تست نهایی سرعت ISP ها

همانطور که میدانید مدتی قبل در مقاله ای با عنوان که اینترنت آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها… به معرفی ISP ها در آباده وهمچنین بررسی وضعیت خدمات آنان پرداختیم. برای بررسی سرعت اینترنت ISP ها ما 2 تست را انجام دادیم که میتوانید نتایج این دو آزمایش را در مقاله بخوانید. (برای دیدن نمودار تست اول اینجا و تست دوم اینجا را کلیک کنید)

همانطور که در مقاله قول داده بودیم.امروز تست سوم و نهایی انجام شد. در این تست برای هر ISP سه مرتبه سرعت اندازه گرفته شده و سپس میانگین گرفته شده است. هرچند اینچنین تست ها نمیتواند بیانگر سرعت واقعی باشد اما بسیار به سرعت واقعی نزدیک خواهد بود.

مقایسه سرعت اینترنت در آباده   تست سوم

سرعت اینترنت بر اساس کیلو بیت بر ثانیه محاسبه شده است. برای انجام تست ها از سایت نیز کمک گرفته شده است.( سایت اولسایت دومسایت سومسایت چهارم ).

شما از کدام ISP استفاده میکنید؟ سرعت اینترنت که شما با آن کار می کنید چقدر است؟ همین الان به سایت های فوق بروید و سرعت اینترنت خود را تست کنید! لطف کنید در قسمت نظرات سرعت اینترنت خود را بنویسید.

حماسه حسینی؛ تصاویر محرم 1386 شهرستان آباده

استاد شهید مطهری : حسین بن علی درس غیرت به مردم داد ، درس تحمل و بردباری به مردم داد ، درس تحمل شدائد و سختی ها به مردم داد ، این ها برای ملت مسلمان درس های بسیار بزرگی بود . پس اینکه می گویند حسین بن علی چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد جوابش همین است که حسین بن علی روح تازه دمید ، خون ها را به جوش آورد ، غیرت ها را تحریک کرد ، عشق و ایده آل به مردم داد ، حس استغناء در مردم به وجود آورد . درس صبر ، تحمل ، بردباری ،مقاومت و ایستادگی در مقابل شدائد به مردم داد و ترس را ریخت . همان مردمی که تا آن مقدار می ترسیدند تبدیل به یک عده مردم شجاع و دلاور شدند.

محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir
محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir
محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir محرم 1386 آباده abadehnews.ir
محرم 1386 آباده abadehnews.ir
برای دیدن عکس ها در اندازه بزرگتر بر روی آنها کلیک کنید.

حسین ؛ بیشتر از آب تشنه لبیک بود. افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگ ترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی

آثار باستانی آباده : برج نوربخش؛ حمام باستانی؛ پل کاروانسرا

قسمت چهارم : برج نور بخش ؛ حمام باستانی ؛ پل کاروانسرا

:. قسمت اول قسمت دوم قسمت سوم .:

برج نور بخش
این برج روی لبه ی شرقی دره ی ایزدخواست و در شمال شرقی کاروانسرای شاه عباسی روی برآمدگی ساخته شده است. این برج به دستور نور بخش فرمانده تعدادی نظامی بنا گردیده است . می گویند مصالح آن را از زمین ها و باغستان های رو به روی برج و از ته دره از کمر های شنی تا روی بلندی حمل نموده و آن را ساخته اند.
نام نور بخش روی برج با گچ و دست خطی درشت نقش بسته است . این افراد نظامی برای تامین جاده ها و منطقه ، در کاروانسرا و برج مستقر بوده اند. ساختمان برج به شکل استوانه و کنگره دار است و هنوز سالم و پابرجاست.

حمام باستانی

این حمام نیز در قلعه باستانی قراردارد که در مغرب آن و در خیابان اصلی بنا شده است . طول زیر بنای آن 20 متر و عرض آن کمتر از 10 متر است. درب ورودی حمام از داخل کوچه و شمال شرقی صحن رختکن واقع است داخل صحني؛ رختکن حمام است و دارای چهار طاق چشمه ای ، یک طاق گنبدی شکل در وسط که بر روی چهار ستون سنگی واقع شده است.
قاعده این ستون ها به شکل مربع و ۵۰ سانتی متر می باشد. نبش گوشه های ستون ها پخ شده است و فاصله داخل هر ستون سنگی با ستون بعد به شکل مربع 3/5 متر مربع است .
سقف گنبدی وسط رختکن بر روی طاق هلال رواق ها و چهار ستون سنگی مدور گنبدی طاق زده شده است .
وسط صحن رختکن یک حوض چند ضلعی به قطر 120 سانتی متر و گودی 60 سانتی متر به اضافه اینکه دور تا دور حوض آب نما و پاگردی به گودی 20 سانتی متر و از طرف پهنا 30 سانتی متر می باشد.
کف رواق ها حدود ۵۰ سانتی متر از اطراف خارج حوض بالاتر ساخته شده است و داخل خزانه 2/5 در 3 متر است که در وسط قرار دارد و در طرف شمال آن آب انبار می باشد.
دستشویی و نوره کش در جنوب خزانه قراردارد و از طریق راهرو صحن رختکن و گرمخانه به پشت حمام راه داشته است.این قسمت ها به شکل طاق چشمه ای زده شده است.
حمام و معماری آن از زمان صفویه بوده است و روی سطح جنوبی ستون سنگی شمال غرب صحن رختکن حمام تاریخ اتمام آن را که مطابق با « غره شهر رجب المجرب سنه 1110 » دیده میشود همچنین نوشته ای به مضمون « آمرزیده باد هر کس که وارد شود و روح آقا مختارا (آقا محمد قرچقه ) به فاتحه یاد کند ».
این حمام یکی ازمیراث های فرهنگی سیصد سال پیش است واکنون گل اندود آن از میان رفته و آجر های سقف پدیدار گشته است . نقل است که سازنده این حمام شخصی بوده که عازم سفر حج بوده است و گویا حمام قبلی خراب و از کار افتاده بوده و قابل تعمیر نبوده است و این فرد فکر می کند اگر پول زیارت خود را در سختن حمام صرف کند بهتر است شاید او آقا مختار بوده است.

پل کاروانسرا
این پل رو به روی کاروانسرای شاه عباسی قرار دارد که بر روی رودخانه بنا شده است . این پل همزمان با کاروانسرا ساخته شده است و همچنان محکم و استوار می باشد. تا سال 1340 ه.ش مورد استفاده وسایل نقلیه سبک و سنگین قرار می گرفته است . قسمت هایی از این پل در سال 1335 ه.ش در اثر سیلی که بزرگترین ویران کننده اماکن تاریخی بود از بین رفته است و دوره های بالای آن را خراب کرد.
مصالح پل از سنگ ، خاک ، آهک ، آجر و گچ می باشد . و دارای چند چشمه است. از زمان قدیم نقل شده است که چند رشته زنجیر برای مهار کردن پل به طرفین در داخل آن به کار برده شده است . این پل به ثبت آثار ملی رسیده است.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

آثار باستانی آباده: کاروانسرای شاه‌عباسی؛ خواجه‌عکاشه و کوه‌خواجه

آثار باستانی آباده قسمت دوم

:. قسمت اول را می توانید در اینجا ببینید .:

کاروانسرای شاه عباسی :

این کاروانسرا در دشت وسیع آباده واقع شده است و نزدیک به روستای شورجستان می باشد . این کاروانسرا در شمال غربی آباده و شورجستان واقع و مرتبط با بافت روستایی ساخته شده است. این کاروانسرا به کاروانسرای عباسی نیز معروف است و به احتمال زیاد در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده است .
کاروانسرا به صورت چهار ایوانی بوده و ابعاد آن حدود 62×61 متر می باشد . ورودی و سردر اصلی بنا در جبهه ی جنوبی قرار دارد . کرسی بنا از لاشه سنگ و ملات و گچ است . مابقی این بنا از آجر به ابعاد 27×6 سانتی متر ساخته شده است.
نحوه آجر کاری عمدتا به صورت ساده بوده است و طاق ها ضربی می باشد . دو طرف ایوان ورودی دارای دو طاق نما است. ابعاد درونی بنا 40/5 متر × 36/5 متر می باشد .این کاروانسرا دارای پلکانی است که از دو طرف به پشت بام کاروانسرا راه دارد. سر در ورودی به صورت دو طبقه بوده و دارای یک اتاق در هر طرف است .
جانبین هر ایوان بوسیله چهار ورودی به اتاق ها و فضای پشت اتاق ها که احتمالا جهت نگهداری حیوانات و بار بوده است، ارتباط دارد،دهانه هر ایوان 4/5 متر است . طول ضلع شرقی غربی کاروانسرا بیشتر از ضلع شمالی جنوبی است .
آب مورد نیاز در زمان قدیم از رشته قناتی که از جلو کاروانسرا عبور می نموده است تامین می شده است.
در حال حاضر کاروانسرا به صورت متروکه بوده و بهره برداری خاصی ندارد. خصوصیات بارز این بنا ،چهار ایوان بودن ، راهرو و فضای پشت اطاق ها ، پخ نمودن لبه سه ضلع بیرونی بنا ،کرسی بندی سنگی و به کار گیری مصالح آجر در ساخت بنا است.
بنا در حال حاضر و وضعیت کنونی هیچ تزئینی ندارد اما در گذشته بالای درب ورودی یک قاب معرق به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی بوده است که از بین رفته ، بنا هم اکنون دارای یک کتیبه مرمرین است که به علت واقع شدن در ارتفاع زیاد ، بدون چشم مسلح قابل خواندن نمی باشد . این کاروانسرا در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

خواجه عکاشه و کوه خواجه :کوه خواجه آباده

در دو کیلومتری شهرستان آباده در قسمت شمالی ده درغوک در بالای کوهی(که در دامنه آن ، قبرستان آباده قرار دارد) مقبره ایست معروف به خواجه عکاشه . محلی که تمام شهر آباده از آنجا دیده می شود.دارای قبه و بارگاه باشکوهی است وبرفراز آن ضریحی* است به طول3متر و عرض1/5و ارتفاع 1/5متر که از چوب گردو ساخته شده ومنبت کاری گردیده است. دارای کتیبه* ایست که نام چهارده معصوم(ع) بر آن منقوش گردیده ودر پایان آن نوشته شده که وقف کرد برمزار متبرکه منوره سلطان الاتقیاء وبرهان الاوصیاء خواجه عکاشه بلخی واقع در آباده. عفیفه مکرمه میرزا خواند و ولدبطن آسیدعلی سیاه پوش مشهورا خادم آستانه منوره.
در جلو ضریح دربی است که این اشعار بر او نوشته شده است.
هر که در این روضه درآید ز صدق      هست دعایش به یقین مستجاب
روی نیاز هر که بر این آستان نهاد     پای شرف ز یقین بر آسمان نهاد
زدر درآ و شبستان ما منور کن         دهان مجلس روحانیان معطر کن

و در پایین کتیبه منقوش گردیده که، ( استاد شاه محمد نجار اقلیدی سنه ی 1021 قمری) و کاشیهای منصوبه در آن زیارتگاه به طور قطع در زمان صفویه به کار رفته است. و بطوریکه آقای حاج شیخ محمد علی جان نثار ( امام جماعت مسجد امام حسن) آباده اظهار مینمود مقبره مزبور دارای زیارت نامه ای بود و جملات ( السلام علیک یا محمد بن عکاشه) در آن مذکور و نامبرده ملاحظه و قرائت نموده ولیکن فعلا آن زیارتنامه موجود نیست ، بنابراین میتوان گفت که نامش محمد و فرزند عکاشه بوده است.
و بنا به گفته نامبرده در کتاب حبیب السیر در صفحه 344 مذکور گردیده است که ( آن بزرگوار عکاشه ابن محصن اسدی است که در جنگهای احزاب و خیبر به دستور حضرت رسول اکرم (ص) مقدمه لشکر را عهده دار بوده است ودر جنگ شهید شده. جناب خواجه عکاشه برای ترویج دیانت حقه اسلام به بلخ و بخارا مسافرت نمود. اهالی بلخ مقدمش را گرامی شمرده و به لقب خواجه که مخصوص بزرگان آن دیار است ملقبش نموده اند . آن جناب در هنگام اقامت خود در بلخ ابنیه خیریه بنا نموده و اکنون نیز یکی از دروازه های بلخ به نام نامی او مشهور است .جناب خواجه عکاشه پس از مراجعت از بلخ در ولایت فارس از دارفانی به سرای باقی شتافت و اکنون مدفن او مزار خاص و عام است.و در صفحه 398 کتاب حبیب السیر نیز از دروازه عکاشه در بلخ که به وسیله محمد خان شیبانی اورنگ گشوده شده و در فصل راهنمای دانشوران درباره خواجه عکاشه ذکر شده که( عکاشه بر وزن فعاله) نام عکاشه ابن محصن اسدی است و نام فرزند او و هم چنین نام طایفه ای از اولاد او میباشد . ( فریدون ابن عکاشه که به عربی و فارسی شعر می گفته و در قرن هشتم میزیسته ، نیز از این طایفه است).
علیهذا با توجه به مراتب بالا و به صفحه 121 جلد دوم منتهی الامال حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه در باب نهم ( درمورد حضرت امام موسی کاظم ع) قید شده (شیخ کلینی و قطب راوندی و دیگران روایت کرده اند که ابن عکاشه اسدی بخدمت حضرت امام محمد باقر (ع) آمد و حضرت امام جعفر صادق (ع) در خدمت آن حضرت ایستاده بود حضرت او را اعزاز و اکرام نمود و انگوری برای او طلبید .در اثنای سخن ابن عکاشه عرض کرد که یا رسول الله چرا جعفر را تزویج نمی نمایی بحد تزویج رسیده است…..والی آخر) . معلوم می شود که از مقربین خاندان عصمت و طهارت بوده است.
بر طبق یکی از مقاله های موجود قبر موجود متعلق به خواجه عکاشه نیست بلکه این قبر متعلق به خواجه جلال الدین فریدون عکاشه می باشد که از مستوفیان و وزراء شاه شیخ ابو اسحاق اینجو بوده است که مردی ادیب و شاعر بوده است و در کتابی که در همان عصر نوشته شده اشعار زیادی از وی آورده شده است.
این شخص در یکی از جنگ هایی که بین امیر مبارز الدین محمد شاه یزد و شاه ابو اسحاق اینجو رخ داده است کشته شده و جسد او را در کوه دفن کرده اند و از آن زمان به کوه خواجه معروف گردیده است.
کوه خواجه از عهد هخامنشیان ، اشکانیان ، ساسانیان در بین مردم مقدس بوده است و در قله آن آتشکده و عبادتگاه ساخته بودند برای همین خواجه را در این کوه به خاک سپرده اند. در نزدیکی کوه خواجه، کوه دیگری وجود دارد که در قله آن ساختمان مخروبه ایست که آن را قلعه گبری می نامند.
این قلعه محل زندگی نبوده است زیرا محوطه آن بسیار کوچک و فاقد آب می باشد . بر طبق آثار موجود این محل استودان بوده است . استودان محلی بوده است که زرتشتیان قدیم ساکن شهرستان و نواحی اطراف اجساد اموات و مردگان خود را در معرض هوا می گذاشته اند و پس از اینکه ماهیچه و عضلات جسد را طیور وحشی می خوردند استخوان ها را جمع آوری کرده در اطراف کوه مقدس خواجه دفن می کردند.
هنوز هم این گونه قبور در اطراف خواجه است و در چندین سال پیش مردم سنگ ریزه هایی روی این قبور ریختند و اعتقاد داشته اند که این قبر ها گور کافران است.

* متاسفانه هم اکنون هیچ اثری از ضریح و کتیبه نیست! خود ساختمان نیز به دلیل عدم رسیدگی و بی توجهی مسئولان و مردم بسیار آسیب دیده و در حال تخریب است .

منابع: قلم :: وبلاگ خبری آباده ::

کتاب تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده  از  (سید عبدالرحیم شریف)

(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

آثار باستانی آباده: کلاه‌فرنگی؛ تیمچه‌صرافیان

آثار باستانی آباده قسمت اول

آثار باستانی در همه جای دنیا چه کشور های ابر قدرت . چه کشور های جهان سوم مقامی بسیار با ارزش و دیرینه دارد .در طول سالها و دهه های گذشته سعی شده است که این آثار هرچه بیشتر شناسایی شده و به مردم جهان معرفی گردند. کشور ما نیز با داشتن قدمتی هزاران ساله و دیرینه جزء کشور های باستانی شناخته می شود و در جای جای و گوشه و کناره های آن می توان تاریخ غبار گرفته را به طور علنی دید و با لمس آن به گذشته های بسیار دور بازگشت.
شهرستان و شهر آباده نیز با قدمتی 1500 ساله خود جزئی از کشور ایران محسوب می شود که با 38 اثر توانسته جایگاهی برای خود در گوشه و کنار این تاریخ بیابد . این اثر ها تماما به ثبت آثار ملی ایران رسیده است و زیر نظر سازمان میراث فرهنگی آباده اداره می شود.
از قدیمی ترین این آثار می توان به بنای امام زاده ابراهیم . مجموعه خرفخانه های کوه خواجه اشاره کرد که قدمتشان به ترتیب به عهد تیموریان و اشکانیان می رسد.
اولین بنایی که در این شهرستان به ثبت آثار ملی کشورمان رسیده است چهار طاقی ساسانی می باشد که در تاریخ 2/12/1327 به شماره 376 به ثبت رسیده است.

کلاه فرنگی :کلاه فرنگی آباده
بنای بجا مانده از دوره قاجاریه با پلان دایره ای شکل دارای چهار درب ورودی است و حدودا یک متر از سطح زمین بالاتر است . سقف این بنا مشبک و آیینه کاری بوده است و حدودا چهار سال پیش بر اثر آتش سوزی ویران شد ولی در سال 1380 توسط میراث فرهنگی مرمت گردید. در کنار این بنا ساختمان تازه ای تاسیس شده است که نمایندگان میراث فرهنگی در آن مستقر هستند.
در اصل این بنا آرامگاه پدر میرزا علی خان وفا بوده است. وی خلوتی در کنار این ساختمان داشته و مهمانان را در آن پذیرایی می کرده و زمانی که فوت می کند فرزندش علی خان پدر را در آن به خاک می سپارد .
در اواخر دوره محمد علی شاه  و اوایل حکومت احمد شاه شخصی به نام عبد الوهاب تصمیم می گیرد روی قبر وی آرامگاهی بنا کند و به همین جهت از معماران زبردست یزدی دعوت می کند که این بنای هفت گوش را به سبک کلاه فرنگی شیراز بسازد.
بعد از اتمام ساختمان از نجاری به نام علی کاکا دعوت می شود تا سقف داخل را تزئین کند و از برادران امامی (میرزا محمد و میرزا احمد ) دعوت می کند تا سقف را منبت کاری کنند و این برادران تشخیص می دهند که چوب استفاده شده قابل منبت نیست ولی می توان آن را با آیینه زینت بخشید . تزئینات روی سقف به سبک صفویه و گل بوته ها و پرندگان با رنگ های لاجوردی , سبز و قرمز تزئیین شدند.
درب ها همه از چوب گردو  و منبت کاری شده است .این درب ها توسط میراث فرهنگی مرمت گردیده . این بنا در سال 79 به شماره 3404 در آثار ملی به ثبت رسیده است.
قرار است این بنا با منزل زائر پور که یکی از آثار تاریخی است یکی شود. منزل زائر پور متعلق به دوره قاجار است که دارای سر ستون ها و پنجره های زیبایی است .

تیمچه صرافیان:
این بنای بسیار زیبا متعلق به دوره قاجاریه می باشد. از ویژگی های این بنا می توان به معماری فوق العاده زیبایش اشاره کرد که آن را در ایران منحصر به فرد کرده است. این بنا در دو طبقه و 36 حجره ساخته شده است و در قدیم حجره های پایین مغازه و حجره های طبقه بالا برای مهمانان بوده است.
مقرنس های زیبایی نیز در سر ورودی تیمچه قرار دارد . مصالح موجود در آن گچ ,خاک , سنگ و چوب است .این بنا در شهرستان آباده و در بازار کهنه قرار دارد . این محل در ملکی مرحوم حاج ملا عبدالله واعظ بوده است که ضمن اداره کردن منبر و محراب مسجد به امر تجارت اشتغال داشته و تیمچه به وسیله خود او برای محل تجارت ساخته شده است و در زمان حزب دموکرات باقی اطاق ها مخصوص کالاهای تجاری بوده که بعد از فوت حاج واعظ این ملک به وسیله ورثه به برادران صرافیان فروخته شده است.
طبق روایتی بعضی از اطاق ها نیز مخصوص قرائت قرآن بوده است که در آن اتاق ها روزنامه های فارس و تهران مورد استفاده مردم قرار می گرفته است .

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

بزرگ‌ترین شهر دنیا!

شهر بزرگ آن است که دارای بزرگ ترین مردها و زن هاست چنین جایی ٬ اگر هم از چند کلبه محقر ترکیب یافته باشد ٬ بزرگ ترین شهر دنیاست.

ABADEHNEWSGH15
نه محلی که کارخانه ها و مخزن های مصنوعات در آن فراوانند٬
نه محل ملاقات ها و تعارف های بیحساب واردین و مسافرین ٬
نه محل بلندترین ابنیه که اجناس دنیا را می فروشند ٬
نه محل کامل ترین کتابخانه ها و مدرسه ها٬
نه محلی که ‍ پول در آن بسیار است٬
نه محلی که سکنه آن زیاد است.
هیچکدام این ها شهر بزرگ نیستند.
آنجا که قویترین نسل ناطقین و جنگجویان زیست می کنند٬
آنجا که وطن از هر چیز عزیزتر است و پاداش عشق وطن پرستان را می دهد٬
آنجا که یادگار دلیران در گفت و گو ها و امور عامه جا گرفته اند٬
آنجا که اقتصاد و احتیاط مراعات می شوند٬
آنجا که با وجود عقل و دانش ٬ از قانون بی نیازند٬
آنجا که از اسارت خبری نیست ٬
آنجا که قدرت داخلی بر قدرت خارجی مقدم است ٬
آنجا که حفظ حقوق ٬ بزرگ ترین آرزوی افراد است و رئیس و مدیر و حاکم فقط اجیر مردمند٬
آنجا که اطاعت وجدان و اعتماد به نفس را به اطفال یاد می دهند٬
آنجا که در هر کار نشانه ی برابری نمایان است٬
آنجا که دوستان صدیق با وفا مجتمع شده اند٬
آنجا که زن و مرد از آلایش دورند٬
آنجا که خون پدر ها سرخ است ٬
آنجا که تن مادر ها سالم و تواناست٬

آنجا شهر بزرگ پدیدار است!


قلم :: وبلاگ خبری آباده:: (والت ویتمن ترجمه از یوسف اعتصام الملک/کتاب دریای گوهر-دکتر مهدی حمیدی)

پهلوانان آباده

پهلوانان آباده

  • پهلوان اکبر خیامی
    یکی از اهالی آباده از قلعه نارنجی به نام پهلوان اکبر خیامی بود .سالها بود که به اصفهان رفته بود و به شغل بازرگانی در گاراژ اطمینان ( گاراژمسافربری اصفهان به آباده ) اشتغال داشت. پهلوان اکبر در پاییز سال 1333 در استادیوم آن زمان آباده عملیات قهرمانی انجام داد.
    این عملیات شامل روی شیشه خوابیدن با بدن برهنه ضمن آنکه سندان آهنگری روی آن بود و با پتک روی آن می کوبیدند .کشیدن جیپ و کامیون با دندان و… بود. این نمایش مجانی بود و بعدها به صورت همت عالی هرکس هر چه تمایل داشت پرداخت می کرد.
    پهلوان اکبرچون از اهالی آباده بود نسبت به سایر پهلوانان غیر بومی ببیشتر مورد استقبال مردم آباده قرار گرفت. این قهرمان در سالهای بعد نیز نمایش هایی انجام داد که آخرین آنها در سال 1343 بود.
  • پهلوان گمنام
    در سال ۱۳۳۳ پهلوانی گمنام وارد آباده شد و در برابر ساختمان فرمانداری قدیم آباده صبح تا عصر عملیات پهلوانی انجام داد .از جمله آنکه سنگ روی سینه اش قرار می داد و چند نفر سنگی را که روی آن قرار داده بود با پتک خرد می کردند . وی زنجیر پاره می کرد و با انگشت کوچک دست خود وزنه 72 کیلویی را بلند می کرد . این عمل (برداشتن وزنه ۷۲ کیلویی ) را در آباده برای اولین بار حیدر شهرضایی انجام داد.  دهه ی 30 در سراسر ایران اوج عملیات و هنر نمایی ها  بود.
  • خلیل عقاب
    خلیل عقاب
    -قهرمان شیرازی – یکی دیگر از پهلوانانی است که به آباده وارد می شد و با شیری که به همراه داشت عملیات قهرمانی انجام می داد . اجرای عملیات قهرمانی خلیل عقاب در بین سال های 1334 تا 1338 بود.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

جنگ آباده

برداشت از کتاب بازی‌های محلی آباده نوشتهٔ جمشید صداقت‌کیش

پلیس جنوب (اس.پی.آر) یعنی ارتش مستقر انگلستان در جنوب ایران بعد از شیراز مهم‌ترین مرکز و پایگاه خود را در آباده در 1916 میلادی ایجاد می‌کند. تعداد افراد بریگارد آباده در مراحل اولیه 600 نفر بوده و چهره‌های مهم انگلیسی آن کاپیتان گوین گریفت، سر جنت ال، بارنز و میجر دبلیو . ای. کی. فریزر بوده‌اند.

بعد از مدتی دولت انگلستان برای پلیس جنوب تقاضای کمک مالی می‌کند و دولت ایران پاسخ می‌دهد که حکومت بریتانیا ایران را به حال خود واگذارد تا به اصلاحات بپردازد. نتیجه این یادداشت آگاهی افراد ایرانی این قشون می‌شود به نحوی که درست یک هفته بعد از این اعتراض ده سوار و یک افسر از بریگارد آباده فرار می‌کنند. ضمن آنکه یادداشتی بر جای می‌گذارند که دلیل فرار آنها سیاسی بوده است. بلافاصله دوازده نفر هم از افراد پلیس جنوب در حوالی دهبید به فراریان می‌پیوندند و کاپیتان وینتر و افراد وی به تعقیب فراریان می‌پردازند. که از گروه این کاپیتان دو نفر نیز فرار می کنند.

این افراد در نزدیکی‌های اصفهان به دام زنجیرهای استعمار می‌افتند و به دستور سایکس و قنسول انگلیس در اصفهان تیر باران می‌شوند.
نتیجه عمل فرار مبارزان ایرانی بریگارد آباده سبب می‌شود که دو گردان از شانزدهمین دسته راجپوت‌ها (سربازان هندی) که جمعاً 200 نفر می‌شدند به آباده اعزام می‌دارند و بدین ترتیب جمع افراد پلیس جنوب در بریگارد آباده به 800 نفر انگلیسی و هندی و 900 نفر ایرانی می‌رسد.
در همین زمان حزب دمکرات شعبه آباده فعالیت چشم‌گیری داشته و مبارزه حق‌طلبانه مردم آباده را برای رهايي از چنگال استعمار به اوج خود می‌رساند.

ایل قشقایی و سایر ایلاتی که از مسیر آباده عبور می‌کرده‌اند هم‌چنان بر مردم تأثیر داشته‌اند و چون بین اسماعیل خان صولة الدوله قشقایی سردار عشایر در شیراز و پلیس جنوب جنگ رخ می‌دهد (در 1336 ه.ق برابر 1918 م) انگلیسی‌ها در آباده قصد حمله و تسخیر آباده را داشته‌اند که خبر این موضوع توسط یک شیر زنِ شیر فروش جزمودقی به نام (خانمی شیرین) که هر روز یک ظرف شیر برای بریگارد آباده می‌برد به تقی دانشور می‌رسد و دانشور 102 کیلومتر راه را بدون آذوقه و آب یک‌سره می‌رود تا خبر را در سرحد چهاردانگه به قشقایی‌ها برساند. او بعدها نشانه مقاومت و جوانمردی گردید.

در همین زمان اسماعیل خان صولةالدوله قشقایی برادر خود را که در اصفهان بوده دعوت تا برای تهیه قشون و جنگ به آباده بیاید وی به آباده می‌آید و به پسر عموی خود به نام محمدعلی خان سالار مظفر قشقایی که با خبر دانشور دو هزار سرباز تهیه دیده بوده می‌پیوندد. در این موقع سلطان کاظم خان شاملو که از جوانان وطن‌خواه بوده و جزو بریگارد آباده بوده است با هفصد نفر از افراد زیر دست خود به امیر عشایر می‌پیوندد و به تدریج افراد ایرانی بریگارد از او تأسی می‌پذیرند.

محمدعلي خان قشقایی با ورود خود به آباده اعلامیه‌ای صادر می‌کند (که دولت ایران او را مأمور ساخته تا خارجیان و کفار را بیرون براند) و با سربازان آباده‌ای و قشقایی آباده را تسخیر می‌نماید.

آتش جنگ در ماه مه 1918 م. (ماه شعبان 1336 ه.ق) در آباده شعله‌ور می‌شود و بریگارد آباده را محاصره می‌کنند و مدت هفت روز در محاصره  داشته‌اند.

در چهار روز اول انگلیسی‌ها سخت به وحشت می‌افتند و وضع آنها فوق العاده وخیم بوده است. افراد بریگارد از فرماندهان خود نافرمانی می‌کنند و گروهی از افسران انگلیسی کادر وصف از مرکز اصلی بریگارد آباده فرار می‌کنند و به قسمت هندی‌ها در آباده پناهنده می‌شوند.

در شب نوزدهم ماه رمضان 1336 ه.ق سلطان کاظم خان و دویست نفر قشقایی به قسمت ایرانی بریگارد حمله می‌کنند و دویست نفر را اسیر و بقیه فرار می کنند.

با این پیروزی محمدعلی خان قشقایی نامه‌ای به فریزر که رئیس بریگارد آباده بوده به شرح زیر می نویسد:

خدمت جناب جلالتماب عالی مقام آقای ماژر فریزر:
مغلوبیت شما مسلم برای حفظ نفوس به موجب قوانین جنگی به شما پیشنهاد می‌نماییم چنانچه تسلیم شوید موافق قانون اسارت با شما رفتار خواهد شد .تاریخ 21 رمضان المبارک 1336 صولت السلطنه – محمد علی قشقایی.

فریزر در پاسخ می‌نویسد:

حضور حضرت مستطاب اجل آقای امیر عشایر دام اقباله.
از لطف حضرت عالی متشکرم . این که پیشنهاد تسلیم شدن را کرده‌اید که بعداً مطابق قانون اسارت رفتار خواهد شد متشکرم ولی قانون نظام اجازه نمی‌دهد. جنگ را ادامه خواهم داد انشااله.

با پاسخ فریزر جنگ با شدت هر چه تمام‌تر ادامه می‌یابد. مجاهدین آباده‌ای و قشقایی‌ها تونل و نقبی به طول 700 متر برای رونقیه (مرکز اصلی بریگارد) حفر می‌کنند و تا زیر دیوار آن می‌رسند.

در دوم ژوئیه 1918 (رمضان 1336 ه.ق) کاظم خان و لطیف خان آب مزرعه کشک، آب مزرعه و آب مزرعه حومه را در یک نهر می‌کنند و به پشت رونقیه رها می‌کنند.

مترجمی که از اهل آباده در خدمت بریگارد بوده و به شدت و با علاقه به انگلیسی‌ها خدمت می‌کرده افراد انگلیسی را تشویق می‌کرده و با شکستن دیوار رونقیه کاپیتان گوین گریفت بدست یک نفر مجاهد آباده‌ای تیر می‌خورد و او را بداخل رونقیه می‌برد.

در همبن زمان فریزر نامه‌ای به بریگارد شیراز برای کمک می‌نویسد نامه را مجاهدین آباده‌ای کشف می‌کنند اما فریزر به طریقی دیگر نامه را می‌فرستد.

بیماری وبا انتشار می‌یابد – در مقر سربازان هندی سه نفر هندی در اثر انتشار وبا می‌میرند اما پلیس جنوب از انتشار خبر آن جلوگیری می‌کند ولی در بیرون بریگارد به سرعت انتشار می‌یابد و از جمله محمدعلی خان قشقایی وبا می‌گیرد و می‌میرد.

به دنبال آن حدود 300 نفر به مرض آنفلونزا مبتلا می‌شوند و عده‌ای نیز از ترس مبتلا شدن به آن، از صحنه مبارزه و جنگ فرار می‌کنند و قلب مبارزان و آزادگان تاریخ ما را جریحه‌دار می‌کنند. به تدریج بقیه مجاهدین آباده را ترک می‌کنند و آنچه باقی می‌ماند قتل و غارت و زندان برای مردم آباده بوده است.

سربازان هندی تمام خانه‌ها را غارت می‌کنند و حدود دو میلیون (با نرخ ارزش پولی آن زمان) اموال مردم از بین می‌رود، حدود 2000 نفر کشته برجای می‌ماند و 126 نفر را زندانی می‌کنند و حتی جریمه 4600 تومانی هم از یکی از زندانیان دریافت کردند. اینان به مدت 8 روز در زندان بودند.

جنگ آباده به نفع استعمارگران انگلستان پایان پذیرفت اما حماسه‌اش برای ابد افتخارآمیز تاریخ آباده خواهد بود.

 

نگاهی به قلعه‌ای ۲۰۰۰ ساله: قلعه ایزدخواست

محمد علی توکلی:

بسمه تعالی
در ابتدای دشت وسیع آباده در آخرین نقطهٔ غربی به فاصله 60 کیلومتر از آباده به طرف اصفهان هر مسافری به شهر ایزدخواست می‌رسد. این شهر با قلعه تاریخی خود با توجه به قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال می‌تواند چند روز برای تماشا و گردشگری هر مسافری را متوقف کند.

ایزدخواست را همه کارشناسان داخلی و خارجی آثار باستانی و افراد علاقه‌مند به فرهنگ گذشته ملل به خوبی می‌شناسند. چون قلعه تاریخی ایزدخواست با سبک معماری خود یکی از عجایب و نمونه های چشم‌گیر شهرسازی و مهندسی زمان قدیم ایران است. با کمترین هزینه امنیت قلعه و ساکنان داخل آن تأمین می‌شده است چون از سه طرف با پرتگاهی تقریباً بر حالت عمود نسبت به کف زمین با ارتفاعات مختلف از 6 تا 15 متر، حتی با کمک از ادوات جنگی برای سربازان دشمن غیر قابل نفوذ بوده است.

فقط از یک طرف به قلعه دسترسی بوده که آن هم با حفر زمین حدود 30 متر طول و 4 متر عرض با عمق 4 متر عملاً نفوذ به داخل قلعه غیر ممکن بوده است. به گفتهٔ جهانگردان که از حدود 800 سال پیش به این طرف از این مکان دیدن کرده‌اند فضای داخلی آن‌را بسیار جالب و زیبا (که آثار بجا مانده مؤید نوشته‌های آن‌هاست) ذکر کرده‌اند. به طور مثال، در شب، ساکنین خانه‌های اطراف قلعه با حضور در بالکن‌های خود که با روشن کردن چراغ، منظره بسیار زیبایی را از دور شبیه به کشتی در دل دریا به وجود می‌آورده‌اند و یا کوچه‌های مسقف و نسبتاً تاریک که گرما را در دل تابستان از مردم می‌گرفتند و در زمستان هم با هدایت باران و برف از طریق حصار قلعه به بیرون، باعث نگهداری قلعه می‌شده است.

خانه سازی همه در حد بی‌نظیری بوده که ضمن استفاده کردن از مصالح چوب و گل به صورت خشت کمترین سنگینی را بر کف قلعه ایجاد کرده و همچنین توانسته‌اند ساختمان‌هایی را در 5 طبقه بسازند که با امکانات آن زمان در یک فضای محدود بسیار قابل تأمل است، که هم جواب ازدیاد جمعیت را می‌داده است و هم با استفاده از ارتفاع طبقات، چشم‌اندازی بسیار زیبا به وجود می‌آمده است که هم می‌توانستند زمین‌های کشاورزی خود را از داخل خانه تماشا کنند و هم مستقیماً در دل طبیعت باشند چون به دلیل فنی در قلعه نمی‌توانستند درخت و سبزی بکارند، زیرا باعث ایجاد شکاف و فرسایش می‌شده است. در نتیجه خیلی راحت بین اهل خانه و مردان که در حال کار کردن در مزارع بوده‌اند ارتباط برقرار می‌شده است و به وسیله اهل خانه حتی دیده‌بانی می‌شده است و در صورت نیاز برای کمک در انجام کارهای کشاورزی به راحتی همدیگر را خبر می‌کرده‌اند؛ و در اسرع وقت به کمک هم می‌رفتند، چون اگر کسی می‌خواست به طور معمولی از مزرعه به داخل قلعه برود و کسی را به کمک بیاورد حداقل یک ساعت زمان رفت و برگشت طول می‌کشیده است.

 

در داخل قلعه منازل حیاط نداشته‌اند و پشت بام طبقه اول حیاط طبقه دوم بوده است؛ و همه در یک همزیستی قوی در قلعه سکونت داشته‌اند و با استفاده از اضافی چوب سقف‌ها برای خانه‌های اطراف حصار قلعه، بالکن ایجاد کرده‌اند که آثار آن هم هنوز به چشم می‌خورد. دیوارها در پایین به صورت سنگ چین هستند که مانع از پوسیدگی خشت‌ها می‌شده و در بالا از خشت خام استفاده شده است و خشت‌ها به دو صورت یکی به ضخامت ده سانتی‌متر و دیگری به ضخامت پنج سانتی‌متر که هر دو نوع به بزرگی 40*40 سانتی‌متر می‌باشد. سقف‌های بعضی مکان‌ها مخصوصاً طویله‌ها که در اولین طبقه قرار دارند و سقف طاقچه‌های داخل اتاق‌ها به صورت هلالی و بعضاً جناقی است که مطابق با سبک دوره ساسانیان می‌باشد.

وجود آتشکده در تقریباً وسط قلعه کمی بیشتر به سمت شمال یادگار زندگی پررونق آن‌ها در زمان قبل از اسلام است. بودن آتشکده در آن زمان نشان از وجود موبد یا موبدان و طبقه اشراف و درباریان در قلعه ایزدخواست بوده است و تقریباً از منطقه تخت جمشید تا منطقه یزد و تا اصفهان در هیچ جایی از این گسترهٔ جغرافیایی ذکری از وجود آتشکده دیگری نشده است و مدرکی نیز به دست نیامده است. به این علت موقعیت تجاری و نظامی ایزدخواست در زمان ساسانیان و حتی قبل از آن را بسیار بالا و مورد توجه حکومت نشان می‌دهد.

بعد از اسلام هم خود مردم در حفظ و نگهداری قلعه کوشیده‌اند. این آتشکده اولین مکانی است که در ایران بزرگ آن زمان مستقیماً از آتشکده به مسجد تبدیل شده است و هم زمان با ورود سربازان اسلام به مرکز حکومت ساسانیان در خطه فارس می‌باشد. ایزدخواست با محل جنگ نهاوند که آخرین نبردگاه اسلام با سربازان ساسانیان در نزدیکی همدان فعلی می‌باشد، فاصله زیادی ندارد. بعد از اینکه مردم دین اسلام را پذیرفتند آتشکده به مسجد تبدیل گردیده و در طول زمان تغییراتی در بنای آن صورت گرفته و مردم تلاش داشته‌اند که آن‌را به بهترین وجهی حفظ کنند ولی به علت سقوط بخشی از دیواره قلعه حدود نصف فضای زیر گنبد مسجد متأسفانه به دره سقوط می‌کند و اخیراً به علت مهاجرت مردم به صورت بسیار اسفباری به حالت مخروبه در آمده است که باید برای حفظ آن اقدام سریع صورت گیرد.البته مسجد قلعه در تاریخ ۱۳۲۷/۱۲/۲ طی شماره ۳۷۶ به ثبت آثار ملی در آمده است.

در سال‌های قبل سردر قلعه به علت نامعلومی تخریب شده وبا همان مصالح بجای مانده از سردر قبلی مجدداً به صورت فعلی بازسازی شده است و فقط گویا درب چوبی آن عوض شده و کوچک‌تر نیز انتخاب گردیده است.

در حدود دو قرن پیش هم به علت تخریب یا نامناسب بودن حمام قلعه، شخصی با هزینه سفر حج خود یک باب حمام با کلیه امکانات و تزئینات آن زمان به سبک حمام‌های دوره صفوی می‌سازد و تا همین بیست سال پیش کاملاً سالم بود و یکی از زیباترین بنا های داخل قلعه محسوب می‌شد که قبل از حضور سازمان میراث فرهنگی در محل، افراد سودجو برای حفر در زیر ستون‌های حمام سقف آن را خراب و او را مخروبه کرده‌اند که باید برای بازسازی اقدام شود.
محمد علی توکلی تیر ماه 86 آباده.

 

آباده از نظر جهانگردان و ایرانگردان

ابن بلخی مستوفی:

«قلعه آباده استوار است، چون قلاع دیگر. اما کمی کوچک است و هوای آن معتدل است و آب آن از مصنعه (آبگیر) و بر آن جنگل است».
:: فارس نامه ابن بلخی ۵۰۰ ه.‌ق

 

حمد الله مستوفی:

«قلعه آباده از نظر استواری کم‌ترین از قلاع دیگر است و در مساحت کوچک‌تر و هوایی معتدل دارد و آبش از آبگیر است و مجال جنگل دارد».
:: نزهت القلوب – ۷۴۰ ه.ق

 

مجد الدین حسینی:

«سرند و آباده دو شهر کوچک و آباده حصاری محکم دارد و هوایی معتدل و آب روان. در آنجا غله و انگور بسیار است. در سه منزلی قمشه (شهرضا) جایی خوب و محلی مرغوب و آبش معتدل و هوایی به اعتدال مایل و قریب ۵۰۰ باب خانه در اوست و بیست پاره قریه و مزرعه مضاف اوست. باغات فراوان دارد و کرباس بسیار در آن بافته می‌شود.

مردمش خالی از مردمی نباشد و همگی امامیه باشند و آن قصبه در زمین هموار واقع و اطرافش واسع و قلعه گلین بر آن کشیده‌اند».
:: حدائق السباحه ۲۴۲ ه. ق

 

ادوارد براون:

«مشاهده آباده اثر نیکویی در من کرد زیرا شهری آباد به نظرم رسید. مزارع و باغ‌های زیادی داشت و به مناسبت فصل بهار درختان آن گل کرده و فضا را با عطر گل‌ها معطر کرده بود».
:: یک سال در میان ایرانیان

 

اعتماد السلطنه:

«آباده از آبادی‌های بزرگ مابین اصفهان و شیراز است تا اصفهان تقریباً از سی فرسخی کمی متجاوز و تا شیراز از چهل فرسخی قلیلی بیشتر است. خرابه بسیاری در این آبادی وجود دارد که دلیل بر آبادانی قدیم آنجاست.

در قدیم قلعه در آنجا بوده است و از قرار تقدیر بعضی مسافرین فرنگی که در آنجا سفر کرده‌اند الحال بیشتر سکنه آباده در میان‌ همان قلعه منزل دارند.

جمعیت آن‌ها زیاد از ۵۰۰۰ است. میوه خانه شیراز و اصفهان آباده است. باغاتش زیاد و انواع و اقسام فواکه در آنجا به عمل می‌آید. صنعت مخصوص آنجا قاشق سازی است که از چوب می‌سازند. این قاشق‌ها منبت و بسیار نفیس و قد بعضی از آن‌ها سه چارک است. این طرز منبت کاری در هیچ جای فرنگستان نیست. حتی در سوییس و آلمان هم که این حرفه دایر است به این درجه کافی نیست».
:: مرات البلدان ۱۲۹۴ ه. ق ۳۶

 

یاقوت حموی:

«آباده شهر کوچکی است در فارس قلعه محکمی دارد از رودخانه کر مشروب می‌شود. حاصلش گندم و انگور است این شهر با چند قریه تابع آن سالی ۲۵۵۰۰ دینار به دیوان می‌دهند».
:: معجم البلدان-۷۵۷ -۸۶۲ ه. ق

 

ابن بلخی:

«یزدخواست دیه گوز {ده گردو -گوز کلمه ایست فارسی به معنی گردو} و شورستان و آباده و دیه حاکی بر آن صوبست همه سردسیر است و قلعه بوم و هیچ میوه نباشد و آب روان و چشمه باشد (شورستان که آب شور بود)».
فارسنامه ابن بلخی -۵۰۰ تا ۵۱۰ ه. ق

 

بزرگان و نویسندگان دیگری در تعریفات و کتابهای خود از آباده به خوبی نام برده‌اند و آن را مانند دیگر نویسندگان به خوبی معرفی کرده‌اند از آن جمله می‌توان به دو کتاب زبده التواریخ و زینت المجالس اشاره کرد.

 

قلم:: وبلاگ خبری آباده (الهام دهقان – آرزو کشاورز – شبنم فیروزی زیر نظر سازمان دانش آموزی)