نگاهی به قلعه‌ای ۲۰۰۰ ساله: قلعه ایزدخواست

محمد علی توکلی:

بسمه تعالی
در ابتدای دشت وسیع آباده در آخرین نقطهٔ غربی به فاصله 60 کیلومتر از آباده به طرف اصفهان هر مسافری به شهر ایزدخواست می‌رسد. این شهر با قلعه تاریخی خود با توجه به قدمت بیش از ۲۰۰۰ سال می‌تواند چند روز برای تماشا و گردشگری هر مسافری را متوقف کند.

ایزدخواست را همه کارشناسان داخلی و خارجی آثار باستانی و افراد علاقه‌مند به فرهنگ گذشته ملل به خوبی می‌شناسند. چون قلعه تاریخی ایزدخواست با سبک معماری خود یکی از عجایب و نمونه های چشم‌گیر شهرسازی و مهندسی زمان قدیم ایران است. با کمترین هزینه امنیت قلعه و ساکنان داخل آن تأمین می‌شده است چون از سه طرف با پرتگاهی تقریباً بر حالت عمود نسبت به کف زمین با ارتفاعات مختلف از 6 تا 15 متر، حتی با کمک از ادوات جنگی برای سربازان دشمن غیر قابل نفوذ بوده است.

فقط از یک طرف به قلعه دسترسی بوده که آن هم با حفر زمین حدود 30 متر طول و 4 متر عرض با عمق 4 متر عملاً نفوذ به داخل قلعه غیر ممکن بوده است. به گفتهٔ جهانگردان که از حدود 800 سال پیش به این طرف از این مکان دیدن کرده‌اند فضای داخلی آن‌را بسیار جالب و زیبا (که آثار بجا مانده مؤید نوشته‌های آن‌هاست) ذکر کرده‌اند. به طور مثال، در شب، ساکنین خانه‌های اطراف قلعه با حضور در بالکن‌های خود که با روشن کردن چراغ، منظره بسیار زیبایی را از دور شبیه به کشتی در دل دریا به وجود می‌آورده‌اند و یا کوچه‌های مسقف و نسبتاً تاریک که گرما را در دل تابستان از مردم می‌گرفتند و در زمستان هم با هدایت باران و برف از طریق حصار قلعه به بیرون، باعث نگهداری قلعه می‌شده است.

خانه سازی همه در حد بی‌نظیری بوده که ضمن استفاده کردن از مصالح چوب و گل به صورت خشت کمترین سنگینی را بر کف قلعه ایجاد کرده و همچنین توانسته‌اند ساختمان‌هایی را در 5 طبقه بسازند که با امکانات آن زمان در یک فضای محدود بسیار قابل تأمل است، که هم جواب ازدیاد جمعیت را می‌داده است و هم با استفاده از ارتفاع طبقات، چشم‌اندازی بسیار زیبا به وجود می‌آمده است که هم می‌توانستند زمین‌های کشاورزی خود را از داخل خانه تماشا کنند و هم مستقیماً در دل طبیعت باشند چون به دلیل فنی در قلعه نمی‌توانستند درخت و سبزی بکارند، زیرا باعث ایجاد شکاف و فرسایش می‌شده است. در نتیجه خیلی راحت بین اهل خانه و مردان که در حال کار کردن در مزارع بوده‌اند ارتباط برقرار می‌شده است و به وسیله اهل خانه حتی دیده‌بانی می‌شده است و در صورت نیاز برای کمک در انجام کارهای کشاورزی به راحتی همدیگر را خبر می‌کرده‌اند؛ و در اسرع وقت به کمک هم می‌رفتند، چون اگر کسی می‌خواست به طور معمولی از مزرعه به داخل قلعه برود و کسی را به کمک بیاورد حداقل یک ساعت زمان رفت و برگشت طول می‌کشیده است.

 

در داخل قلعه منازل حیاط نداشته‌اند و پشت بام طبقه اول حیاط طبقه دوم بوده است؛ و همه در یک همزیستی قوی در قلعه سکونت داشته‌اند و با استفاده از اضافی چوب سقف‌ها برای خانه‌های اطراف حصار قلعه، بالکن ایجاد کرده‌اند که آثار آن هم هنوز به چشم می‌خورد. دیوارها در پایین به صورت سنگ چین هستند که مانع از پوسیدگی خشت‌ها می‌شده و در بالا از خشت خام استفاده شده است و خشت‌ها به دو صورت یکی به ضخامت ده سانتی‌متر و دیگری به ضخامت پنج سانتی‌متر که هر دو نوع به بزرگی 40*40 سانتی‌متر می‌باشد. سقف‌های بعضی مکان‌ها مخصوصاً طویله‌ها که در اولین طبقه قرار دارند و سقف طاقچه‌های داخل اتاق‌ها به صورت هلالی و بعضاً جناقی است که مطابق با سبک دوره ساسانیان می‌باشد.

وجود آتشکده در تقریباً وسط قلعه کمی بیشتر به سمت شمال یادگار زندگی پررونق آن‌ها در زمان قبل از اسلام است. بودن آتشکده در آن زمان نشان از وجود موبد یا موبدان و طبقه اشراف و درباریان در قلعه ایزدخواست بوده است و تقریباً از منطقه تخت جمشید تا منطقه یزد و تا اصفهان در هیچ جایی از این گسترهٔ جغرافیایی ذکری از وجود آتشکده دیگری نشده است و مدرکی نیز به دست نیامده است. به این علت موقعیت تجاری و نظامی ایزدخواست در زمان ساسانیان و حتی قبل از آن را بسیار بالا و مورد توجه حکومت نشان می‌دهد.

بعد از اسلام هم خود مردم در حفظ و نگهداری قلعه کوشیده‌اند. این آتشکده اولین مکانی است که در ایران بزرگ آن زمان مستقیماً از آتشکده به مسجد تبدیل شده است و هم زمان با ورود سربازان اسلام به مرکز حکومت ساسانیان در خطه فارس می‌باشد. ایزدخواست با محل جنگ نهاوند که آخرین نبردگاه اسلام با سربازان ساسانیان در نزدیکی همدان فعلی می‌باشد، فاصله زیادی ندارد. بعد از اینکه مردم دین اسلام را پذیرفتند آتشکده به مسجد تبدیل گردیده و در طول زمان تغییراتی در بنای آن صورت گرفته و مردم تلاش داشته‌اند که آن‌را به بهترین وجهی حفظ کنند ولی به علت سقوط بخشی از دیواره قلعه حدود نصف فضای زیر گنبد مسجد متأسفانه به دره سقوط می‌کند و اخیراً به علت مهاجرت مردم به صورت بسیار اسفباری به حالت مخروبه در آمده است که باید برای حفظ آن اقدام سریع صورت گیرد.البته مسجد قلعه در تاریخ ۱۳۲۷/۱۲/۲ طی شماره ۳۷۶ به ثبت آثار ملی در آمده است.

در سال‌های قبل سردر قلعه به علت نامعلومی تخریب شده وبا همان مصالح بجای مانده از سردر قبلی مجدداً به صورت فعلی بازسازی شده است و فقط گویا درب چوبی آن عوض شده و کوچک‌تر نیز انتخاب گردیده است.

در حدود دو قرن پیش هم به علت تخریب یا نامناسب بودن حمام قلعه، شخصی با هزینه سفر حج خود یک باب حمام با کلیه امکانات و تزئینات آن زمان به سبک حمام‌های دوره صفوی می‌سازد و تا همین بیست سال پیش کاملاً سالم بود و یکی از زیباترین بنا های داخل قلعه محسوب می‌شد که قبل از حضور سازمان میراث فرهنگی در محل، افراد سودجو برای حفر در زیر ستون‌های حمام سقف آن را خراب و او را مخروبه کرده‌اند که باید برای بازسازی اقدام شود.
محمد علی توکلی تیر ماه 86 آباده.