرانی بریگارد حمله می کنند و دویست نفر را اسیر و بقیه فرار می کنند.
با این پیروزی محمد علی خان قشقایی نامه ای به فریزر که رئیس بریگارد آباده بوده به شرح زیر می نویسد:
خدمت جناب جلالتماب عالی مقام آقای ماژر فریزر :
مغلوبیت شما مسلم برای حفظ نفوس به موجب قوانین جنگی به شما پیشنهاد می نماییم چنانچه تسلیم شوید موافق قانون اسارت با شما رفتار خواهد شد .تاریخ ۲۱ رمضان المبارک ۱۳۳۶ صولت السلطنه – محمد علی قشقایی .
فریزر در پاسخ می نویسد :
حضور حضرت مستطاب اجل آقای امیر عشایر دام اقباله.
از لطف حضرت عالی متشکرم .این که پیشنهاد تسلیم شدن را کرده اید که بعدا مطابق قانون اسارت رفتار خواهد شد متشکرم ولی قانون نظام اجازه نمی دهد . جنگ را ادامه خواهم داد انشااله.
با پاسخ فریزر جنگ با شدت هر چه تمام تر ادامه می یابد . مجاهدین آباده ای و قشقایی ها تونل و نقبی به طول ۷۰۰ متر برای رونقیه ( مرکز اصلی بریگارد ) حفر می کنند و تا زیر دیوار آن می رسند.
در دوم ژوئیه ۱۹۱۸ ( رمضان ۱۳۳۶ ه.ق ) کاظم خان و لطیف خان آب مزرعه کشک , آب مزرعه و آب مزرعه حومه را در یک نهر می کنند و به پشت رونقیه رها می کنند.
مترجمی که از اهل آباده در خدمت بریگارد بوده و به شدت و با علاقه به انگلیسی ها خدمت می کرده افراد انگلیسی را تشویق می کرده و با شکستن دیوار رونقیه کاپیتان گوین گریفت بدست یک نفر مجاهد آباده ای تیر می خورد و او را بداخل رونقیه می برد.
در همبن زمان فریزر نامه ای به بریگارد شیراز برای کمک می نویسد نامه را مجاهدین آباده ای کشف می کنند اما فریزر به طریقی دیگر نامه را می فرستد.
بیماری وبا انتشار می یابد – در مقر سربازان هندی سه نفر هندی در اثر انت
برچسب ها: آباده ، جنگ آباده ، پلیس جنوب
آباده از نظر جهانگردان و ایرانگردان
آباده از نظر جهانگردان و ایرانگردان
ابن بلخی مستوفی :
« قلعه آباده استوار است ، چون قلاع دیگر . اما کمی کوچک است و هوای آن معتدل است و آب آن از مصنعه ( آبگیر ) و بر آن جنگل است » .
:: فارس نامه ابن بلخی ۵۰۰ ه.ق
حمد الله مستوفی :
« قلعه آباده از نظر استواری کمتر از قلاع دیگر است و در مساحت کوچکتر و هوایی معتدل دارد و آبش از آبگیر است و مجال جنگل دارد ».
:: نزهت القلوب – ۷۴۰ ه.ق
مجد الدین حسینی :
« سرند و آباده دو شهر کوچک و آباده حصاری محکم دارد و هوایی معتدل و آب روان . در آنجا غله و انگور بسیار است . در سه منزلی قمشه ( شهرضا ) جایی خوب و محلی مرغوب و آبش معتدل و هوایی به اعتدال مایل و قریب ۵۰۰ باب خانه در اوست و بیست پاره قریه و مزرعه مضاف اوست .باغات فراوان دارد و کرباس بسیار در آن بافته می شود.
مردمش خالی از مردمی نباشد و همگی امامیه باشند و آن قصه در زمبن هموار واقع و اطرافش واسع و قلعه گلین بر آن کشیده اند ».
:: حدائق السباحه ۲۴۲ ه.ق
ادوارد براون :
« مشاهده آباده اثر نیکویی در من کرد زیرا شهری آباد به نظرم رسید . مزارع و باغ های زیادی داشت و به مناسبت فصل بهار درختان آن گل کرده و فضا را با عطر گلها معطر کرده بود ».
:: یک سال در میان ایرانیان
اعتماد السلطنه :
« آباده از آبادی های بزرگ مابین اصفهان و شیراز است تا اصفهان تقریبا از سی فرسخی کمی متجاوز و تا شیراز از چهل فرسخی قلیلی بیشتر است .خرابه بسیاری در این آبادی وجود دارد که دلیل بر آبادانی قدیم آنجاست .
در قدیم قلعه در آنجا بوده است و از قرار تقدیر بعضی مسافرین فرنگی که در آنجا سفر کرده اند الحال بیشتر سکنه آباده در میان همان قلعه منزل دارند .
جمعیت آنها زیاد از ۵۰۰۰ است . میوه خانه شیراز و اصفهان آباده است . باغاتش زیاد و انواع و اقسام فواکه در آنجا به عمل می آید .
صنعت مخصوص آنجا قاشق سازی است که از چوب می سازند . این قاشق ها منبت و بسیار نفیس و قد بعضی از آنها سه چارک است . این طرز منبت کاری در هیچ جای فرنگستان نیست . حتی در سوییس و آلمان هم که این حرفه دایر است به این درجه کافی نیست ».
:: مرات البلدان ۱۲۹۴ ه . ق ۳۶
یاقوت حموی :
« آباده شهر کوچکی است در فارس قلعه محکمی دارد از رودخانه کر مشروب می شود .حاصلش گندم و انگور است این شهر با چند قریه تابع آن سالی ۲۵۵۰۰ دینار به دیوان می دهند ».
:: معجم البلدان-۷۵۷ -۸۶۲ ه.ق
ابن بلخی :
« یزدخواست دیه گوز {ده گردو -گوز کلمه ایست فارسی به معنی گردو } و شورستان و آباده و دیه حاکی بر آن صوبست همه سردسیر است و قلعه بوم و هیچ میوه نباشد و آب روان و چشمه باشد (شورستان که آب شور بود ) ».
فارسنامه ابن بلخی -۵۰۰ تا ۵۱۰ ه.ق
بزرگان و نویسندگان دیگری در تعریفات و کتابهای خود از آباده به خوبی نام برده اند و آن را مانند دیگر نویسندگان به خوبی معرفی کرده اند از آن جمله می توان به دو کتاب زبده التواریخ و زینت المجالس اشاره کرد .
قلم :: وبلاگ خبری آباده (الهام دهقان – آرزو کشاورز – شبنم فیروزی زیر نظر سازمان دانش آموزی)
مطالب دیگری از قلم
- آباده از قرن ششم به بعد در لابلای کتاب ها
قدیمی ترین منبعی که درباره آباده ذکری به میان آورده است فارسنامه ابن بلخی می باشد … - آباده در دوران باستان و صدر اسلام
آنچه از تاریخ باستان ایران مستفاد می شود آن است که از دوران هخامنشیان …
تمامی حقوق محفوظ است
شاه اسماعیل سوم در آباده
شاه اسماعیل صفوی مشهور به سید ابو تراب از شاهزادگان صفوی است که پدر او سید مرتضی صدر الممالک و نواده احتمالی شاه سلطان حسین صفوی می باشد. وی هنگامی که به سلطنت انتخاب شد هشت یا نه سال داشت.
انتخاب وی به سلطنت بدین ترتیب بود که علیمراد خان بختیاری از طایفه بختیاری و کریم خان از طایفه زند و ابوالفتح خان اصفهانی هر سه اتحاد بزرگ را طرح ریزی کردند و برای اینکه حکومت آنان به نظر ها غصبی نیاید او را به سلطنت برگزیدند.
پس از مدتی بین علیمراد خان و کریم خان زند جنگ در گرفت و شاه اسماعیل به کریم خان زند پیوست و باز پس از چندی از نزد کریم خان زند گریخت و نزد محمد حسن خان قاجار رفت و چون محمد حسن خان قاجار در جنگی با کریم خان زند شکست خورد شاه اسماعیل مجددا به نزد کریم خان زند برگشت و کریم خان او را حرمت کرد و او را در آباده ساکن نمود.
کریم خان در آباده برای او شش دستگاه ساختمان که مرکز اصلی آنرا که شاه اسماعیل در آن زندگی می کرده با یک باب حمام ( به سبک صفوی و زندیه) و یک باب مسجد احداث می نماید.که در حال حاضر مردم همه آنها را بناهای کریم خانی می نامند.![]()
کریم خان برای شاه اسماعیل ملازمانی از کرمان در نظر گرفت تا مواظب او باشند تا بار دیگر راه فرار پیش نگیردیا مسائل دیگری را به وجود نیاورد.
کریم خان زند برای شاه اسماعیل روزی یک تومان نقد که عبارت است از ده هزار دینار و قیمت پانصد من به وزن تبریز غله باشد و نیز روزانه مقدار سه من تبریز گندم و دو من جو برای مخارج و علیق او در نظر گرفت و در هر سالی دو بار در عید نوروز و اوایل پاییز لباسی در خور شاهانه او به آباده می فرستاد.
شاه اسماعیل از ۱۱۸۰ه.ق تا هنگام وفاتش در آباده ( ۱۱۸۷ ه.ق) زندگی خود را به نقاشی و چاقو سازی می گذرانید و از صنعت خود ( چاقو سازی)چند قبضه برای یادبود برای کریم خان زند ارسال می داشت.
کریم خان زندکه برای شاه اسماعیل نامه می نوشت در زیر آن اضافه می کرد: (عرضه داشت کمترین بندگان) و در زیر آن می افزود (کریم زند).
شاه اسماعیل هم که نامه می نوشت با جمله ( فرمان عالی شد) آغاز می کرد.
با مرگ شاه اسماعیل در سال ۱۱۸۷ ه.ق در آباده ، کریم خان زند سه روز را عزاداری تعیین و بر حسب رسوم آن زمان کلاه خود و همه سران و بزرگان دربار خود را لجن مالید.
شاه اسماعیل در آباده به خاک سپرده می شود، برایش مقبره ای درست می کنند و شمشیر پادشاهی او را به همراه جنازه اش به خاک می سپارند.محل دفن در قبرستان عمومی آن زمان آباده بوده که دارای آرامگاه و سنگ قبر بوده است.این قبرستان در حدود سال ۱۳۳۰ شمسی تبدیل به باغ ملی گردید و اینک پارک کودک می باشد.
آن چه از بناهای کریم خانی در آباده باقی مانده است فقط ساختمان های مسکونی شاه اسماعیل است که مرکز اصلی آن در حال حاضر به صورت مدرسه از آن استفاده می شود.حمام وکیل را حدود ۹ سال (از ۱۳۶۰ ) پیش شهردار وقت به دلیل شکسته شدن سقف آن خراب کرد و مسجد وکیل در حدود ۵۰ سال پیش به سبب گسترش حسینیه آباده خراب نموده اند.
از جمله آثار یادبود باقی مانده از شاه اسماعیل در آباده (تل شاه نشین )* است که در فاصله ۲ کیلو متری شمال قلعه قدیم آباده و در محدوده شهر آباده قرار دارد.سطح این تپه چهار نوع حجاری به شکل های مختلف از جمله لگن، بادیه، تخت و غیره انجام شده و هیچ گونه کتیبه ای در آن وجود ندارد.
* تلفظ(tol ) که همان تل به معنی تپه می باشد. طول این تپه حدود ۲۰۰ متر و ارتفاع آن حد اکثر ۸ متر میباشد . نوع آن سنگی و از دوران اول می باشد و یک فسیل بسیار زیبایی از صدف در سنگ های آن وجود دارد.
منبع: قلم :: وبلاگ خبری آباده:: (بازی های محلی آباده ،جمشید صداقت کیش)
تاریخ تاسیس اولین مدرسه ملی در آباده
بسم الله الرحمن الرحیم
تاریخ آموزش و پرورش شهرستان آباده
تا قبل از سال ۱۲۸۵ شمسی آموزش و پرورش در شهرستان آباده به صورت مکتب خانه ها بوده. چندین مکتب خانه وجود داشته که در آنها معمولا قرآن تدریس می شده است و در بعضی علاوه بر قرآن کتب سعدی و حافظ و مولانا نیز تدریس می شده است . چون شاگرد و معلم هردو علاقه مند بودند به شکلی خاص اداره میشد و واقعا تدریس معلم و تحصیل شاگرد براساس علاقه مفرط آنها بوده است .
در قدیم تعداد مکتب خانه ها زیاد بوده. از بین آنها مکتب خانه های مرحوم عباس ادیب زاده ، مرحوم حاج ملا احمد ، شیخ محمد جان نادری و حاج ملا حسین حمزه پور مهم تر بودند .دو مکتب خانه هم مخصوص خواهران وجود داشته که یکی را خانم طیبه چوبینه اداره می کرده و دومی توسط خواهری که ظاهرا صغری خانم نامیده میشده اداره می شده است . صغری خانم خدمتکار منزل امام جمعه بوده ضمنا به دختران امام جمعه و تعدادی دیگر قرآن می آموخته است . سابقه مکتب خانه ای که توسط خانم چوبینه اداره می شده است برمی گردد به ۱۳۰سال پیش .
در سال ۱۲۸۵ شمسی (احتمالا در فصل بهار) آقای میزا حبیب آموزگار استهباناتی از مسیر آباده عازم تهران بوده که در نزدیکی آباده گرفتار راهزنان میشود و تمامی اموال او به سرقت میرود . میرزا حبیب با لباسی مختصر و عبائی که به خود پیچیده بوده وارد آباده میشود . در دوران قدیم آباده فاقد مسافرخانه و هتل بوده ولی افرادی نامی وجود داشتند که به قول معروف در خونه باز بودند .اگر غریبی وارد شهر می شد یا به خانه این افراد می رفت یا در حسینیه ویا مسجد بیتوته میکرد. چون فرد غریبی بوده مورد توجه مردم قرار می گیرد . احتمالا یا پرس و جو می کند یا او را راهنمائی می کنند بهر حال با مردی به نام حاج علیخان ملاقات میکند. حاج علیخان مردی نیکوکار ، مهمان نواز (درخونه باز) یاور مردم و قابل اطمینان. مردی بوده که به آبادانی شهر علاقه وافر داشته. مثلا بیشتر قنواتی که در آباده احداث شده توسط ایشان انجام گرفته و به نام فرزندان اوست .
(حاج علیخان پدر مرحوم دکتر قربان است که علاوه بر ایشان دارای فرزندان دیگر هم بوده است) زمانی که میرزا حبیب به خانه حاج علیخان وارد می شود ایشان متوجه میشود که میزا حبیب فرد باسوادی است که هم به زبان عربی مسلط است و هم به زبان فارسی . لذا از ایشان درخواست میکند که یکسال در آباده بماند تا به کمک هم مدرسه ای تاسیس کنند .
لازم به ذکر است که آقای میرزا حبیب فرزندی دارد به نام جمشید آموزگار که در زمان سلطنت پهلوی دوم، وزیر امور خارجه بوده و مدتی هم پست نخست وزیری داشته است . فردی با سواد است و اکنون در قید حیات می باشد . شایع بود که به جای کوفی عنان کاندید دبیر کلی سازمان ملل متحد می باشند که فرد دیگری انتخاب شد. جمشید آموزگار یک دوره وزیر فرهنگ و یکی دو دوره هم مدیر کل فرهنگ فارس بوده است .
حاج علیخان به هر ترتیب بوده آقای میرزا حبیب آموزگار را راضی می کند و در آباده نگه می دارد و مدرسه ای تاسیس می کند به نام تربیت. اولین شاگردان مدرسه فرزندان حاج علیخان بودند و فرزندان حکیم و فرزندان حاجی واعظ زاده و احتمالا چند نفر دیگر. در این مدرسه آقای میرزا حبیب عربی تدریس می کره و شخصی به نام میرزا حسن، فارسی و میرزا هدایت الله سپهر که از شیراز دعوت شده بود انگلیسی .
آقای میرزا حبیب آموزگار یک سال و اندی در آباده می ماند و پس از آن آباده را ترک می کند. با رفتن میرزا حبیب مدرسه تعطیل می شود .
چندی نمیگذرد که حاج ملا عبدالله واعظ زاده روحانی اهل مسجد ومنبر بعد از اقامه نماز عشا در راه برگشت از مسجد با جوانی طلبه برخورد میکند که از ایشان نشانی مسجد را جهت بیتوته شبانه می پرسد. حاجی ملا عبدالله طلبه جوان را به خانه می برد. در ضمن گفتگو معلوم می شود نام طلبه محمدباقر موحد است ، اهل مازندران ودر اصفهان تحصیل میکند ودرحال حاضر جهت انجام کاری از اصفهان خارج شده است .
حاج ملا عبدالله واعظ زاده دارای سه پسر بود به نام های علی اصغر؛ علی اکبر و میرزا علی . فرد اخیرالذکر پدر کریم واعظ زاده است . علی اصغر واعظ زاده زمانی که با آقای موحد صحبت میکند متوجه می شود که ایشان هم به زبان عربی وارد است هم به زبان فرانسه . لذا به پدرش پیشنهاد می کند درحال حاضر که آقای آموزگار آباده را ترک کرده است به کمک آقای موحد مدرسه ای تاسیس شود . با اصرار علی اصغر واعظ زاده مدرسه ای به نام اسلامیه و مدیریت حاج ملا عبدالله واعظ زاده باز می شود .
معلمان مدرسه اسلامیه عبارت بودند از : حاج ملا عبدالله واعظ زاده ؛ میرزا علی آقای واعظ زاده ، آقای موحد ، غلامرضا ادیب زاده و محمد حسین ریاضی . محل مدرسه منزل آقای منبتی در حوالی میدان ولی عصر کنونی در قلعه میر پنج .
در این هنگام به دلیل جنگ دوم جهانی قشون SPR (قشون جنوب ) در محل رونقیه آباده مستقر می شود. همراه قشون افسری بوده است به نام میرزا علیخان که حسابدار قشون بوده. میرزا علی خان پس از دیدن مدرسه به فکر گسترش و تکمیل آن می افتد و با کمک حاج ملا عبدالله واعظ زاده مدرسه را از خانه آقای منبتی به رونقیه منتقل می کنند . ضمنا نام مدرسه از اسلامیه به همت تغییر می یابد .این مدرسه (همت) توسط محمد باقر موحد ، سید حسین ضیاءالعلوم ، غلامرضا ادیب زاده ، میرزا علی آقای واعظ زاده و مدیریت حاج ملا عبدالله واعظ زاده اداره می شده.
شاگردان مدرسه همت :آقای عبدالرحیم رضانیا که در قیدحیاتند ، محمد حسن رضانیا ،هدایت الله فروهر ، غلامعباس آرام ، ذبیح الله قربان و امانت الله روشن زائر . لازم به ذکر است که آقایان آرام و روشن زائر در قید حیاتند .
باید بدانیم که آقای فروهر پس از تحصیل در آلمان دررشته صنایع و معادن و فلزات به ایران برمی گردد و آقای آرام با راهنمایی یکی از افسران SPR (قشون جنوب )به هندوستان مسافرت می کند و پس از فراغت از تحصیل به ایران برمیگردد و به استخدام وزارت امور خارجه در می آید و یک دوره هم وزیر امور می شوند. چنانچه ایشان زنده باشند در خارج از ایران ساکنند .
آقای ذبیح الله قربان پس از تحصیل در علم طب به ایران باز میگردد. دکتر ذبیح الله قربان به عنوان پدر علم پزشکی فارس و دانشگاه شیراز معروف هستند .
آقای امانت الله روشن زائر از دانشگاه پاریس در رشته فیزیک در مقطع دکترا فارغ التحصیل می شود و پس از مراجعت به ایران به عنوان استاد دانشکده علوم تهران مشغول به کار میشود . ایشان از مهره های اصلی دانشکده علوم بودند و هنوز در قید حیات هستند .
در زمانی که مدرسه همت در رونقیه مستقر می شود ،حاجی مخبرالسلطنه هدایت به سمت استاندار فارس منصوب می گردد. هنگام مسافرت ایشان به شیراز از مسیر آباده ، دانش آموزان مدرسه همت به پیشواز می روند و سرودی می خانند و به پرسش های استاندار جدید فارس جواب می گویند . آقای هدایت از اطلاعات ودانش آنان آگاه می شود و اظهار شادی می نماید. از حاجی واعظ زاده درباره مواد درسی دانش آموزان سؤال می کند. حاجی واعظ زاده دروسی را اعلام می دارد واز زبان فرانسه به عنوان زبان دوم یاد می کند . آقای هدایت می گوید بهتر است بجای فرانسه عربی تدریس شود .
مدارسی که نام بردیم نه تنها در آباده بلکه در سراسر استان فارس حتی در تمام ایران با بودجه مردم اداره می شده است و اصلاً بودجه دولتی نداشته است . دراین زمان تعداد دانش آموزان زیاد می شود و آموزگاران نیز احتیاج به کمک داشتند و آقای واعظ زاده و چند نفر دیگر توانایی نداشتند که مخارج مدرسه را تأمین کنند لذا کم کم افت پبدا می کند.
آقای علی اصغر واعظ زاده که علاقه فراوان به فرهنگ داشت چندین بار به شیراز مسافرت می کند تا شاید بتواند در آباده مدرسه دولتی تأسیس کند که کوشش های ایشان به جایی نمی رسد ناچار مردم آباده را جمع می کند و پیشنهاد می نماید ۲۰% به مبلغ مالیاتی که می پردازند اضافه کنند تا دوباره مدرسه راه اندازی شود. پس از توافق مردم مدرسه بعد از۶ ماه تعطیلی باز می شود .
آقای واعظ به کوشش خود درباره تأسیس مدرسه دولتی در آباده ادامه می دهد و مکرر به شیراز مسافرت می نماید تا اینکه در سال ۱۲۹۴شمسی مجوز اولین مدرسه دولتی درفارس را برای آباده اخذ می نماید . این مدرسه بنام مدرسه چهار کلاسه سعدی در کوچه حاج علیخان پشت حمام رضانیا ابتدای خیابان رسالت با مدیریت حاجی واعظ زاده شروع به کار می نماید . معلمان مدرسه چهار کلاسه سعدی آقای سید ضیاءالعلوم، آقای غلامرضا ادیب زاده ، آقای علی اکبر واعظ زاده ، آقای میرزا مهدی امام ملغب به شیخ الاسلام ، محمد باقر موحد،محمدرضا ریاضی، محمدعلی ریاحی و خدمتگزاری داشته است بنام حسین جان یا حسین جون که با نام خانوادگی رضانیا .
بعدها که مدارس استان فارس را شماره گذاری می کنند این مدرسه بنام شماره ۱۲ فارس نامگذاری می شود . مدرسه به پشت تیمچه صرافیان منتقل می شود با تابلویی به این مضمون، مدرسه چهار کلاسه پسران سعدی.
دیری نمی گذرد دومین مدرسه دولتی به همت حسین خان سورمقی در تبلیغات آقای علی اصغر واعظ زاده در سورمق تأسیس می شود با مدیریت آقای محمد باقر موحد.
در سال ۱۲۹۰شمسی یعنی چهار سال قبل از تأسیس اولین مدرسه دولتی در آباده دو باب مدرسه ملی در آباده وجود داشته است(غیرانتفاعی کنونی) که کلیه مخارج مدرسه از حقوق معلم و… از وجوه پرداختی دانش آموزان اداره می شده است . یکی پسرانه به مدیریت محمد حسین آگاه ویکی دخترانه دو کلاسه به مدیریت خانم طلعت آگاه که این مدرسه دخترانه در سال ۱۳۱۴شمسی منحل می شود .
اولین مدرسه دولتی دخترانه در سال ۱۳۰۷شمسی در محل پشت کلاه فرنگی فعلی بنام مدرسه دولتی زنهاریه به مدیریت بانو روحا فروزان تأسیس می شود که بعداً بنام مدرسه دوشیزگان تغییر نام می دهد.
معلمان مدرسه دولتی دخترانه ، خانم ملک سلطانی، غزت خانم قصائی، منیژه خانم وفا، قدسیه خانم حمیدی، قدرت خانم حمیدی، ایران خانم آگاه، و طلعت آگاه . ظاهراً خانم قدسیه حمیدی هنوز در قید حیاتند و در تهران زندگی می نمایند .
درسال ۱۲۹۸شمسی اداره اوقاف و معارف و صنایع مستظرفه در آباده تأسیس می شود. که اولین رئیس آن علی اصغر واعظ زاده بود. پس از یکی دو سال بدلیل اینکه آقای علی اصغر واعظ زاده سکته می کند ناچارموقتاً دکتر سید ابوطالب دانا را بعنوان نماینده آموزش و پرورش معرفی می کنند . بدلیل عدم کارائی کافی ایشان، مردم از آقای علی اکبر واعظ زاده تقاضا می کنند جهت تصدی پست ریاست فرهنگ به آباده مسافرت نمایند. ایشان مدت ۶ سال رئیس فرهنگ آباده بود. در زمان ریاست ایشان مدارسی در صغاد، ایزدخواست ، سوریان، اقلید تأسیس می شود .
بالاخره درسال ۱۳۰۵شمسی آقای اسماعیل نجومی بعنوان کاندیدای مجلس ششم معرفی می شود. آقای علی اکبر واعظ زاده که با آقای واعظ زاده داشته است پس از ملاقاتی که با وزیر فرهنگ آن زمان داشته است حکم انفصال آقای واعظ
را گرفته و بجای ایشان میرزا مهدی امام ملغب به شیخ الاسلام پسر بزرگ امام جمعه به ریاست فرهنگ آباده منصوب می شود . از این زمان دو دودستگی ها به اوج می رسد و بین کرجه ای ها و رضا خانی ها درگیری هائی شروع می شود .
اطلاعات راجع به تاریخچه آموزش و پرورش آباده توسط آقای محمد حسین نمازی دبیربازنشسته ادبیات به روایت مستقیم از آقای عبدالرحیم رضانیا ( به قول آقای نمازی تاریخ زنده آباده ) نقل شده است .
منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::
برچسب ها: اولین مدرسه آباده ، تاریخ تاسیس اولین مدرسه در آباده ، حاج علیخان ، حاج ملا احمد ، حاج ملا حسین حمزه پور ، دکتر ذبیح الله قربان ، شیخ محمد جان نادری ، عباس ادیب زاده ، مدرسه اسلامیه آباده ، مدرسه تربیت ، مدرسه همت آباده ، مدرسه چهار کلاسه سعدی آباده
حوادث مهم تاریخی آباده
همانطور که گفته شد تا دوره صفویه جاده زمستانی اصفهان به شیراز از آباده عبور می کرده و به تدریج و با گذشت زمان به اهمیت این جاده افزوده می شود به نحوی که همین جاده به عنوان جاده زمستانی و تابستانی قرار می گیرد.
بنابراین شهری که از نظر سوق الجیشی حائز اهمیت بوه و نیز در مسیر این جاده واقع شده نمی تواند بدون رخ دادهای تاریخی باشد به ویژه آنکه در طی سیصد سال گذشته که دائم به وسیله پادشاهان به فارس لشکر کشی می شده و همچنین حمله افغان * به فارس و نیز مالیات های سنگین و گزافی که مردم ستمدیده آباده ** برای همین لشکر کشی ها پرداخت کرده اند همه و همه باید مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد که از ظرفیت این کتاب خارج است
اما از آنچه که در اینجا لازم به شرح مختصری است دو واقعه مهم را می توان نام برد:
|| شاه اسماعیل سوم در آباده
|| جنگ آباده
در پست های بعدی به این دو موضوع خواهیم پرداخت
*سالخوردگان آباده هنوز حمله دردناک افغان و خرابی های آنرا تعریف می کنند.اینان از پدران و پدر بزرگان خویش تعریف می کنند.که لشکر افغان پستان زنان را در آباده بریده اند و قتل و غارت ارمغان سفر آنان بوده است.ما دهاتی داریم که از حمله افغان خراب شده اند و برای ابد به ویرانه ای مبدل شده اند.
** تمام اسناد دوره افشار، زند و قاجاریه نشانگر این واقعیت است که با جمعیت آن روز آباده مردم آباده مالیات های سنگینی پراخته اند. از جمله آنکه مردم آباده از ترس نادر و نیز مالیات هایی که اخذ می کرده شخصی به نام حسین سلطان را راضی می کنند و پنجاه تومان به پول آن روز به او رشوه می دهند تا نزد نادر که به نزدیکی آباده ( رامشن کنونی که جزو استان اصفهان است) رسیده . برود و نادر را از آمدن به آباده باز دارد و سلطان حسین موفق می شود و نادر از همانجا مسیر خود را برای ابرکوه تغییر میدهد.
منبع: بازی های محلی آباده ( جمشید صداقت کیش)
ذکر مطالب با ذکر منبع و نام قلم(وبلاگ خبری آباده) بلامانع می باشد.
برچسب ها: جمشید صداقت کیش ، جنگ آباده ، حوادث مهم تاریخی آباده ، شاه اسماعیل سوم
آباده از قرن ششم به بعد در لابلای کتاب ها
قدیمی ترین منبعی که درباره آباده ذکری به میان آورده است فارسنامه ابن بلخی میباشد و ابن بلخی که کتاب خود را بین ۵۰۰ تا ۵۱۰ هجری قمری تالیف کرده است.و آباده را از ناحیه ارود بزرگ و کوچک مشخص کرده و آن را جزء کوره استخر خوانده چنین مینویسد:
(ارود بزرگ و کوچک مرغزاری است طول آن سی فرسنگ در عرض سه فرسنگ و ناحیتی است در این مرغزار همه دیه ها ملکی و خرابی بقطع گذراند و حومه آن نواحی بجه است. و هوای آن سرد سیر است. بغایت چنانچه درخت و باغ نباشد و در صحرا و کوه همه چشمه هاست .دیهی ملکی هم از ناحیت و سرحد آن نواحی این دیه است و جمله آبادان است و دیه گوز{ده گردو: گوز فارسی است و به معنی گردو میباشد عربی آن جوز است و در ترکیب جوزقند با همین مفهوم به کار میبریم.}و آباده و شورستان [شورجستان]و بسیار دیه های دیگر از این ناحیت است.)
ابن بلخی در قسمت دیگری مینویسد:
(قلعه آباده قلعه استوار است اما چون دیگر قلاع است کمی کوچک است و هوای آن معتدل است و آب از مصنعه و بر آن جنگ است.)
و باز در جای دیگر مینویسد:
(یزد خواست و دیه گوز و شورستان و آباده و دیه هاکی بر آن صوبست همه سردسیر است و غله بوم و هیچ میوه نباشد و آب روان و چشمه باشد الا شورستان کی آب شور بود.)
ابن بلخی در صفحات ۲۲۷ تا ۲۲۹ به طور مشروح راههای فارس را تا اصفهان که شامل چهار راه میشود شرح می دهد و درباره راه زمستانی چنین می نوسید: (۲- راه اصطخر -هم از یزد خواست بیرون آید بر صوب اقلید و سورمق شصت و نه فرسنگ این راه درازتر است و اما راه زمستانی اینست که دیگر راه ها ببندد.:
منزل اول از شیراز تا زرقان …هفت فرسنگ
منزل دوم پاودست… شش فرسنگ
منزل سوم اصطخر… چهار فرسنگ
منزل چهارم کمه… شش فرسنگ
منزل پنجم کمهنک… چهار فرسنگ
منزل ششم دیه بید… هشت فرسنگ
منزل هفتم دیه پولند[در حال حاضر مشخص نیست کجاست]… هفت فرسنگ
منزل هشتم سرمق… هفت فرسنگ
منزل نهم آباده… پنج فرسنگ
منزل دهم شورستان… هفت فرسنگ
منزل یازدهم یزد خواست… هشت فرسنگ
حمداله مستوفی در نزهت القلوب ( که آنرا در ۷۴۰ هجری قمری تالیف کرده است ) می نویسد:
(آباده شهرکی کوچک است با قلعه ای استوار و هوای معتدل دارد و آبش از فیض رود کر است[::: آیا حمد اله مستوفی اشتباه کرده یا از وجود شعباتی از رود کر استفاده می کرده اند؟ آثار بجا مانده در تمام منطقه آباده مطلب حمد اله مستوفی را تایید می کند . پس مسئله آوردن آب ماربر که حدود ۴۰ سال مورد توجه مردم است (و پاک باختگانی نظیر آقای محمد رضا منبتی رئیس کنونی بانک ملی ایران شعبه آباده که زندگی خود را در روی این کار گذاشته اند و حتی به خاطر تلاش هایش در راه آب ماربر تحت تعقیب ساواک جهنمی قرار گرفت) و در این ۴۰ سال کسی توجهی نکرد در ۶۶۰ سال پیش واقعیت داشته و مردم آباده از آن استفاده می کرده اند.:::]و در آنجا غله و انگور بسیار بود و مواضع بیشمار از توابع آنجاست[::{متاسفانه دیگر الان چنین مواضعی وجود ندارد}::] حقوق دیوانش بیست و پنج هزار و پانصد دینار است.)
و مولف مرات البلدان ناصری زیر واژه آباده می نویسد:
( مولف گوید آباده از آبادی های بزرگ مابین اصفهان و شیراز است تا اصفهان تقریبا از سی فرسخ کمی متجاوز و تا شیراز از چهل فرسخ قلیلی بیشتر است خرابه زیاد اطراف این آبادی موجود است که دلیل بر آبادانی قدیم آنجاست در سمت شمال شیراز و طرف نقطه ما بین جنوب و غربی اصفهان واقع شده در قدیم قلعه در آنجا بوده از قرار تقریر بعضی مسافرین فرنگی که در آنجا سفر کرده اند الحال بیشتر سکنه آباده در میان همان قلعه منزل دارند و جمعیت آن ها زیاده از پنج هزار است. میوه خانه شیراز و اصفهان آباده است. باغاتش زیاد و انواع و اقسام فواکه آنجا به عمل می آید صنعت مخصوص اهالی آنجا قاشق سازی است که از چوب میسازند و در صغحات اصفهان و شیراز معروف و متداول است.
این قاشق های منبت و بسیار نفیس و قد بعضی از آنها سه چهارک است این طرز منبت کاری در هیچ جای فرنگستان نیست حتی در سوئیس و آلمان هم که این حرفه دایر است به این درجه کاملی نیست علاوه بر قاشق جعبه های بسیار خوب چوبی ساخته و منبت می نمایند.
منبع :قلم :: وبلاگ خبری آباده:: ( بازیهای محلی آباده ،جمشید صداقت کیش)
مطلب پیشنهادی :
برچسب ها: آباده در قرن ششم ، فارسنامه ابن بلخی
all right reserved 2009-2010
نظرات (RSS)
designer: Sajjad Khalili
؛ قلم:: وبلاگ خبری آباده :: Abadehnews.irPowered By: wordpress , persian wordpress
