بازدید از قلعه ایزدخواست با اعمال شاقه/ خطر سقوط در کمین گردشگران

گزارش و عکس: هژیر فتحی

برداشت از خبرگزاری مهر

شیراز – خبرگزاری مهر: برای بازدید از بقایای رو به زوال قلعه تاریخی ایزدخواست که از آن به عنوان یکی از عجایت معماری ایران قدیم یاد می‌شود یا باید خطر سقوط از ارتفاع را به جان خرید و یا باید ساعت‌ها منتظر ماند تا یکی از اهالی محل نقشه دسترسی به داخل قلعه را برایتان تشریح کند.

به گزارش خبرنگار مهر در شیراز، ایزدخواست شهری در بخش مرکزی شهرستان آباده در شمال استان فارس بوده که دارای آثار تاریخی از دوران و اعصار مختلف تمدنی ایران است.

قلعه و پل ایزدخواست، کاروانسرا و خانه‌های قدیمی روستایی از جمله آثار تاریخی شهر ایزدخواست به شمار می‌روند که هرکدام به نوبه خود می‌تواند گردشگران را تا چند روز در این شهر متوقف کند.

قلعه ایزدخواست متعلق به دوران ساسانیان را می‌توان یکی از شاخص‌ترین آثار این منطقه توصیف کرد که به گفته کار‌شناسان و دوستدارن میراث فرهنگی با سبک معماری خود یکی از عجایب و نمونه‌های چشم گیر شهرسازی و مهندسی زمان قدیم ایران است.

نمایی از قلعه ایزدخواست

 

قلعه ایزدخواست با کمترین هزینه، امنیت خود و ساکنان داخل آن را تامین می‌کرده چراکه از سه طرف با پرتگاهی بر حالت عمود نسبت به کف زمین با ارتفاعات مختلف از شش تا ۱۵ متر، حتی با کمک از ادوات جنگی برای سربازان دشمن غیرقابل نفوذ بوده است.

نفوذ به فقط از یک طرف میسر می‌شده که آن هم با حفر زمین حدود ۳۰ متر طول و چهار مترعرض با عمق چهار متر نفوذ به داخل قلعه غیر ممکن بوده است.

فضایی که قلعه و خانه‌های روستایی داخلش در آن زمان ایجاد کرده بسیاری از گردشگران را در زیبایی و معماری منحصربه فرد خود فرو برده و به طور مثال در شب، ساکنین خانه‌های اطراف قلعه با حضور در بالکن‌های خود که با روشن کردن چراغ، منظره بسیار زیبایی را از دور شبیه به کشتی در دل دریا به وجود می‌آورده‌اند یا کوچه‌های مسقف و تاریک که گرما را در دل تابستان از مردم می‌گرفتند و در زمستان هم با هدایت باران و برف از طریق حصار قلعه به بیرون، باعث نگهداری قلعه می‌شده است شرایطی را برای این منطقه ایجاد کرده که در سایر مناطق نمونه آن را کمتر می‌توان یافت.

خانه سازی در قلعه نیز در حد بی‌نظیری بوده که ضمن استفاده کردن از مصالح چوب و گل به صورت خشت کمترین سنگینی را بر کف قلعه ایجاد کرده و همچنین توانسته‌اند ساختمانهایی را در پنج طبقه بسازند که با امکانات آن زمان در یک فضای محدود بسیار قابل تامل است که هم جواب ازدیاد جمعیت را می‌داده و هم با استفاده از ارتفاع طبقات، چشم اندازی بسیار زیبا به وجود می‌آمده که مردم هم می‌توانستند زمینهای کشاورزی خود را از داخل خانه تماشا کنند و هم در دل طبیعت باشند.

قلعه رو به ویرانی است

با این تفاسیر می‌توان قلعه ایزدخواست را یکی از جاذبه‌های گردشگری بزرگ منطقه و استان فارس توصیف کرد که با کمی تدبیر و اندیشه می‌تواند نقش مهمی را در گردشگری تاریخی استان فارس ایفا کند.

اما آنچه امروز از این قلعه و خانه‌های روستایی تاریخی اطراف آن باقیمانده ویرانه‌هایی از دیوارهایی بوده که بر فراز تپه‌ای واقع شده و کوچک‌ترین اثری از نگهداری نیز در آن دیده نمی‌شود.

دیواره‌هایی که تخریب شده و فرو ریخته، شکافهایی که هر روز بزرگ‌تر می‌شود و عدم رسیدگی به محیط قلعه و مرمت آن بیش از آنکه شکوه قلعه تاریخی را نمایان کند آثار زوال و مهجوریت را به نمایش می‌گذارد.

فرو ریختن بخشی از دیوار قلعه

 

قلعه‌ای که روزی دشمنان هیچ راه نفوذی را در آن نمی‌توانستند پیدا کنند امروز زوال و فرسایش به خوبی راه تسخیر آن را پیدا کرده و مرتب نیز در خود فرو می‌برند و گویی برای متولیان امر رسیدگی به این قلعه هیچ جذابیتی ندارد.

خبرنگار مهر که برای بازدید از آثار تاریخی ایزدخواست در یکی از روزهای تعطیل به این منطقه سفر کرده بود پس از ۴۵ دقیقه توانست راه دسترسی به محدوده قلعه را با کمک اهالی محل پیدا کند اما این تلاش زمانی بیهوده‌تر بنظر رسید که مشخص نبود که از کدام راه می‌توان به در ورودی قلعه رسید.

قلعه بالای تپه‌ای قرار دارد که در آن زمان این موقعیت جغرافیایی نفوذ به آن را غیر ممکن ساخته بود و امروز نیز پس از گذشت دو هزار سال گویی هنوز نمی‌توان راهی مناسب را پیدا کرد که گردشگران به داخل بنا راه پیدا کنند.

تنها مسیر راهیابی به درون قلعه با پلی بدون ایمنی لازم

 

سرانجام پس از ساعت‌ها بازرسی اطراف قلعه عده‌ای از درون آن سر بیرون آورده و اعلام کردند که قلعه توسط نگهبان آن بسته شده و تا سه ساعت دیگر نیز باز نمی‌شود و در عین حال یکی از بومیان منطقه نیز گفت به واسطه تعطیل بودن امروز شاید اصلا در قلعه باز نشود و زمانی که خبرنگار مهر از آن‌ها پرسید که چگونه وارد قلعه شدند پاسخ شنید که باید از شکاف قلعه بالا رفته و به داخل بنا راه یافت و شکاف قلعه نیز چندین متر با زمین فاصله داشت.

سرانجام پس از مدت‌ها جستجو درب اصلی ورود به قلعه در گوشه‌ای از بنا هویدا شد اما دری که با پلی چوبی به طرف دیگر متصل شده بود و زیر آن خندقی قرار داشت که به نظر می‌رسید چندان ایمن نباشد.

داخل قلعه نیز در جای خود باید مورد بررسی قرار گیرد، شرایطی که داخل بنا دارد به هیچ عنوان شایسته یک اثر میراثی استان فارس نیست. دیواره‌های بنا آلوده و در بخشهایی از بنا نیز در حال تخریب و ریزش است و بر این اساس می‌توان گفت که شرایط این مجموعه اثر تاریخی اصلا مطلوب و خوشایند نیست.

سردرگمی که بازید کنندگان این بنا دچار آن شدند همگی ناشی از فقدان تابلویی برای تعیین مسیر ورودی است که در هیچکدام از بخشهای قلعه نمی‌توان یافت. نبود مرکز اطلاع رسانی گردشگری و همچنین تابلویی که در مورد بنا توضیح دهد همگی از دیگر آثاری است که عدم توجه و رسیدگی به آن را نشان می‌دهد.

نمای بیرونی قلعه که تحت تاثیر فرسایش بدون نگهداری‌‌ رها شده است

 

با این تفاسیر باید گفت بازدید از قلعه کم نظیر ایزدخواست با تحمل مرارت و اعمال شاقه‌ای همراه بوده که از همه گردشگران به ویژه گردشگران خارجی ساخته نیست. شرایط پیرامون قلعه از نظرهای مختلف مثل بهداشت، مسیر مناسب و.. بر میزان بازدید از این مجموعه تاریخی اثر منفی بر جای گذاشته است.

و در این شرایط نیز نمی‌توان انتظار داشت گردشگران مختلف خطرات احتمالی ورود و بازدید از بنا را به جان بخرند چراکه برای ورود به آن یا باید از دیوارهای چند ۱۰ متری بنا بالا رفت که به نظر نمی‌رسد کاری مطابق با قانون و اصول گردشگری باشد و یا به پل چوبی در اصلی که زیر آن خندقی قرار گرفته اطمینان کرد.

کاروانسرای شاه عباس و محرومیتهای مشابه

کاروانسرای شاه عباس ایزدخواست نیز که در محدوده این آثار تاریخی قرار دارد مانند قلعه ایزدخواست دچار محرومیتهای مشابه‌ای شده که چندان در خور شان میراث استان فارس نیست.

کاروانسرا در شمال شرقی رودخانه ایزدخواست بنا شده است و می‌گویند یکی از ۹۹۹ کاروانسرایی است که شاه عباس صفوی در دوران تبعیدش بنا کرده است. این کاروانسرا از لحاظ زیبایی و استحکام و وسعت یکی از کاروانسراهای نمونه در نوع و زمان خود است.

نگهداری از تخریب کاروانسرا به وسیله تیرهای چوبی

 

این بنا در زمینی به مساحت چهار هزار متر واقع شده است. در ردیف جلو در اطراف حیاط در ضلع‌های شمالی و شرقی و همچنین جنوبی ۲۰ باب اتاق در ابعاد ۳ در ۳ متر واقع شده که هر اتاق دارای ایوانی به مساحت ۵. ۷متر است.

فقدان مرکزی در اطراف بنا برای ارائه اطلاعات اثر تاریخی مذکور، فقدان تابلوی راهنمایی و اطلاعات گردشگری و مسائلی از این قبیل هر کدام در نوبه خود بر مهجوریت این کارونسرا دامن زده است.

از نظر استحکام، این بنا از قلعه ایزدخواست شرایط بهتری دارد اما آنچه در مورد محافظت از تخریب بنا نمایان است نگهداری از بخشهایی از بنا به وسیله تیرهای چوبی است که به نظر نمی‌رسد چندان مطابق با اصول علمی باشد.

متولیان امر باید در نظر داشته باشند که استان فارس فقط به آثاری چون تخت جمشید، پاسارگاد و… محدود نمی‌شود بلکه مجموعه‌ای از آثار و میراث تاریخی فارس بوده که این استان را به جایگاه کنونی خود رسانده است.

 

گزارش و عکس: هژیر فتحی

برداشت از خبرگزاری مهر

× پیوند مطلب اصلی در خبرگزاری مهر

آثار باستانی آباده: کاروانسرای شاه‌عباسی؛ خواجه‌عکاشه و کوه‌خواجه

آثار باستانی آباده قسمت دوم

:. قسمت اول را می توانید در اینجا ببینید .:

کاروانسرای شاه عباسی :

این کاروانسرا در دشت وسیع آباده واقع شده است و نزدیک به روستای شورجستان می باشد . این کاروانسرا در شمال غربی آباده و شورجستان واقع و مرتبط با بافت روستایی ساخته شده است. این کاروانسرا به کاروانسرای عباسی نیز معروف است و به احتمال زیاد در زمان شاه عباس صفوی ساخته شده است .
کاروانسرا به صورت چهار ایوانی بوده و ابعاد آن حدود 62×61 متر می باشد . ورودی و سردر اصلی بنا در جبهه ی جنوبی قرار دارد . کرسی بنا از لاشه سنگ و ملات و گچ است . مابقی این بنا از آجر به ابعاد 27×6 سانتی متر ساخته شده است.
نحوه آجر کاری عمدتا به صورت ساده بوده است و طاق ها ضربی می باشد . دو طرف ایوان ورودی دارای دو طاق نما است. ابعاد درونی بنا 40/5 متر × 36/5 متر می باشد .این کاروانسرا دارای پلکانی است که از دو طرف به پشت بام کاروانسرا راه دارد. سر در ورودی به صورت دو طبقه بوده و دارای یک اتاق در هر طرف است .
جانبین هر ایوان بوسیله چهار ورودی به اتاق ها و فضای پشت اتاق ها که احتمالا جهت نگهداری حیوانات و بار بوده است، ارتباط دارد،دهانه هر ایوان 4/5 متر است . طول ضلع شرقی غربی کاروانسرا بیشتر از ضلع شمالی جنوبی است .
آب مورد نیاز در زمان قدیم از رشته قناتی که از جلو کاروانسرا عبور می نموده است تامین می شده است.
در حال حاضر کاروانسرا به صورت متروکه بوده و بهره برداری خاصی ندارد. خصوصیات بارز این بنا ،چهار ایوان بودن ، راهرو و فضای پشت اطاق ها ، پخ نمودن لبه سه ضلع بیرونی بنا ،کرسی بندی سنگی و به کار گیری مصالح آجر در ساخت بنا است.
بنا در حال حاضر و وضعیت کنونی هیچ تزئینی ندارد اما در گذشته بالای درب ورودی یک قاب معرق به رنگ سفید بر زمینه لاجوردی بوده است که از بین رفته ، بنا هم اکنون دارای یک کتیبه مرمرین است که به علت واقع شدن در ارتفاع زیاد ، بدون چشم مسلح قابل خواندن نمی باشد . این کاروانسرا در فهرست آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

خواجه عکاشه و کوه خواجه :کوه خواجه آباده

در دو کیلومتری شهرستان آباده در قسمت شمالی ده درغوک در بالای کوهی(که در دامنه آن ، قبرستان آباده قرار دارد) مقبره ایست معروف به خواجه عکاشه . محلی که تمام شهر آباده از آنجا دیده می شود.دارای قبه و بارگاه باشکوهی است وبرفراز آن ضریحی* است به طول3متر و عرض1/5و ارتفاع 1/5متر که از چوب گردو ساخته شده ومنبت کاری گردیده است. دارای کتیبه* ایست که نام چهارده معصوم(ع) بر آن منقوش گردیده ودر پایان آن نوشته شده که وقف کرد برمزار متبرکه منوره سلطان الاتقیاء وبرهان الاوصیاء خواجه عکاشه بلخی واقع در آباده. عفیفه مکرمه میرزا خواند و ولدبطن آسیدعلی سیاه پوش مشهورا خادم آستانه منوره.
در جلو ضریح دربی است که این اشعار بر او نوشته شده است.
هر که در این روضه درآید ز صدق      هست دعایش به یقین مستجاب
روی نیاز هر که بر این آستان نهاد     پای شرف ز یقین بر آسمان نهاد
زدر درآ و شبستان ما منور کن         دهان مجلس روحانیان معطر کن

و در پایین کتیبه منقوش گردیده که، ( استاد شاه محمد نجار اقلیدی سنه ی 1021 قمری) و کاشیهای منصوبه در آن زیارتگاه به طور قطع در زمان صفویه به کار رفته است. و بطوریکه آقای حاج شیخ محمد علی جان نثار ( امام جماعت مسجد امام حسن) آباده اظهار مینمود مقبره مزبور دارای زیارت نامه ای بود و جملات ( السلام علیک یا محمد بن عکاشه) در آن مذکور و نامبرده ملاحظه و قرائت نموده ولیکن فعلا آن زیارتنامه موجود نیست ، بنابراین میتوان گفت که نامش محمد و فرزند عکاشه بوده است.
و بنا به گفته نامبرده در کتاب حبیب السیر در صفحه 344 مذکور گردیده است که ( آن بزرگوار عکاشه ابن محصن اسدی است که در جنگهای احزاب و خیبر به دستور حضرت رسول اکرم (ص) مقدمه لشکر را عهده دار بوده است ودر جنگ شهید شده. جناب خواجه عکاشه برای ترویج دیانت حقه اسلام به بلخ و بخارا مسافرت نمود. اهالی بلخ مقدمش را گرامی شمرده و به لقب خواجه که مخصوص بزرگان آن دیار است ملقبش نموده اند . آن جناب در هنگام اقامت خود در بلخ ابنیه خیریه بنا نموده و اکنون نیز یکی از دروازه های بلخ به نام نامی او مشهور است .جناب خواجه عکاشه پس از مراجعت از بلخ در ولایت فارس از دارفانی به سرای باقی شتافت و اکنون مدفن او مزار خاص و عام است.و در صفحه 398 کتاب حبیب السیر نیز از دروازه عکاشه در بلخ که به وسیله محمد خان شیبانی اورنگ گشوده شده و در فصل راهنمای دانشوران درباره خواجه عکاشه ذکر شده که( عکاشه بر وزن فعاله) نام عکاشه ابن محصن اسدی است و نام فرزند او و هم چنین نام طایفه ای از اولاد او میباشد . ( فریدون ابن عکاشه که به عربی و فارسی شعر می گفته و در قرن هشتم میزیسته ، نیز از این طایفه است).
علیهذا با توجه به مراتب بالا و به صفحه 121 جلد دوم منتهی الامال حاج شیخ عباس قمی رضوان الله علیه در باب نهم ( درمورد حضرت امام موسی کاظم ع) قید شده (شیخ کلینی و قطب راوندی و دیگران روایت کرده اند که ابن عکاشه اسدی بخدمت حضرت امام محمد باقر (ع) آمد و حضرت امام جعفر صادق (ع) در خدمت آن حضرت ایستاده بود حضرت او را اعزاز و اکرام نمود و انگوری برای او طلبید .در اثنای سخن ابن عکاشه عرض کرد که یا رسول الله چرا جعفر را تزویج نمی نمایی بحد تزویج رسیده است…..والی آخر) . معلوم می شود که از مقربین خاندان عصمت و طهارت بوده است.
بر طبق یکی از مقاله های موجود قبر موجود متعلق به خواجه عکاشه نیست بلکه این قبر متعلق به خواجه جلال الدین فریدون عکاشه می باشد که از مستوفیان و وزراء شاه شیخ ابو اسحاق اینجو بوده است که مردی ادیب و شاعر بوده است و در کتابی که در همان عصر نوشته شده اشعار زیادی از وی آورده شده است.
این شخص در یکی از جنگ هایی که بین امیر مبارز الدین محمد شاه یزد و شاه ابو اسحاق اینجو رخ داده است کشته شده و جسد او را در کوه دفن کرده اند و از آن زمان به کوه خواجه معروف گردیده است.
کوه خواجه از عهد هخامنشیان ، اشکانیان ، ساسانیان در بین مردم مقدس بوده است و در قله آن آتشکده و عبادتگاه ساخته بودند برای همین خواجه را در این کوه به خاک سپرده اند. در نزدیکی کوه خواجه، کوه دیگری وجود دارد که در قله آن ساختمان مخروبه ایست که آن را قلعه گبری می نامند.
این قلعه محل زندگی نبوده است زیرا محوطه آن بسیار کوچک و فاقد آب می باشد . بر طبق آثار موجود این محل استودان بوده است . استودان محلی بوده است که زرتشتیان قدیم ساکن شهرستان و نواحی اطراف اجساد اموات و مردگان خود را در معرض هوا می گذاشته اند و پس از اینکه ماهیچه و عضلات جسد را طیور وحشی می خوردند استخوان ها را جمع آوری کرده در اطراف کوه مقدس خواجه دفن می کردند.
هنوز هم این گونه قبور در اطراف خواجه است و در چندین سال پیش مردم سنگ ریزه هایی روی این قبور ریختند و اعتقاد داشته اند که این قبر ها گور کافران است.

* متاسفانه هم اکنون هیچ اثری از ضریح و کتیبه نیست! خود ساختمان نیز به دلیل عدم رسیدگی و بی توجهی مسئولان و مردم بسیار آسیب دیده و در حال تخریب است .

منابع: قلم :: وبلاگ خبری آباده ::

کتاب تاریخ و جغرافیای شهرستان آباده  از  (سید عبدالرحیم شریف)

(الهام دهقان-آرزو کشاورز-شبنم فیروزی. زیر نظر سازمان دانش آموزی )