آباده در کتاب دانشنامه ایران؛ درباره آباده بیشتر بدانیم

آباده : شهر و شهرستانی در استان فارس

شهر آباده: این شهر مرکز شهرستان آباده است و با 2400 متر ارتفاع از سطح دریا در 31و`10 عرض شمالی و 52 و 35′ طول شرقی قرار دارد. گاهی به سبب آنکه با آباده طشک که در حومه نیریز است، استباه نشود، از این شهر با نام آباده اقلید یاد می کنند.

شهرستان آباده در کتاب دانشنامه ایران

سیمای طبیعی: آباده در یک جلگه میان کوهی کم عرض، در میان رشته‌های انتهایی زاگرس جنوبی، واقع شده است. این جلگه میان کوهی در امتداد کوه های زاگرس که از شمال غربی به جنوب شرقی کشیده شده است، قرار دارد و شاه‌راه بزرگ اصفهان – شیراز در فاصله بین آباده و ده بید، از طول این دره و شهر آباده می گذرد. فاصله آباده تا اصفهان 210 کمـ‌، و تا شیراز 287 کمـ است. شهر آباده که در حد فاصل کوهپایه‌های شرقی زاگرس و کویر بزرگ داخلی ایران واقع شده، آب و هوای اقلیم‌های نیمه بیابانی و کوهستانی را در خود جمع کرده است، به این معنی که زمستان‌های سرد و تابستان‌های معتدل دارد. میانگین دما در سردترین ماه 2 درجه و در گرم‌ترین ماه آن در حدود 23 درجه سانتی‌گراد است. باران سالانه‌ی آن ناچیز، و کمی بیشتر از مناطق خشک داخلی است. و در طول 10 سال اندازه گیری، متوسط باران آن در سال، 160 میلی متر به ثبت رسیده است؛ در طول پاییز و زمستان برف نیز می بارد. منابع شهر آباده بسیار اندک است و آب مشروب شهر از قنات ها تامین می شود و اهالی در تابستان ها با کمبود آب روبرو هستند.

سابقه تاریخی: در کتاب‌های جغرافیایی قدیم مشخصا از آباده اقلید نامی به میان نیامده است، اما در سده 4ق/10م از (آباده و بردنکان و چاهک، شهرک هایی میان اصطخر و کرمان)، و در سده 6ق/12م از شهرک آباده و قلعه آباده یاد شده است. فرهنگ جغرافیایی ایران بنای این شهر را در اواخر سده 12ق/ 18م، به دست طوایف گرجه ای (گرجی) و پرندی اصفهان به امر کریمخان زند دانسته، و یادآور شده که نام آباده در این زمان به این شهر داده شده است. ماخذ آنچه در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است، معلوم نیست، ولی مسلما اطلاق نام آباده به این شهر قدیمی‌تر از زمان کریمخان است. قدیمی‌ترین ماخذی که در آن مشخصا از آباده نامی به میان آمده، نزهة القلوب حمدالله مستوفی(سده 8ق/14م) است. در این زمان آباده روستایی بیش نبوده است. …

لطفا برای خواندن تمام مطالب، به ادامه مطلب رجوع کنید:

ادامه خواندن “آباده در کتاب دانشنامه ایران؛ درباره آباده بیشتر بدانیم”

عکاسی پانوراما و پس زمینه تل آسیاب

در ویکی‌پدیا آمده: به هر گونه دورنمای وسیع سراسری از یک فضا، سراسرنما یا پانوراما گفته می‌شود. تصویر زیر سراسرنمایی است از بالای تل آسیاب شهرستان آباده. به نظر من عکس های سراسرنما (پانورما) جذابیت‌های خاصی دارند به خصوص اگر با نرم افزارهای ویژه به صورت چرخشی درآیند.

عکس سراسرنما(پانوراما) تل آسیاب- آباده

پس زمینه زیر را مدتی پیش در فیس‌بوک منتشر کردم. اندازه پس زمینه 768*1024 است و با کلیک بر روی تصویر زیر می توانید آن را در صفحه جدید در اندازه بزرگ ببینید.

پس زمینه تل آسیاب شهرستان آباده

پ.ن: از ماست که برماست! حتی اگر به قولی که به شما داده اند عمل نکنند، شما را به بازی بگیرند، دو ماه تمام. و در آخر شمایید که مقصر شناخته می‌شوید: از ماست که بر ماست…

پ.ن2: استفاده از همه یا بخشی از مطالب و عکس‌هایی که در وبلاگ منتشر شده اند در تمامی نشریه‌های چاپی منوط به اجازه رسمی و بر طبق قوانین وبلاگ مجاز؛ و غیر آن ممنوع است. استفاده از مطالب در وبلاگ یا وب‌سایت با ذکر نام وبلاگ و لینک به مطلب اصلی مجاز است.

شهرستان آباده در سال 1345

مقاله زیر به استناد از  کتاب تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده تالیف سید عبدالرحیم شریف نوشته شده است .
امیدوارم این مقاله باعث رفع ابهامات شده و به شایعات پاسخ دهد.

خواهش می کنم مقاله را بدون تعصب بخوانید .

شهرستان آباده و بخش های تابع آن

شهرستان آباده و بخش های تابع آن یکی از شهرستان های وسیع استان فارس و فلات مرتفعی است که در شمال شیراز و در سر راه اصفهان به شیراز و یزد قرار گرفته و خاک آن از ایزدخواست (که در 60 کیلومتری شهرضا یعنی از کیلومتر 138 راه اصفهان به شیراز) شروع و به کیلومتر 252 ختم می شود.
شهرستان شهرضا و یزد در حد شمال و شهرستان سمیرم بالا در حد باختر و نیریز و بخش های تابعه شیراز در ضلع جنوب و جنوب باختری این شهرستان قرار دارد.
در زمان ساسانیان آباده و توابع آن جزء کوره،  استخر و بعد از تسلط عرب (که فارس استقلال از دست رفته خود را بازگردانید) جزء فارس خاص محسوب و در تقسیمات اولیه مملکتی نیز به صورت شهرستان و مرکز فرمانداری در آمد. در تقسیمات اخیر (مرداد 1344) نیز بعد از شیراز دومین شهرستان فارس قلمداد و به چهار بخش منقسم گردیده :

1- بخش مرکزی مشتمل بر شهر آباده و  دهات و دهستان های حومه آن
2-بخش بوانات مشتمل بر بوانات و سرچهان و قنقری بالا و قنقری پایین
3- بخش ابرقو مشتمل بر ابرقو و دهات حومه
4- بخش اقلید مشتمل بر اقلید و سرحد چهاردانگه

تا اینجا کاملا مشخص است که شهرستان اقلید از توابع آباده و جزء یکی از بخش های آن بوده است . اما گاه ما با تلفظ آباده ی اقلید برخورد می کنیم که ممکن است این طور برداشت شود که آباده از توابع اقلید بوده است برای حل این مسئله اجازه دهید این لغت را در لغت نامه دهخدا جستجو کنیم در این لغت نامه برای واژه آباده ی اقلید این چنین آمده است :

بخشي از شهرستان آباده است و آن را به مناسبت يکي از قراي آن که اقليد نام دارد آباده اقليد خوانند تا از آباده طشک ممتاز باشد. اين بخش از طرف شمال و مشرق به ابرقوه (ابرکوه ) و توابع اصفهان و ازجنوب بقونقري و از مغرب بچهاردانگه و شش ناحيه پيوستگي دارد، طول آن 144 هزار و عرض آن 15 هزار گز و مشتمل بر سي واند قريه يا ديه آباد است . هواي آن مايل بسردي و جمعيت آن 40000 تن و مرکز آن شهر آباده است .

همچنین واژه آباده در لغت نامه دهخدا این چنین آمده است:

سه محل است در فارس . یکی شهرستان آباده که مشتمل بر هفت بخش یا بلوک است . آباده ٔ اقلید، مرغاب ، مرودشت ، مایین ، رامجرد، بیضاء و ایرج . دیگر مرکز آباده ٔ اقلید و آن شهرکی است در راه اصفهان و شیراز میان جنّت آباد و خان درویش ، فاصله ٔ آن تا تهران 617700 گز و تا شیراز 44 فرسخ است . پستخانه و تلگرافخانه دارد، جمعیت آن 5000 تن و منبت کاری و گیوه ٔ آن بخوبی معروف است . دیگر مرکز آباده ٔ طشک و آن قصبه ای است در مشرق شیراز بفاصله ٔ 23 فرسخ و دارای 250 خانوار.

پس آباده اقلید به این دلیل به کار برده می شده که از آباده طشک جدا شود. و به هیچ وجه به معنی این که آباده تابعی از اقلید باشد نیست و نبوده است.

عکس زیر نقشه شهرستان آباده در سال 1345 را نشان می دهد :

قلم  وبلاگ خبری آباده

آثار باستانی آباده: چهارطاقی ساسانی؛ باغ امیدسالار؛ قبورخورشیدی

:. قسمت اول را  در اینجا و قسمت دوم را در  اینجا ببینید .:

قسمت سوم : چهار طاقی ساسانی ؛ باغ امید سالار ؛ قبور خورشیدی:

چهار طاقی ساسانی :
این چهار طاقی در اصل همان مسجد قلعه باستانی ایزدخواست است که در حال حاضر آن را به نام امام حسن (ع) می شناسند و عقیده دارند ایشان در این مسجد نماز خوانده اند . ماکسیم سیر باستان شناس معروف فرانسوی می نویسد: «نخستین مسجد در ایران بر فراز آتشکده ساسانی در قلعه ایزدخواست بنا گردیده است».
چهار طاقی ساسانی در نیمه شمالی و شرق کوچه قلعه قرار دارد و یکی از آتشکده های معروف فارس به تایید باستان شناسان، در زمان ساسانیان بوده و بعد از اسلام به مسجد تبدیل شده است. به احتمال زیاد تبدیل چهار طاقی به مسجد در زمان خلیفه دوم که فرماندهی لشکریان اسلام را امام حسن (ع) به عهده داشت رخ داده است.
ساختمان اصلی آتشکده به روی چهار ستون و به شکل چهار طاقی بلندی بوده است . طول هر ضلع قاعده ستون ها 2/5 متر و فاصله داخل این ستون تا ستون دیگر به شکل مربع 3 متر می باشد. ارتفاع هر ستون تا پای طاق هلال ها ۴ متر و ارتفاع این هلال ها ۲متر است که گنبدی مدور آن ها را پوشانده . در کل ارتفاع آتشکده ۱۰ متر می شود.
تاریخ ساخت درب این مسجد به سال ۸۰۳ ه.ق در دوره اتابکان فارس بوده است.
در زمان صفویه طاق گنبدی آن را به اندازه 2متر کوتاهتر کرده اند که از ابعاد کوچکتر آجرهای آن این تغییر محسوس می باشد.
جای درب مسجد، در گوشه شمال غربی داخل کوچه هنوز دیده می شود. بر اثر ترک خوردن صخره های شنی ، لبه ی شرقی آن و طاق مسجد تا پایین دیواره و پی ساختمان ترک خورده و در سال ۱۳۳۲ ه.ش به همراه قسمتی از صخره ها به دره سقوط کرده اما نیمه دیگر آن هنوز باقی است. در وسط طاق مسجد بشقاب کاشیکاری زیبا و با ارزشی وجود داشته که شخصی به کارگری مقداری پول می دهد که آن را از مسجد خارج و تحویل او دهد که در اثر بی توجهی به زمین افتاده و می شکند.
در دیوار شمال غربی داخل حیاط مسجد سنگی بوده که خطوطی روی آن نوشته بوده است که یک فرد خارجی در ازای مبلغی ، آنرا از دیوار خارج کرده و با خود می برد. داخل دیوار شمال غربی داخل کوچه سنگی صاف قرار دارد که خطوط ناخوانایی روی آن نوشته و مردم قدیم آن را می بوسیدند.
همچنین سنگ دیگری در دیوار کوچه اصلی قلعه شمال حمام وجود داشته که چند بیت شعر روی آن حک شده بوده است که این سنگ را هم فرد خارجی دیگری خریده و با خود از کشور خارج می کند.
درب حیاط مسجد از چوب گردو و هر لنگه آن از یک تخته ساخته شده و روی آن کنده کاری و تاریخ ساخت درب به سال 803 ه.ق روی آن حک شده بوده است .
یک لنگه آن را شخص کشاورزی به مصرف وسیله کشاورزی خود می رساند !!! و لنگه دیگر آن را به موزه ملی ایران در تهران ارسال داشته اند.
مصالح اولیه ستون های این بنا از سنگ ،خاک رس،شن،آهک و گچ و مصالح طاق ها و گنبد ها از آجر است. داخل این بنا گچ کاری و رنگ آمیزی بوده است . در مشرق ایوان و در طرف شمال آن رواقی ساخته شده و حیاط مسجد در شمال مسجد بوده است.

باغ امید سالار
ساختمانی است فوق العاده جذاب و زیبا که از عهد و عصر قاجاریه برجا مانده است. باقی مانده باغ امید سالار دارای معماری جالبی است که در زمین به مساحت 7000 متر مربع واقع شده است. از معماری آن می توان به مقرنس ها و گچ بری های زیبا که در آن عصر فوق العاده و بی نظیر بوده است اشاره کرد . دور تادور این بنا باغی زیبا قرار دارد و درب چوبی زیبایی در ضلع شرقی باغ است . این بنا در یکی از خیابان های اصلی شهرستان آباده قرار گرفته و در حال حاضر در تصرف نیروی انتظامی این شهرستان قرار دارد . و به علت بی توجهی مسئولین این بنای تاریخی رو به تخریب و نابودی است.

قبور خورشیدی
قبور خورشیدی واقع در اطراف کوه خواجه که مربوط به دوره آریایی می باشد ( بر اساس شواهد تاریخی موجود آریایی ها در دو مرحله یکی 4000 سال پیش و دیگری 3700 سال پیش به منطقه فارس آمده اند ) و بر اساس دین مهری خود مردگانشان را رو به روی خورشید در ارتفاعات می نشانده و یا خوابانده و اطراف آنها سنگ قرار می داند.

منبع : قلم :: وبلاگ خبری آباده ::(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )

آباده در دوران باستان و صدر اسلام

برداشت از کتاب بازی های محلی آباده نوشتهٔ جمشید صداقت کیش،۱۳۶۰

آنچه از تاریخ باستان ایران مستفاد می‌شود آن است که از دوران هخامنشیان در میان طوایف چادرنشین فارس ما بنام کرد بر می خوریم و این کردها بویژه در دوره ساسانیان در نواحی مرکزی ایران در میان اصفهان و آباده زندگی می‌کرده‌اند. اما از نحوهٔ زندگی و چگونگی چادرنشینی آنان اسناد و مدارکی در دست نیست و بنابراین بحث در این‌باره به زمانی واگذار می‌شود که تحقیقات دانشمندان در این زمینه تکمیل گردد.

با این موضوع ما بر می‌خوریم به باتلاق‌ها یا دشت‌هایی که در حوزه شهرستان و شهر آباده به گور بهرام مشهورند. یکی از منابع تاریخی گور بهرام را بین دو دشت در دشت بین آباده و شولگستان [شورجستان] می‌داند. دومی گور بهرام را در باتلاقی در سرحد چهاردانگه و در حوالی آسپاس می‌داند و سومی در دشت مجاور سورمق و همگی معتقدند که بهرام گور در هر یک از این‌ها در شهرستان آباده فرو رفته است.

البته دلیل و ادعای این امر آنست که از هفت گنبد بهرام گور تمامی در منطقه این شهرستان می‌باشد. [بهرام گور هفت دختر از هفت اقلیم گرفته و هر یک را در یک قصر قرار داده و هر یک از روزهای هفته را با یکی از آنها می‌گذرانده است. شنبه در قصر مشکین (واقع در آسپاس سرحدچهاردانگه)، یکشنبه در گنبد زرد (واقع در کوشک زرد در سرحد چهاردانگه)، دوشنبه در گنبد سبز (واقع در بین ده بید و آسپاس)، سه‌شنبه در گنبد سرخ (اطراف آن فاقد آبادی است و تل خاکی بیش نیست.)، چهارشنبه در گنبد کبود (در سورمق در 22 کیلومتری جاده آباده به شیراز)، پنجشنبه در گنبد صندلی (اطراف آن فاقد آبادی است.)، جمعه در گنبد سفید(در ده بید)] بعلاوه تا آنجا که تاریخ نشان می‌دهد مرز استان فارس و استان اصفهان در بین ایزدخواست و امین آباد بوده و گاه شهرک امین آباد نیز می‌پوشاند.

بنابراین همواره آباده جزء استان فارس بوده و در دوره هخامنشی و ساسانی نیز الزاماً می‌باید وجود داشته باشد اما با کیفیت متفاوتی زیرا فاصله استخر تا اصفهان زیاد بوده و ناگزیر باید توقفگاه‌هایی برای راه زمستانی خود تا ایزدخواست داشته باشند.

راه زمستانی فارس از استخر شروع، از دهبید و سورمق و آباده گذشته و به ایزدخواست می‌پیوسته است اما متأسفانه در آثار معدود نوشتاری دوران باستان بحثی از این مقوله رانده نمی‌شود و وجود آثار باستانی منحصربه‌فرد منطقه شهرستان آباده این راه را نشان می دهد. در شمال شهر آباده در مجاورت قبرستان کنونی آباده زیارتگاهی به نام خواجه بر بالای کوهی به همین نام وجود دارد که تمام اطراف آن را قبرهایی از سنگ پوشانده‌اند و هر قبر به صورت یک توده سنگ در آمده.

در فاصله کمی از همین کوه بر بالای کوهی دیگر که از نظر سوق الجیشی فوق العاده حائز اهمیت است خرابه‌های قلعه‌ای وجود دارد که به‌نام قلعه گبری می‌باشد که هنوز پل دفاعی آن سالم باقی مانده است و برعکس تصورات برخی این محل جهت نگهداری آذوقه و مواد و نیز سکنی زردتشتیان پیش از اسلام و صدر اسلام بوده است. در فاصله سه کیلومتری جنوب این کوه، قلعه گبری دیگری در مجاورت شهرک خراب شده وزیرآباد وجود دارد که استوردان یا به عبارت دیگر قبرستان آنها بوده است.

در شش کیلومتری آباده در 600 متری شهرک کوشکک قلعه گبری دیگری نیز وجود دارد و جالب آنکه سراسر منطقه شهرستان آباده در قلل مرتفع کوه‌ها از این نوع قلعه گبری وجود دارد. آثار دیگری از قبیل خرفخانه‌ها [در دوران باستان مردم معتقد بودند پیران به مرحله‌ای می‌رسند که خرفت (خرف) می‌شوند. از این نظر آن‌ها را در ساختمان‌هایی به همین نام نگه می‌داشتند تا روزی مرگشان فرا رسد] با تعداد زیاد از جمله در پشت کوه خواجه و کوه‌های سورمق و در چهل ذرعی نیز دال بر قدمت آباده می باشد. ضمناً واژگان برخی از دهات آباده نظیر درغوک، ادریس آباد، کوشکک و جزمودق که همه این‌ها در حال حاضر جزء شهر آباده شده‌اند و همه مردم قدمت آنها را پیش از اسلام و صدر اسلام می‌دانند و تایید می‌کنند.

اما متأسفانه در هیچ منبعی و مأخذی بحثی از این‌گونه آثار نشده و مقدسی اولین کسی است که در کتاب خود از راه زمستانی نام می‌برد ولی منزل‌گاهای آن‌را در این محدوده مشخص نمی‌کند. از طرف دیگر احتمال دارد واژه محاوره‌ای آباده از دید سیاحان و جغرافی‌دانان عرب بعد از اسلام توهم‌انگیز بوده باشد که بین واژه‌های آباده و آبادی (مثلاً اینجا آباده است) و جمله (اینجا آبادی است) و نیز آباده طشک نتوانسته باشند تمیزی قائل گردند و ضرورتاً با اعلام واقعیت مکانی آباده توسط ابن بلخی در کتاب خود جغرافی‌دانان بعد از او ناگزیر آن را دنبال کرده باشند.