برادر‌زاده استاد جلال ذوالفنون مدیر جدید فیس‌بوک

برداشت از سایت کدوم:

پیوند مطلب اصلی: مدیر جدید فیس‌بوک: نوازنده کمانچه، عاشق فرهنگ ایران و موسیقی بنان!

دیروز فرصتی نادر پیش آمد تا با مدیر جدید سرمایه گذاری و توسعه فیس‌بوک مصاحبه‌ای انجام دهیم و شاید باور نکنید که موسیقی‌دان محبوب وی “بنان” خواننده سنتی ایران می‌باشد. هفته پیش شبکه‌های خبری اقتصادی نظیر (CNBC) اعلام کردند که فیس‌بوک با استخدام “امین ذوفنون” مدیر ارشد سابق سرمایه‌گذاری گوگل وی را مسئول توسعه جهانی شرکت فیس‌بوک (از طریق سرمایه‌گذاری یا تلفیق عملیات) (Mergers & Acquisitions) کرده است و گفته می‌شود این حرکت برای گسترش تجاری فیس‌بوک حیاتی می‌باشد. اما زندگی‌نامه مختصر و مصاحبه امین با کدوم دات کام از زبان خودش:

امین ذوفنون (ذوالفنون) در سال ۱۳۵۰ خورشیدی (۱۹۷۱ میلادی) در خانواده ای هنرمند به دنیا آمد. پدربزرگ وی حبیب ذوفنون (متولد آباده) علیرغم توصیه خانواده مذهبی‌اش به تار سازی و تارنوازی روی آورد و از اساتید تار زمان خود گردید. پدر وی محمود ذوفنون استاد ویالن و از هنرمندان برنامه رادیویی “گلها” بود که قطعه زیر را به مناسبت تولد امین در رادیو تهران ضبط کرد. عموی امین، استاد جلال ذوالفنون موسيقی‌شناس و نوازنده معروف سه‌تار ايرانی میباشد. امین همراه خانواده در ۵ سالگی به آمریکا مهاجرت نمود و از ۱۱ سالگی سه تار را آموخت اگرچه بعدها پس از خودآموزی و تمرین به نواختن کمانچه نیز پرداخت.

پیوند ویدئو در یوتوب: Ostad Mahmoud Zoufonoun – For my son, Amin

امین لیسانس مهندسی الکترونیک و کامپیوتر و سپس دکترای حقوق (وکالت) خود را از دانشگاه سانتا کلارا در شمال کالیفرنیا گرفت. وی ۳ سال در یک شرکت جدید مخابراتی مدیر حقوقی بود و سپس برای ۸ سال مدیر توسعه تجاری شرکت گوگل و مسئول سرمایه گذاری های جدید بود. وی در نوروز سال ۱۳۹۰ از گوگل خارج شده و توسط شرکت فیسبوک به مدیریت جهانی توسعه شرکت (از طریق سرمایه گذاری یا تلفیق عملیات) (Mergers & Acquisitions) منتصب شد و گفته میشود این حرکت برای گسترش تجاری فیسبوک حیاتی میباشد.

(هنرمندان کنسرت نوروزی 2011 اوکلند کالیفرنیا) از راست: امین ذوفنون، آرش امینی، تارا کمانگر و سیروس بروخیم
(هنرمندان کنسرت نوروزی 2011 اوکلند کالیفرنیا) از راست: امین ذوفنون، آرش امینی، تارا کمانگر و سیروس بروخیم

امین در مصاحبه دیروز خود با سایت کدوم دات کام موفقیت کاری خود را مدیون “چند بعدی” بودن زندگی خود و تاثیر فرهنگ اصیل ایرانی در آن میداند. وی میگوید در خانواده ای بزرگ شده که پدر، عمو و برادران وی الهام بخش وی بوده اند و منزل آنها محل رفت و آمد بزرگان موسیقی و شعر نظیر اساتید محمدرضا شجریان، سیمین بهبهانی، حسین علیزاده و .. بوده و فرهنگ و سنت ایرانی همواره مورد تاکید و تکریم بوده است. برای مثال وقتی پورناظری ها و گروه “شمس” برای دیدار به منزل آنها آمده بودند، امین با خرید کمانچه ای از آنها، شروع به خود آموزی و بعدها نواختن این ساز کرد (تصویر فوق وی را پس از اجرای کمانچه همراه چند موسیقیدان جوان ایرانی در کنسرت نوروزی همراه سمفونی اوکلند کالیفرنیا نشان میدهد).

گروه موسیقی ذوفنون (پسران همراه استاد محمود ذوفنون)
گروه موسیقی ذوفنون (پسران همراه استاد محمود ذوفنون)

امین میگوید برادرانش نیر همه علاوه بر موفق بودن در تجارت، موسیقی دان میباشند، امیر سه تار، رامین تار و پیانو، و امید (علاوه بر تصنیف موسیقی و فارغ التحصیلی از کنسرواتوار وین) چلو و گیتار مینوازد (قطعه زیر در اکتبر ۲۰۰۳ در دانشگاه مینه سوتا توسط استاد محمود ذوفنون و ۴ فرزند وی اجرای “گل و زری” اشعار حافظ در دستگاه ماهور میباشد). اگرچه امین با پدر و برادران خود موسیقی را یاد گرفت ولی میگوید عامل اصلی موفقیت های زندگی وی حمایت دائم و وظیفه شناسی “مادر و همسرش” میباشد. امین با همسر و فرزندان خود (که همه نامهای اصیل ایرانی دارند) در شمال کالیفرنیا زندگی میکند. وی میگوید با کمال احترام به هنرمندان جدید، بیشترین علاقه وی به موسیقی اساتید نسل گذشته نظیر بنان، خالقی، محجوبی، وزیری و .. میباشد. وی در باره محل کار جدید خود میگوید که “افتخار میکنم که فیسبوک توانسته نقش بزرگی در اتحاد و همبستگی و اطلاع رسانی برای مردم دنیا داشته باشد.” وی همچنین از طراحی فنی و کیفیت و تنوع اطلاعات سایت کدوم دات کام (kodoom.com) لذت میبرد. امین با مدیر عامل جدید بوتیوب (از طرف گوگل) سالار کمانگر نیز همکاری و دوستی چند ساله داشته است و همچنین از اقوام دکتر محمد ابوالفضلی متخصص تغذیه طبیعی میباشد.

پیوند ویدئو در یوتوب: The Zoufonoun Ensemble Live in Minnesota – “Gol o Zari”

 

 

منبع: تارگاه کدوم (لینک مطلب اصلی)

 

» عنوان مطلب برداشت از شهر من آباده

دانلود مجموعه تصاویر شب شعر و موسیقی، یاد یار مهربان

عکس ها از : فرهاد خلیلی

جشن یاد یار مهربان عنوان برنامه ای بود که به مناسبت بزرگداشت حافظ در شب یکشنبه 19 مهرماه 88 در سالن همایشهای شهرداری آباده در فضایی سرشار از هنر و موسیقی و احساس افتخار برای مردم آباده برگزار شد.

حضور دو افتخار بزرگ موسیقی شهر آباده، استاد محمود و استاد جلال ذوالفنون در میان هنمشهریانشان هرچند از راه دور و از ایالت کالیفرنیا و شهر سانفرانسیسکو به دلیل نوای ساز این دو عزیز به مناسبت بزرگداشت مقام حافظ اشک شوق را در چشمان حضار جاری کرده بود.

مراسم با سخنان شهردار محترم آباده،جناب مهندس زارعی بانی این مراسم ودر رابطه با 7 دلیل اثرگذاری شعر حافظ شروع شد و پس از سخنان ایشان کلیپی از زندگانی تنها بازمانده اکستر هنرستان موسیقی ملی ایران ، استاد محمود ذوالفنون به نمایش درآمد.و سپس چند گروه از گروه های موسیقی شهر آباده به اجرای برنامه پرداختند.

گزارش کامل مراسم را در وبلاگ شهر من آباده بخوانید …

زندگانی استاد محمود ذوالفنون از زبان خودش

نخستین پایه علاقه من به موسیقی، شنیدن ساز پدرم (تار) هنگام تدریس به شاگردانش بود. بعدها من هم در سلک همان شاگردان درآمدم و به خوبی به خاطر دارم که نخستین درس با تار در دستگاه شور و با وزن کرشمه بود. همه دروس به شیوه معمول آن دوره، سینه به سینه بود. البته گذشتگان نیز اصولی را برای صحیح آموزش دادن دنبال می‌کردند که نباید ساده از آن‌ها گذشت و استعداد هم که به نوبه خود لازمه یادگیری بود…

به موازات فراگیری دستگاه شور، صدای ساز جدیدی به گوشم می‌رسید؛ کمانچه نوازی نزد پدرم می‌آمد تا گوشه‌های مربوطه را بیاموزد و من هم تحت تاثیر صدای ساز کمانی قرار گرفتم. البته در همسایگی ما هم شخصی ویلن می‌نواخت که صدای ساز او نیز گوشم را نوازش می‌داد. این نوازنده، عنایت الله روشن (مدیر تلفن خانه شهر آباده) بود و بالاخره از طریق او موفق شدم این ساز جدید را از نزدیک ببینم. آنچنان تحت تأثیر قرار گرفتم که در دل آرزو کردم روزی موفق بشوم گوشه‌هایی با تار آموخته بودم را به ساز کمانی انتقال دهم. در آن زمان به هیچ‌وجه امکان آنکه صاحب چنین سازی شوم نبود ولی به سبب علاقه زیاد با وسایل منبت کاری و آموزش‌هایی که در این زمینه در دبستان دیده بودم برای خود چیزی شبیه به ویلن ساختم که اگر امروز موجود بود موجب خنده می‌شد. با همین ساز تا حدودی به مراد دل خود رسیده بودم و بدون استاد و راهنما نغمه‌هایی را می‌نواختم.

پس از دریافت گواهی شش ساله ابتدایی به اتفاق پدر از آباده راهی شیراز شدیم. در این شهر امکانات بیشتری مهیا بود و دو نفر از معلمان موسیقی مدارس به نام‌های جلیل‌وند و حسن‌علی وزیری‌تبار که به نت آشنایی کامل داشتند راهنمای من شدند. در دبیرستان اقدام به گروه نوازی می‌کردم که حتی اقدام به کنسرت هم شد و شخصی به نام جاوید که از کارمندان اداره ثبت اسناد بود خواننده ما شد. از نوازندگان دسته موزیک لشکر فارس هم کمک گرفتیم و یک کلاس خصوصی هم در شیراز دایر کرده بودم. همین امر به تجربیات من افزود تا اینکه روزی وزیری تبار اظهار داشت با این علاقه‌ای که از خود بروز می‌دهی باید راهی تهران بشوی تا به اصطلاح به تکنیک بیشتری دست پیدا کنی. از این جهت بخش سوم زندگی من آغاز شد.

پس از انجام خدمت وظیفه در سال ۱۳۲۳ راهی تهران شدم و بلافاصله به اداره موسیقی کشور مراجعه کردم که موسیقی رادیو در آن زمان تحت نظر آن بود. استادان موسی معروفی و روح الله خالقی امتحانی از من به عمل آوردند و سپس هفته‌ای دو جلسه و هر جلسه یک ربع ساعت برنامه تک‌نوازی ویلن در رادیو مقرر داشتند و پیشنهاد نمودند که در هنرستان موسیقی نیز برای کلاس‌های سلفژ و تئوری نام‌نویسی نمایم. به خاطر می‌آورم که در آن زمان در هنرستان آقای یوسف یوسف زاده سلفژ تدریس می‌کردند و آقای احمد فروتن راد نیز تدریس تئوری را عهده دار بود.

برای صحیح نواختن ویلن به موسیو روبیک گریگوریان مراجعه کردم و در این راه جدیتی که استاد از من می‌دید تصور می‌کرد که فی‌المثل قصد دارم نوازنده کلاسیک بین‌المللی شوم در حالی که قصد من صرفاً این بود که قادر باشم در ارکستر انجمن موسیقی ملی که به تازگی (به رهبری روح الله خالقی) تشکیل شده بود شرکت نمایم. طولی نکشید که به عضویت همین ارکستر درآمدم و کلاس خصوصی خود را نیز در ساختمان اُمگا در خیابان لاله زار پایین دایر نمودم. در عین حال نزد روح الله خالقی به فراگیری تئوری و هارمونی و گاهی هم برای فراگیری گوشه‌های موسیقی از کلاس استاد ابوالحسن صبا استفاده می‌کردم.

ارکستر انجمن هر پانزده روز یک‌بار کنسرت داشت و من به موازات آن در رادیو سرپرستی گروه‌های کوچک موسیقی را عهده‌دار بودم. به یاد دارم که هنگام تقسیم بندی موسیقی رادیو، سرپرستی گروهی به عهده من گذاشته شد که قمرالملوک وزیری خواننده آن بود. در اینجا از فرصت استفاده می‌نمایم و برای راهنمایی هنرمندان جوان یادآور می‌شوم که قمرالملوک وزیری در آن زمان دچار اعتیاد شده بود که به سبب آن حساسیت گوش خود را از داده بود و خود تصور می‌کرد که هنگام اجرا صدایش با صدای ارکستر مطابقت دارد. جوانان هنرمند برای سلامت خود و هنری را که یک عمر برای فراگیری آن با عشق و علاقه آموخته و تجربه کرده‌اند نباید گرد اعتیاد بگردند و نشئه طبیعی را از هنر خود اخذ کنند و نه به طور مصنوعی از مواد مخدر زیرا موقتی است و فریبنده.

باری انجمن موسیقی ملی جایش را به هنرستان موسیقی ملی داد. نکته‌ای که ذکر آن‌را در اینجا بی‌مورد نمی‌دانم، عشق زنده یاد روح الله خالقی (بنیان‌گذار و مدیر هنرستان) به کار بود. وی برای اینکه دائماً ناظر کار هنرجویان و تمرین مداوم آن‌ها باشد منزل خود را در آپارتمانی که روی سر درب هنرستان قرار داشت برای سکنی گزیده بود و به اتفاق سایر هنرآموزان اقدام به تدوین کتاب‌های تازه برای هنرجویان می‌کرد که اینجانب هم در آن سهیم بودم. هنوز هم آن کتاب‌ها تجدید چاپ می‌شود و مورد استفاده داوطلبان فراگیری موسیقی قرار می‌گیرد. ارکستر هنرستان نیز از شاگردان و استادان هنرستان تشکیل یافته بود که بعدها در رادیو پایه ارکستر گل‌ها شد.

زمانی به سمت بازرس موسیقی مدارس نیز انجام وظیفه کردم و مدتی هم در انستیتو امور هنری، کلاس‌های فوق برنامه دانشجویان در کوی دانشگاه، هنرستان شبانه (به مدیریت محمد علی امیر جاهد) به تدریس ویلن مشغول بودم. چندی نیز به اتفاق آقای گلشن ابراهیمی (عضو شورای موسیقی دانشگاه و معاون دانشکده الهیات) به نت کردن آثار موسیقی قدما اشتغال داشتم و پیش از اینکه عزیمت به آمریکا صورت گیرد در رادیو به اتفاق آقای فریدون ناصری در زمینه بازسازی آثار موسیقی گذشتگان فعال بودم.

در مهرماه ۱۳۵۵ (اکتبر 1976) همراهی با خانواده راهی آمریکا شدم. در آغاز برای آن که در زمینه موسیقی کار مداومی داشته باشم در دبیرستانی به فراگیری زبان انگلیسی پرداختم و در ارکستر وابسته به همان جا نیز به نوازندگی مشغول شدم و بعداً در شهر سندیگو تدریس خصوصی نیز می‌کردم. در سال‌های بعد که تعداد مهاجران ایرانی در آمریکا رو به افزایش گذاشت طبیعتاً به تعداد شاگردان افزوده شد تا جایی که برنامه‌ها به صورت کنسرت و سخنرانی در شهرهای مختلف آمریکا ادامه یافت. فرزندانم نیز در اجرای بیشتر برنامه‌ها با من همراهند. دو نوار نیز با نام «نقد صوفی» منتشر کره‌ایم.

چون از زمان اقامت در شیراز تا به امروز به نت کردن آهنگ‌های محلی ایران علاقه‌مند بودم مجموعه‌ای فراهم گردیده که منتظر گشایش مالی یا وسیله دیگری هستم که به چاپ آن‌ها اقدام شود.

منبع : شهر من آباده